تبليغاتX
تروريست حقيقي
تروريست حقيقي
2008/5/3
نجات ‌زنی پس از ۲۴ سال حبس توسط پدرش ...  
نجات ‌زنی پس از ۲۴ سال حبس توسط پدرش













زنی كه از سال ۱۹۸۴ تا‌كنون ناپدید شده بود سرانجام پس از ۲۴ سال حبس توسط پدرش در یك اتاق نجات یافت.








زنی كه از سال ۱۹۸۴ تا‌كنون ناپدید شده بود سرانجام پس از ۲۴ سال حبس توسط پدرش در یك اتاق نجات یافت.
به نقل از آسوشیتدپرس از وین، این زن در بازجویی‌های اولیه به پلیس اظهار كرده كه مرتباً مورد تجاوز پدرش قرار می‌گرفته و در این مدت دست كم ۶ بچه را به دنیا آورده است.
مقامات اعلام كرده‌اند كه پدر وی به اقوام و آشنایان گفته بود كه دخترش وارد یك فرقه جدید و ناپدید شده است.
"فرانس پولتزر" رئیس اداره تحقیقات جنایی اتریش به خبرنگاران گفت: پدر این زن به نام "جوزف" تحت نظارت پلیس به سر می‌برد.
پلیس اعلام كرد: "جوزف" و همسرش ۳ كودك دخترشان را بزرگ كرده‌اند و ۳ دختر دیگر نیز در اتاق محل زندانی كردن مادرشان به سر می‌برده‌اند.
ماجرا زمانی فاش شد كه در ۱۹ آوریل یك نوجوان بی‌هوش در ساختمانی كه پدربزرگ و مادربزرگش در آن‌جا زندگی می‌كردند یافت و به بیمارستانی در شهر "آمستتن" منتقل شد و اعلام كرد‌ مادر ‌بیمار ‌او گم شده است.
پلیس با انتشار اطلاعیه‌هایی خواستار مراجعه مادر این نوجوان شدند و سرانجام با دریافت اطلاعاتی محرمانه و ناشناس موفق شدند مادر او را در نزدیكی بیمارستان پیدا كنند.
مادر كه مقامات او را "الیزابت" معرفی كرده‌اند به افسران پلیس گفته بود كه به تازگی و بعد از ۲ دهه حبس توسط پدرش آزاد شده است.
وی اظهار كرد: در ۲۸ آگوست ۱۹۸۴، پدرش او را با دادن داروی آرامبخش به وی دستانش را بسته است و در اتاقی در زیرزمین خانه آن‌ها زندانی كرده است.
"پولتزر" در گفت‌وگو با تلویزیون آسوشیتدپرس گفت: این زن رمزهایی را برای یافتن اتاق مخفی محل حبس وی داده است و پلیس موفق به كشف این مكان شده است.
پلیس اعلام كرده كه محل حبس وی دارای چند اتاق و كف ناهموار بوده و در ورودی آن آنقدر كوتاه بوده كه باید با خم شدن وارد آن می‌شده‌اند و تمام فضاهای این اتاق بسیار تنگ و بسته بوده است.
الیزابت به پلیس گفت: پدرش از سن ۱۱ سالگی مرتباً او را مورد تجاوز جنسی قرار می‌داده است و او و بچه‌هایش غذا و لباس مورد نیاز خود را تنها از طریق پدر و مادرش به دست می‌آورده‌اند كه در این میان مادر اطلاعی از وضعیت دختر و نوه‌هایش نداشته است.
پلیس اعلام كرده كه الیزابت در جریان بازجویی‌ها بسیار هراسان و مضطرب بوده و تنها زمانی حاضر به صحبت شده كه مقامات به او تضمین داده‌اند دیگر مجبور نیست پدرش را ببیند و فرزندان او نیز تحت مراقبت كامل قرار دارند.
"جوزف" ۷۳ ساله و "رزمری" همسرش ۳ كودك دخترشان را در این خانه دو طبقه در شهر "آمستتن" در ۸۰ مایلی غرب وین بزرگ كرده‌اند. این دو با اعلام این كه این كودكان را در خارج از خانه خود و در سال‌های ۱۹۹۳، ۱۹۹۴ و ۱۹۹۷ یافته‌اند و همراه یكی از آن‌ها یادداشتی از "الیزابت" بوده است كه قادر به نگهداری از كودكان نیست، برای آن‌ها شناسنامه گرفتند.
پلیس اعلام كرده كه دختر ۱۹ ساله بیمار به نام "كرستین" را در ۱۹ آوریل و بیهوش با یادداشتی از مادرش و در همان ساختمان پیدا كرده‌اند كه خواستار مراقبت از این دختر مریض شده بود. بعد از بستری شدن‌ "كرستین"، "جوزف"، "الیزابت" و ۲ دختر دیگرش را آزاد می‌كند و به همسرش می‌گوید كه دخترش به همراه نوه‌هایشان باز گشته‌اند.
خبرگزاری اتریش‌پرس گزارش داده به غیر از "كرستین"، ۳ نفر از بچه‌ها پسر بوده و دو نفر دیگر دختر بوده‌اند كه كوچك‌ترین آن‌ها ۵ سال سن دارد. همه كودكان به همراه "الیزابت" و "رزمری" تحت مراقبت‌های روانی قرار دارند و آزمایشات DNA‌ برای تشخیص نسب كودكان در حال انجام است.
پلیس اعلام كرد: "الیزابت" اعتراف كرده است كه در سال ۱۹۹۶ یك جفت دو قلو را به دنیا آورده است كه یكی از آن‌ها به علت مراقبت نامناسب جان خود را چند روز بعد از دست داده است و "جوزف" بعد از مرگ جسد را خارج كرده و آن را می‌سوزاند.
انتشار این خبر در حالی اتریش را تكان داده است كه یادآور خاطره تكان دهنده "ناتاشا كامپوش" در كم‌تر از ۲ سال پیش است.
"كامپوش" زمانی كه ۱۰ ساله بود در راه رفتن به مدرسه در مارس ۱۹۹۸ ربوده شده بود. او ۵/۸ سال توسط شخصی به نام "ولفگانگ پریكلوپیل" در زیرزمین كوچك خانه دور افتاده‌ای در حومه وین زندانی شده بود. "پریكلوپیل" چند ساعت بعد از فرار "كامپوش" در ۲۳ آگوست ۲۰۰۶، خود را جلوی یك قطار انداخت و جان سپرد.
2008/5/3
نابودی "اسرائیل" عمل به تورات است ...  

نابودی "اسرائیل" عمل به تورات است

جمعی از خاخامهای جنبش "یهودیان ضد صهیونیزم" با تأکید بر اینکه تأسیس رژیم صهیونیستی مخالفت آشکار با تورات است خواستار نابودی این رژیم شدند.

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از قدسنا، جمعی از یهودیان ضد صهیونیزم با شیخ "یوسف قرضاوی" رئیس اتحادیه جهانی علمای مسلمین در دوحه پایتخت قطر دیدار و اعلام کردند که مشکل درگیری در منطقه در صورت نابودی "اسرائیل" حل خواهد شد.

 


خاخام "دیوید شلومو فیلدمن" از انگلیس گفت: مسئله ای وجود دارد که ما را نگران می کند و ما به مسلمانان و اعراب می گوئیم که تروریسم و وحشی گری که در فلسطین انجام می شود کاملا از دین یهود جداست و تنها مربوط به اقدامات صهیونیستهاست.


 


"فیلدمن" ابراز عقیده کرد که تأسیس "اسرائیل" باعث نفرت و دشمنی علیه یهودیان در جهان شده است و جنبش ما با توسعه شهرکسازی و تجاوز علیه قدس مخالف است.


 


خاخام "دیوید یسرائیل" وایس از آمریکا و سخنگوی جنبش یاد شده نیز ضمن ستایش از مسلمانان گفت که آنها هرگز یهودیان را اذیت  آزار نکرده و بلکه به دین و آداب و رسوم آنها احترام گذاشته اند.


 


وی گفت: صهیونیزم جنبش ظالم و تجاوزگری است که به حیات یهودیان ضربه می زند و هرتزل نیز یک فرد متدین نبود و با سوء استفاده از جهل یهودیان آنان را متقاعد کرد که تنها راه خروج از تبعیدگاه خود نقض تورات است.


 


خاخام "وایس" افزود: هزاران یهودی در داخل اراضی اشغالی فلسطین هستند که در کنار هزاران یهودی دیگر جهان مخالف اندیشه صهیونیزم هستند.


 


این خاخام ضد صهیونیزم در ادامه گفت: رژیم صهیونیستی سخنگوی یهودیان نیست بلکه این رژیم اسم "اسرائیل" را از ملت یهود به سرقت برده و همین امر موجب افزایش تنفر و دشمنی علیه یهودیان در جهان شده است.


 


وایس گفت: پایان تجاوزات و دشمنی ها در خاورمیانه در صورت نابودی رژیم صهیونیستی میسر است اما کشورهای بزرگی همچون آمریکا و انگلیس نمی خواهند این حقیقت را درک کنند.


 


وی با اشاره به فروپاشی شوروی سابق و نابودی نظام نژادپرست آفریقای جنوبی گفت: سرنوشت اسرائیل نابودی است و «هرکس علیه تورات عمل کند هرگز موفق نخواهد شد».


 


خاخام "وایس" در پایان از سازمان ملل خواست که قربانیان ظلم صهیونیزم را زیر چتر حمایتی خود درآورد.


2008/5/3
Lest we forget, an attack on Syria is an attack on Iran and a threat to the Shanghai Cooperation Org ...  

Lest we forget, an attack on Syria is an attack on Iran and a threat to the Shanghai Cooperation Organization

 

chycho

 

Kick Starting WWIII Neocon Style

The rhetoric of war is picking up steam. The never-ending neoconservative agenda of pandering to Israel and confronting Iran and Syria over control of the Middle East is reaching a critical point.

The latest accusations by the United States against Syria, seven months after an Israeli air raid in northeastern Syria, should be taken very seriously by the world community. Not because of the validity of the allegations, but because those who are making the accusation have proven that irrelevant of fact or fiction, war is the agenda.

News has surfaced that Vice President Dick Cheney, who recently warned his allies of impending war in the Middle East and who also opposes diplomatic dealings with North Korea was “‘behind (the) Syrian reactor claim.’” This is the same man who was allegedly in charge of the recent B-52 Incident in the United States where “a B-52 bomber mistakenly loaded with six nuclear warheads flew from Minot Air Force Base, N.D., to Barksdale Air Force Base, La., on Aug. 30, resulting in an Air Force-wide investigation.”

Two articles, one by Project Censored award winning writer Dave Lindorff entitled “Was That Nuclear-Armed B-52 Flight Destined for Iran?,” and the other by Dr. Michael Salla, an international politics scholar, entitled “Was a Covert Attempt to Bomb Iran with Nuclear Weapons foiled by a Military Leak?”, both reported that Cheney was behind the incident. This is the same person who believes that “the US should not be pursuing a diplomatic path with Iran,” but rather should "establish the policy and pathway to bombing Iran."

We were lucky then. According to Dr. Salla, the world was “spared a devastating nuclear war by courageous American airmen who revealed the true contents of an otherwise routine B-52 landing at Barksdale, AFB headed for a covert nuclear mission to the Middle East.” Unfortunately, however, it appears that some of these airmen, instead of being honored, were punished while Cheney - the architect of this potentially horrendous crime - remained in power, and is continuing his attempts to start a Nuclear World War III.

Attempts to Frame Syria Will Fail

When Israel bombed the facility in question, the US intelligence community saw no evidence of a nuclear facility being hit. “US intelligence ‘found no radiation signatures after the bombing, so there was no uranium or plutonium present,’ said one official, wishing to remain anonymous due to the sensitivity of the subject. ‘We don't have any independent intelligence that it was a nuclear facility -- only the assertions by the Israelis and some ambiguous satellite photography from them that shows a building, which the Syrians admitted was a military facility.’”

Israel tried to make the nuclear reactor argument stick but failed. Even The Jerusalem Post published an article in which an “Israeli nuclear expert” refuted the claims that a nuclear reactor was the target. “Tel Aviv University chemistry professor Uzi Even, who worked in the past at Israel's Dimona nuclear reactor, said satellite pictures of the site taken before the Israeli strike showed no sign of the cooling towers and chimneys characteristic of reactors. The absence of telltale features of a reactor convinced him the building must have housed something else.”

Last fall, the nuclear policy at the Center for American Progress stated that “‘in attacking Dair el Zor in Syria on Sept. 6, the Israeli air force wasn’t targeting a nuclear site but rather one of the main arms depots in the country. Dair el Zor houses a huge underground base where the Syrian army stores the long and medium-range missiles it mostly buys from Iran and North Korea. The attack by the Israeli air force coincided with the arrival of a stock of parts for Syria’s 200 Scud B and 60 Scud C weapons.’”

In fact, Israel’s bombing of Syria was an “act of war,” and “a blatant act of aggression against its northern neighbor of the kind denounced as the ‘supreme international crime’ by the Nuremberg war crimes tribunal.” So why is the United States, on behest of Israel, presenting “evidence” which no country, other than the UK, will believe? The answer is that they are not presenting this so-called “evidence” to convince any allies to join them in a military strike against Syria. They are presenting this “evidence” to convince their neoconservative electorate, shown in red in the following diagram, to follow them into oblivion.

The United States does not need the approval or support of the international community to wage war. Neither the UN nor NATO approved the invasion of Iraq but that did not prevent the destruction of the country, resulting in over one million deaths and well over four million refugees.

What the neoconservatives need to do is to solidify the support of the heartland of the United States of America for both the upcoming 2008 elections and the proliferation of war.

What an Attack on Syria Really Means

Iraq was devastated for over ten years with sanctions and continual bombardment before being invaded in 2003. Syria is a country that hasn’t been touched yet, which means that it will be a harder target, even though it is no match for the Israeli military let alone that of the United States. That’s probably why it signed a defense agreement with Iran in June 2006. With this agreement Iran considers Syria's security its own security, and its defense capabilities to be those of Syria.

This means that an attack on Syria is an attack on Iran, and Iran is a much more formidable foe than Syria or Iraq. Not because of Iran’s military capabilities, but because of its diplomatic ties to the regional countries.

Not only has Iran signed a declaration with Caspian Sea leaders in which all parties have agreed “to reinforce peace, stability, economic development, and good neighborliness in the region,” Iran is also an observer countries with the Shanghai Cooperation Organization (SCO), a mutual security organization founded in 2001, which “includes not only the two giants Russia and China, but also the energy-rich Central Asian states Kyrgyzstan, Uzbekistan, Kazakhstan and Tajikistan.”

This is why Noam Chomsky in an essay entitled "Cold War II," outlines a possible scenario in which NATO, under the command of the United States, could, due to its aggressive stance towards Iran, get into a full confrontation with the SCO. If the United States attacks Syria, which it is threatening to do, it will trigger a war with Iran. If this occurs, it is very unlikely that the SCO will tolerate an interruption in the flow of the 40% of Middle East oil that is reported to be heading to the East.

Does anyone actually believe that Russia and energy strapped China will stand idly by and allow their economies to be devastated by a military confrontation between the United States and Iran? Does anyone actually believe that the SCO will allow one of its observer countries to be attacked by a Western power?

A war with Iran or Syria will be a catastrophe on its own, but it could also trigger a confrontation between NATO and SCO, leading to a World War.

It should be becoming clear to those living in the United States that their country is a rouge statein dire need of change if we are to avoid a global nuclear catastrophe. and

Related Posts

10 of the Most Important Economic Events of the Last 10 Years: Collapsing the Economy in the Buildup to World War III
WW3 Has Already Started or: 18 Ways To Stop The Bomb
The Implications of the opening of Iran’s Oil Bourse: The Final Nail in the Coffin for the American Empire
What the Future Holds: It’s much worse than your worst nightmare
NATO vs. SCO: a war Canada does not want to be involved in
The Globe and Mail is peddling World War III: Will Canadians buy a war with Iran as easily as Americans bought Iraq?

2008/4/27
سايت "اوباما" به نفع "هيلاري" هک شد ...  
سايت "اوباما" به نفع "هيلاري" هک شد
آسيب پذيري هاي Cross Site Scripting سبکي از حمله هستند که مهاجم را قادر مي سازند کدهاي مخرب خود را درون صفحات قانوني يک وب سايت بکار بگيرند. از اين روش حمله فيشرها و سارقان هويت بهره مي برند.
کارشناسان امنيتي ادعا کرده اند که بخش اجتماعي وب سايت اوباما - کانديداي انتخابات رياست جمهوري امريکا - هک شده است و بازديدکنندگان آن به سايت رسمي رقيب هم حزبي يعني خانم "هيلاري کلينتون" فرستاده شده اند.

به گزارش برنا، رقابت هاي انتخاباتي در ايالات متحده به روزهاي آخر رسيده است و در اين ميان استفاده از ترفندهاي جديد براي تخريب رقيب نيز جالب توجه است.

بر اساس اين گزارش کمپاني ضد کلاه برداري آنلاين Netcraft گزارش کرده است که شخصي با نام مستعار Mox مسئوليت اين نفوذ مخرب را بر عهده گرفته است. اين فرد در پست وبلاگي خود اقدام خود را نفوذ پيچيده اي ندانسته است و آسيب پذيري را از نوع Cross Site Scripting معرفي کرده است که وي را قادر ساخته به بخشي از کدهاي HTML حمله کند.

مسئولان سايت باراک اوباما هم اکنون آسيب پذيري مذکور را اصلاح کرده اند اما ويديو نمايش دهنده نتيجه نفوذ بر روي سايت YouTube قرار گرفته است.

آسيب پذيري هاي Cross Site Scripting سبکي از حمله هستند که مهاجم را قادر مي سازند کدهاي مخرب خود را درون صفحات قانوني يک وب سايت بکار بگيرند. از اين روش حمله فيشرها و سارقان هويت بهره مي برند.

به گزارش برنا، The Community Blogs بخشي است که مورد نفوذ قرار گرفته است. هواداران اوباما در اين بخش به وبلاگ نويسي و انتشار نظرات خود مي پردازند. همچنين هکر توضيحات خود درباره نفوذ را در همين پلتفرم وبلاگي ارسال کرده است.

کمپاني امنيتي Netcraft در گزارش خود نوشته است: "به هر حال مشکل اصلي حل شده است اما چندين نقص امنيتي مشابه ديگر نيز بدون اصلاح باقي مانده است."

اين در حالي است که كلينتون در حال حاضر مي داندكه با چندايالت باقيمانده عملا نمي تواند ميزان عقب ماندگي آراي خود را جبران كند اما مي كوشد تا حد امكان اختلاف خود را با اوباما كمتر سازد تا در نهايت سوپر نمايندگان كه عمدتا در دوره رياست جمهوري همسر او نيز داراي پست و مقام بودندبه نفع او راي دهند اما در عين حال مقامات ارشد حزب يا همين سوپر نمايندگان به هدف بزرگتركه همان كسب قدرت نهايي حزب در آمريكاست مي انديشند و مي دانندكه اگر به كلينتون راي دهند .
2008/4/27
از ازدواج انقلابی تا ازدواج سياسی ...  
از ازدواج انقلابی تا ازدواج سياسی
 
گسترش روابط خانوادگي در ميان حاكميت جمهوري اسلامي طي دو نسل سبب شده است به تدريج خانواده بزرگي شكل گيرد كه در آن نام‌هاي آشنايي از خميني‌ها، خامنه‌اي‌ها، خاتمي‌ها، هاشمي‌ها، صدرها و... به چشم مي‌خورد. خانواده‌اي كه به تدريج چنان در نسل‌هاي آينده به هم آميخته مي‌شوند كه مي‌توانند به حكم شرع محرم يكديگر شناخته شوند.
مهدي و اميرحسين معتقدند كه ميان سال‌هاي 1368 تا 1384 در ايران دايي‌سالاري حاكم بوده است چرا كه آنان دو دايي دارند كه از سال 1368 تا سال 1384 بر ايران حكومت مي‌كردند. دايي پدري آنان اكبر هاشمي رفسنجاني بود كه از سال 1368 تا سال 1376 رئيس‌جمهور ايران بود و دايي مادري آنان سيدمحمد خاتمي بود كه از سال 1376 تا سال 1384 رياست‌جمهوري ايران را بر عهده داشت. پدر و مادر مهدي و اميرحسين هاشميان به ترتيب فرزندان حجت‌الاسلام محمد هاشميان امام جمعه رفسنجان و آيت‌الله صدوقي امام جمعه يزد بودند و اين يعني آنها فرزندان مشترك «يزد و رفسنجان» و «صدوقي و هاشميان» هستند؛ جايي كه «هاشمي‌ها» و «خاتمي‌ها» به هم مي‌رسند. مهدي و اميرحسين تنها كساني هستند كه در فاصله دو دهه خواهرزاده رئيس دولت ايران بوده‌اند اما پيوند خانواده و دولت در ايران محدود به ايشان نيست:

نسل اول: اسلام انقلابي و ازدواج انقلابي

با پيروزي انقلاب اسلامي ايران نسلي از جوانان مسلمان به قدرت رسيدند كه مبارزه سياسي و اسلام انقلابي براي آنها فرصتي باقي نگذاشته بود تا به ازدواج فكر كنند. ازدواج براي اين نسل در زمره اولويت‌هاي زندگي نبود و از سوي ديگر به دليل ديدگاه مذهبي و عقيدتي آنان امكان آشنايي گسترده جز از طريق خانواده با جنس مخالف را نداشتند يا اگر داشتند ديدگاه ايدئولوژيك اين جوانان به آنان اجازه نمي‌داد در دانشكده يا جامعه به انتخاب دست زنند. واقعيت آشكار ديگر اين بود كه نظام تازه‌تاسيس جمهوري اسلامي نياز به مديراني از جنس اين پيروان اسلام انقلابي داشت و آنان كه در فاصله سني 25 تا 35 سال قرار داشتند و روزگاري گمان نمي‌كردند كه به عنوان كارمند در اداره يا وزارتخانه‌اي استخدام شوند اكنون در معرض نهادهاي وزارت دولت و وكالت مجلس قرار گرفته بودند و شايد درست نبود كه در «تجرد» بمانند. اينگونه بود كه ازدواج انقلابي به ضرورت اسلام انقلابي تبديل شد؛ ازدواجي كه در درون مناسبات نظام تازه شكل مي‌گرفت و اخلاق و آداب خاص خود را داشت: با آشنايي خانوادگي آغاز مي‌شد و با مراسم ساده‌اي پايان مي‌يافت. گاه مسجد صورت مي‌گرفت و تعداد ميهمانان مراسم ازدواج بسيار اندك بود. ازدواج‌هايي كه در درون خانواده انقلاب صورت مي‌گرفت اين مزيت را داشت كه خانواده‌هاي عضو اين خانواده بزرگتر شناختي كافي از هم داشتند و نيازي به تحقيق بسيار وجود نداشت. سطح توقعات طرفين از يكديگر نيز اندك بود و به دليل جو اجتماعي موجود، خانواده‌ها به ساده‌ترين شكل ممكن مقدمات ازدواج را فراهم مي‌كردند.

1- داماد سرخانه

يكي از اين ازدواج‌هاي مشهور ازدواج محمد محمدي‌نيك مشهور به ري‌شهري با دختر آيت‌الله مشكيني بود. ري‌شهري كه پس از انقلاب اسلامي ايران پس از مدتي حضور در دادستاني ارتش به وزارت اطلاعات، دادستاني ويژه روحانيت، دادستاني كل كشور و سرپرستي حجاج ايراني رسيد، حاج‌آقا مرتضي تهراني را معرف و مسبب اين ازدواج مي‌داند: «آقاي مشكيني پاسخ ايشان را موكول به استخاره كرد و پس از چند روز پاسخ داد كه استخاره كردم، خوب آمد پس از موافقت ايشان جريان را به خانواده‌ام در تهران نوشتم و از مادرم و عمه‌ام... خواستم كه به قم بروند و صبيه ايشان را ببينند. آنها رفتند و ديدند و پسنديدند و در پاسخ نامه من نوشتند خوب است ولي خيلي كوچك است. او در آن هنگام تقريبا 9 ساله بود.» (خاطره‌ها، ج 1، ص 52 – 51) مهريه اين ازدواج هزار تومان بود: «مهريه را مبلغ 5 هزار تومان نوشتم [اما آيت‌الله مشكيني] در اثر خطاي ديد پنج هزار تومان را پانصد تومان خوانده بود به ما پيغام داد من حرفي ندارم كه مهريه او پانصد تومان باشد ولي چون مهريه خواهر بزرگتر او هزار تومان است همين مبلغ را براي مهريه او بپذيريد. من تعهد مي‌كنم كاري كنم كه بيش از پانصد تومان شما بدهكار نشويد» (همان: 52) مراسم عقد در حرم امام رضا(ع) «بدون هيچ‌گونه تشريفات اجرا شد» از آن پس آقاي ري‌شهري «مانند يكي از اعضاي خانواده آقاي مشكيني در منزل ايشان و به قول معروف داماد سرخانه» بود. (همان: 53) يك سال و نيم بعد با انتقال به قم داماد ديد كه «به تدريج شرايطي پيش آمده كه احساس كردم ادامه اين وضع به مصلحت نيست با اينكه قرار بود جشن ازدواج ما چند سال بعد باشد، پيشنهاد كردم كه هرچه زودتر انجام شود تا بتوانيم زندگي مستقل تشكيل دهيم. آقاي مشكيني ابتدا با اين پيشنهاد موافق نبود دليل مخالفتش هم كوچك بودن همسرم از نظر سني بود. چون در آن هنگام يازده سال بيشتر نداشت اما من موضوع را با جديت پيگيري مي‌كردم كه همسر من است و شرعا حق دارم او را به خانه خود ببرم... سرانجام با اصرار من ايشان (مشكيني) راضي شد و جشن ازدواج‌مان در سال 1347 برگزار شد.» (همان: 53)

2- داماد دگرانديش

ازدواج مشهور ديگر عصر انقلاب اسلامي ازدواج دختران آيت‌الله هاشمي رفسنجاني با پسران آيت‌الله لاهوتي بود. هاشمي رفسنجاني و حسن لاهوتي هر دو از مبارزان سياسي با رژيم پهلوي بودند. همين سوابق و مناسبات سبب شد دو پسر آيت‌الله لاهوتي يعني حميد و سعيد با دو دختر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني به ترتيب فائزه و فاطمه هاشمي ازدواج كنند. فرزندان آيت‌الله لاهوتي از موقعيت سياسي خود براي ورود به حكومت استفاده نكردند اما فائزه هاشمي در سال 1375 نماينده دوم مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي شد و به عضويت حزب كارگزاران سازندگي درآمد و همواره به عنوان نماد گرايش ليبرالي پدرش شناخته شد و فاطمه هاشمي نيز به عضويت حزب اعتدال و توسعه درآمد كه گرايشي ميانه‌رو در ميان محافظه‌كاران ايران را نمايندگي مي‌كند. يكي از مهمترين مصائب و مسائل اين دو ازدواج، درگذشت آيت‌الله لاهوتي بود. حسن لاهوتي گرچه از روحانيون مبارز و مبارزين مذهبي محسوب مي‌شد اما به جز حميد و سعيد فرزند ديگري به نام وحيد لاهوتي داشت كه مانند فرزندان بسياري از روحانيون مبارز آن عصر (همچون آيت‌الله طالقاني، محمدي گيلاني، جنتي و...) دگرانديش بود و چپ‌گرا. كار به جايي رسيد كه روز چهارشنبه 6 آبان 1360 اكبر هاشمي رفسنجاني در كارنامه روزانه‌اش نوشت: «ساعت سه بعدازظهر خبر دادند كه از طرف دادستاني انقلاب به خانه آقاي [حسن] لاهوتي ريخته‌اند و خانه را تفتيش مي‌كنند. به آقاي [اسدالله] لاجوردي گفتم با توجه به سوابق و مبارزات آقاي لاهوتي بي‌حرمتي نشود. گفت دنبال مدارك وحيد [لاهوتي] هستند. اول شب اطلاع دادند كه آقاي لاهوتي را به زندان برده‌اند و احمد آقا هم تماس گرفت و ناراحت بود. قرار شد بگوييم ايشان را آزاد كنند. آقاي لاجوردي پيدا نشد به آقاي [سيدحسين] موسوي تبريزي دادستان كل انقلاب گفتم و قرار شد فورا آزاد كنند. احمد آقا گفت امام هم از شنيدن خبر ناراحت شده‌اند.» (عبور از بحران: ص 341) اما آيت‌الله لاهوتي هرگز به خانه‌اش بازنگشت. فردا صبح هاشمي رفسنجاني نوشت: «عفت تلفني اطلاع داد كه آقاي لاهوتي را ديشب به بيمارستان قلب برده‌اند بلافاصله تلفن زد و گفت از دنيا رفته‌اند تماس گرفتم معلوم شد صحت دارد. آقاي لاجوردي دادستان انقلاب تهران گفت آقاي لاهوتي اتهامي نداشته‌اند، براي توضيح مدارك مربوط به وحيد آمده بودند كه به محض ورود به زندان دچار سكته قلبي شده و معالجات بي‌اثر مانده است. قرار شد پزشكي قانوني نظر بدهد.» (همان: ص 340)

خبر درگذشت حسن لاهوتي نماينده امام خميني در استان گيلان، امام جمعه رشت، نماينده مردم رشت در مجلس اول و سرپرست سپاه پاسداران با سكوت رسانه‌ها مواجه شد و همين مساله اعتراض فرزندان و عروسان وي را برانگيخت. آنان حتي به پدرشان اكبر هاشمي رفسنجاني كه در آغاز جلسه علني مجلس شوراي اسلامي خبر درگذشت آيت‌الله لاهوتي را داده بود، اعتراض كردند: «حميد و فائزه آمدند و شب را پيش من ماندند. چون تنها بودم مقداري آنها را تسليت دادم و ارشاد كردم. غيرمستقيم گله داشتند كه چرا من با صراحت نگفتم كه آقاي لاهوتي در زندان سكته كرده و فوت شده» (همان: ص 359)

از آن روز سال‌ها مي‌گذرد اما هنوز كسي با صراحت از درگذشت آيت‌الله لاهوتي سخن نمي‌گويد.

3- داماد لبنان

ازدواج ديگري كه در اين سال‌ها رخ داد و پيوندهاي خانواده‌هاي روحاني را استوار مي‌ساخت ازدواج فرزندان دو روح‌الله به دو دخترخاله بود. سيداحمد خميني فرزند امام روح‌الله خميني و سيدمحمد خاتمي فرزند آيت‌الله روح‌الله خاتمي با دو دخترخاله ازدواج كردند كه سيدمحمد صدر پسرخاله آنهاست. بدين‌ ترتيب خانواده بزرگي شكل مي‌گيرد كه پيوند ميان خميني‌ها، خاتمي‌ها و صدرها را برقرار مي‌كند. اينگونه است كه سيدمحمد خاتمي به دليل نسبتي كه از طريق همسرش با امام موسي صدر مي‌يابد به داماد لبنان مشهور است همچنان كه آيت‌الله سلطاني طباطبايي پدر خانم فاطمه طباطبايي همسر مرحوم سيداحمد خميني از جمله علمايي بود كه از نامزدي خاتمي براي رياست‌جمهوري ايران در سال 1376 حمايت كرد.

4- داماد امام

اما اين تنها پيوند خاتمي‌ها و خميني‌ها نيست. در نيمه دهه 60 سيدمحمدرضا خاتمي ديگر فرزند آيت‌الله روح‌الله خاتمي با زهرا اشراقي نوه آيت‌الله روح‌الله خميني ازدواج كرد. زهرا اشراقي در عين حال دختر آيت‌الله شهاب‌الدين اشراقي داماد امام خميني است كه در سال‌هاي تبعيد امام خميني دفتر ايشان را هم اداره مي‌كرد و به هنگام نزاع سران حزب جمهوري اسلامي با ابوالحسن بني‌صدر اولين رئيس‌جمهوري اسلامي ايران از سوي امام خميني به عضويت هيات حكميت براي حل اختلاف درآمد. آيت‌الله اشراقي روحاني سنت‌گرا و در عين حال آزاديخواهي شناخته مي‌شد كه نسبت به گرايش‌هاي حاكم عصر خود از استقلال راي و نظر برخوردار بود. شهاب‌الدين اشراقي روز جمعه 20 شهريور 1360 به علت سكته درگذشت. در سال 1386 شوراي نگهبان صلاحيت پسر آيت‌الله علي اشراقي – كه نامزد اصلاح‌طلبان براي مجلس هشتم بود – را رد كرد اما با واكنش صريح بيت امام خميني در مرحله تجديدنظر صلاحيت او تاييد شد.

5- داماد استاد

پس از شهادت استاد مرتضي مطهري، دختر ايشان با پسر آيت‌الله ميرزاهاشم آملي ازدواج كرد. داماد استاد اما همان كسي است كه به نام دكتر علي لاريجاني يك دهه رئيس سازمان صدا و سيما و قبل از آن وزير ارشاد اسلامي و پس از آن دبير شوراي عالي امنيت ملي شد. علي لاريجاني عضو يكي از خانواده‌هاي مذهبي و سياسي جمهوري اسلامي است. محمدجواد لاريجاني اولين فرزند اين خانواده است كه به قدرت رسيد: معاون وزير امور خارجه شد و نماينده مجلس شد. ستاره اقبال محمدجواد لاريجاني اما با يك حركت حساب نشده در دوران انتخابات رياست‌جمهوري سال 1376 فرو خفت و او اكنون به معاونت حقوق بشر قوه قضائيه كفايت كرده است. صادق لاريجاني كه «شيخ» خانواده لاريجاني‌هاست نيز با عضويت در شوراي نگهبان در زمره قدرتمندترين فرزندان اين خاندان به حساب مي‌آيد اما آنكه از همه فرزندان مرحوم ميرزا هاشم خوش‌اقبال‌تر است علي لاريجاني همان داماد استاد مطهري است كه اكنون به نمايندگي از مردم قم به پارلمان راه يافته و قدم در راه رياست مجلس و شايد رياست‌جمهوري مي‌گذارد.

نسل دوم: اسلام حكومتي و ازدواج حكومتي

با استقرار جمهوري اسلامي و تثبيت انقلاب اسلامي به تدريج اسلام از صورت يك دين به شكل يك دولت مستقر درآمد و روابط خانواده‌هاي مذهبي و انقلابي به صورت مناسبات خانواده‌هاي سياسي و حكومتي درآمد. طبيعي است كه هر انقلابي سرانجام به نظامي سياسي منتهي شود اما در فرآيند اين تغيير و تحول مناسبات خانوادگي هم به تدريج تغيير كرد و با بلوغ فرزندان انقلاب اسلامي به تدريج فرزندان انقلاب اسلامي همسران خود را از ميان خانواده‌هايي كه بيشترين رفت و آمد را با آنها داشتند برگزيدند. گروهي از اين ازدواج‌ها به نسبت نسل اول انقلاب ساده‌زيستانه بود اما گروهي از آنها به تناسب شرايط زمان و مكان تغيير كرده و به شيوه ازدواج طبقه متوسط جامعه نزديك شده است. همزمان با تحولات جمعيتي و طبقاتي در ايران و تغيير موقعيت و مكان زندگي و مناسبات اقتصادي خانواده‌هاي ايراني، خانواده‌هاي سياسي نيز دگرگون شدند و به شكل تازه‌اي ازدواج‌هاي خود را سامان دادند.

1- مشهورترين ازدواج نسل دوم ازدواج مجتبي خامنه‌اي فرزند مقام معظم رهبري با دختر دكتر غلامعلي حدادعادل است؛ پيش از آنكه به رياست مجلس هفتم شوراي اسلامي و حتي نمايندگي مجلس ششم برسد. شايد به همين علت باشد كه غلامعلي حدادعادل در اسفندماه سال گذشته در گفت‌وگو با مجله شهروند امروز گفته «من اين تحليل را قبول ندارم كه چون خانواده ما با خانواده مقام معظم رهبري پيوند سببي پيدا كرد گروه‌هاي سياسي به بنده تمايل نشان دادند. خويشاوندي تاثيري در تصميماتم به عنوان رئيس‌مجلس ندارد» ديگر فرزندان رهبر انقلاب نيز با خانواده‌هاي مذهبي و سياسي داراي گرايش‌هاي ديگر ازدواج كرده‌اند: مسعود خامنه‌اي با دختر آيت‌الله خرازي از مدرسين حوزه علميه قم و خواهر صادق خرازي معاون وزير امور خارجه در دولت خاتمي و مشاور كنوني سيدمحمد خاتمي ازدواج كرده است در عين حال كه كمال خرازي وزير خارجه خاتمي و رئيس شوراي راهبردي روابط خارجي عموي عروس به حساب مي‌آيد. مصطفي خامنه‌اي ديگر فرزند مقام معظم رهبري نيز با دختر آيت‌الله خوشوقت از روحانيان تهران و نامزد ائتلاف رايحه خوش خدمت (گروه حامي دولت محمود احمدي‌نژاد) ازدواج كرده است. با وجود اين فرزند آيت‌الله خوشوقت مديركل مطبوعات خارجي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در دوره سيدمحمد خاتمي بود و در پرونده زهرا كاظمي اظهارنظري متفاوت از اظهارنظرهاي رسمي كرد. دختر ديگر مقام معظم رهبري با فرزند حجت‌الاسلام والمسلمين محمدي گلپايگاني رئيس دفتر رهبر انقلاب اسلامي ازدواج كرده است. بدين ترتيب با مروري بر ازدواج‌هاي فرزندان مقام معظم رهبري مي‌توان گفت هيچ يك از اين ازدواج‌ها نمي‌تواند واجد معناي جناحي يا سياسي خاصي باشد. به جز آنكه همگي آنها در محدوده خانواده‌هاي مذهبي و سياسي انقلاب اسلامي رخ داده است.

2- اما ماجرا زماني جالب‌تر مي‌شود كه دريابيم سلسله اين ازدواج‌ها به تدريج خانواده‌هاي بيشتري را در بر مي‌گيرد و در نهايت خانواده‌اي بزرگتر را مي‌سازد. چندي پيش پسر صادق خرازي با دختر محمدرضا خاتمي ازدواج كرد. بدين ترتيب صادق خرازي كه برادر همسر فرزند مقام معظم رهبري است، در عين حال پدر همسر نوه امام خميني و برادرزاده سيدمحمد خاتمي نيز هست و اين به معناي خانواده سياسي و مذهبي بزرگي است كه با دو رهبر نظام و يك رئيس‌جمهور و نيز يك وزير خارجه جمهوري اسلامي نسبت دارد.

3- در ادامه همين مناسبات خانوادگي ازدواج فرزندان مرحوم سيداحمد خميني و نوادگان امام خميني نيز جالب توجه است: سيدحسن خميني نوه ارشد امام خميني با دختر آيت‌الله موسوي بجنوردي عضو سابق شوراي عالي قضائي و عضو ارشد مجمع روحانيون مبارز ازدواج كرده است.

برادر او يعني سيد ياسر خميني نيز با دختر سيدمحمد صدر نامزد ائتلاف اصلاح‌طلبان براي مجلس هشتم ازدواج كرده است. يعني در واقع فرزند سيداحمد خميني با دختر پسرخاله مادرش خانم فاطمه طباطبايي ازدواج كرده كه پسرخاله همسر سيدمحمد خاتمي نيز محسوب مي‌شود و از خانواده بزرگ «صدر» به حساب مي‌آيد. خانواده امام خميني البته دامادهاي مشهور ديگري نيز دارد: نوه خانم زهرا مصطفوي دختر امام خميني با پسر محسن رضايي ازدواج كرده و دختر ديگر آيت‌الله اشراقي (كه نوه امام خميني به حساب مي‌آيد) با پسر آيت‌الله طاهري امام جمعه سابق اصفهان ازدواج كرده است تا خانواده‌اي بزرگ شكل گيرد.

4- يكي از جالب‌ترين ازدواج‌هاي درون حكومت جمهوري اسلامي ازدواج پسر رئيس اسبق قوه قضائيه با دختر رئيس كنوني اين قوه است: پسر آيت‌الله موسوي اردبيلي از مراجع تقليد شيعه با دختر آيت‌الله سيدمحمود هاشمي شاهرودي ازدواج كرده است. پسران ديگر آيت‌الله موسوي اردبيلي هر يك با دختر يكي از بزرگان مذهبي ازدواج كرده‌اند: دختر آيت‌الله جوادي آملي از مدرسين حوزه علميه قم و آيت‌الله شهرستاني از فقهاي قم و نماينده آيت‌الله سيستاني در ايران كه چندي يكي از بستگانش وزير نفت عراق بود. از نسل دوم اين خانواده نوه آيت‌الله موسوي اردبيلي و آيت‌الله جوادي آملي با پسر محمد هاشمي برادر آيت‌الله هاشمي رفسنجاني و رئيس اسبق سازمان صداوسيما ازدواج كرده‌اند.

5- از ميان اعضاي دفتر امام خميني و دفتر آيت‌الله خامنه‌اي فرد مشتركي وجود دارد كه دو داماد بنام دارد: حجت‌الاسلام رسولي محلاتي دختران خود را به عقد آقايان ناطق نوري رئيس مجلس چهارم و پنجم و عباس آخوندي وزير اسبق مسكن درآورده است. حجت‌الاسلام والمسلمين ناطق نوري هم‌اكنون مسووليت بازرسي دفتر مقام معظم رهبري را بر عهده دارد و يكي از سران جناح اصولگرا در ايران شناخته مي‌شود.

***

گسترش روابط خانوادگي در ميان حاكميت جمهوري اسلامي طي دو نسل سبب شده است به تدريج خانواده بزرگي شكل گيرد كه در آن نام‌هاي آشنايي از خميني‌ها، خامنه‌اي‌ها، خاتمي‌ها، هاشمي‌ها، صدرها و... به چشم مي‌خورد. خانواده‌اي كه به تدريج چنان در نسل‌هاي آينده به هم آميخته مي‌شوند كه مي‌توانند به حكم شرع محرم يكديگر شناخته شوند.

منبع: شهروند امروز