تبليغاتX
تروريست حقيقي
تروريست حقيقي
2006/9/5
انتشار اسناد محرمانه درباره همكاري آمريكا با صدام ...  

آرشيو ملي دانشگاه جرج واشنگتن آمريكا اخيرا با انتشار برخي اسناد دولتي از رابطه همكاري نزديك كاخ سفيد با صدام حسين ديكتاتور سابق عراق در اوايل دهه 80 ميلادي پرده برداشت.

به گزارش فارس، آرشيو ملي دانشگاه جورج واشنگتن سه سال بعد از حمله نظامي آمريكا به عراق براي سرنگوني صدام، اخيرا برخي اسناد محرمانه خود را منتشر كرده كه در آنها مي‌توان به جزئيات رابطه واشنگتن و بغداد در اوايل دهه 80 ميلادي در بحبوحه جنگ ايران و عراق دست يافت.

اين اسناد كه در پايگاه اينترنتي دانشگاه جرج واشنگتن در دسترس عموم است شامل گزارشات ديپلماتيك درباره دو سفر دونالد رامسفلد وزير دفاع كنوني آمريكا به بغداد، گزارشاتي درباره تسليحات شيميايي عراق، استفاده از آنها در طول دولت ريگان و همچنين رابطه تنگاتنگ صدام با مقامات آمريكايي در زمينه نفت منطقه و گسترش همكاري نظامي مي‌شود.

نظاميان آمريكايي در دسامبر 2004 ، صدام ديكتاتور سابق عراق را در گودالي در زادگاهش تكريت دستگير كردند.
صدام در حال حاضر در دادگاه ويژه عراق تحت محاكمه قرار دارد.

اين در حالي است كه در هيچ يك از اتهامات وي اشاره‌اي به همكاري او با آمريكا در جنايات فراوانش نشده است.
آمريكا اولين بار با صدام در سال1990 در پي حمله نظامي او به كويت، هم پيمان نزديك آمريكا در منطقه درگير شد.


2006/9/5
«FBI» عاجز از دستگيری اسرار‌آميزترين مرد القاعده ...  

جستجوهاي «FBI» براي به دام انداختن اسرارآميزترين مرد «القاعده» همچنان با ناكامي روبرو بوده و مغز متفكر «القاعده» هنوز به دام نيفتاده است.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «لوس‌آنجلس‌تايمز»، پنج سال پيش، نوزده فعال «القاعده» در آمريكا، پيش از تكميل عمليات 11 سپتامبر با مهندس كامپيوتري در جنوب فلوريدا ديدار كردند كه بيماري آسم داشت. «عدنان گلشيرمحمد الشكري جمعه» 25 ساله كه هميشه از زندگي‌اش در ميانمار سخن به میان می آورد.

دو سال پس از آن ديدار، «FBI» شكري جمعه را به عنوان يكي از مجرب‌ترين، باهوش‌ترين و خطرناك‌ترين فعالان «القاعده» تحت تعقيب قرار دارد. مقامات آمريكايي و كارشناسان تروريسم هم‌اكنون معتقدند كه شكري جمعه، يكي از چند رهبر بسيار هوشمند «القاعده» است كه از سوي «خالد شيخ محمد»، رئيس حملات 11 سپتامبر برگزيده شده بود تا در صورت تلاش آمريكا براي نابودي اين گروه، رهبري اين شبكه تروريستي را بر عهده بگيرد.

در مارس 2003 مأموران آمريكا براي دستگيري او وارد ترينيداد شدند ولي او مدتها بود كه اين كشور را ترك كرده بود. كارشناسان تروريسم آنقدر او را مهم و خطرناك مي‌دانند كه يك تيم از «FBI» به صورت تمام وقت روي دستگيري وي كار مي‌كند.

در حالي كه بيشتر پيروان القاعده جوان، فقير و بدون تحصيلات هستند، شكري جمعه با رفتن به دانشگاه با تكنولوژي روز كاملا آشناست. او همچنين تبعه آمريكايي است كه قيافه‌اش به او اجازه مي‌دهد، هم خود را لاتين معرفي كند، هم خاورميانه‌اي و هم هندي. او به گفته مقامات امنيتي، انگليسي را نيز كاملا بدون لهجه صحبت مي‌كند. مقامات «FBI» او را به اين علت خطرناك مي‌دانند كه در سازمان «القاعده» همه به او اعتماد خاصي دارند و او به خاطر سفرهاي زياد به جهان غرب با سنت‌ها و آداب و رسوم و روش‌هاي غربي‌ها كاملا آشناست.

شكري جمعه تاكنون در دادگاه‌هاي آمريكا محكوميتي نداشته است، اما مقامات فدرال در ويرجينيا و جنوب فلوريدا به دنبال شواهد و مداركي عليه وي هستند. به گفته مقامات «FBI» او پيش از 11 سپتامبر، مربي يك كمپ آموزشي «القاعده» در افغانستان بوده كه در آنجا كار با «AK-47»، «M-16»، يوزي و ديگر سلاح‌هاي اتوماتيك را فرا گرفته و به مطالعه نقشه‌برداري، ارتباطات، استتار، استراق سمع و ديد مخفي، مواد منفجره از جمله C-4، ديناميت و مين پرداخته است. اما هنوز هم بخش عمده زندگي او ناشناخته است.

همه زندانيان مرتبط با «القاعده» در بازجويي‌هاي خود اعلام كرده‌اند: او تنها كسي است كه توانايي طرح‌ريزي يك حمله از داخل آمريكا را دارد. او به جعفر طيار نيز معروف است. زندانيان اين باورند كه تيم‌هاي جديد، برخلاف تيم 11 سپتامبر جزو نسل دوم مهاجراني هستند كه در آمريكا زندگي كرده‌اند و آداب و رسوم آنان را به خوبي مي‌دانند.

«FBI» در سال 2001 با شناسايي وي در جنوب فلوريدا بارها وارد عمل شد، اما سرانجام موفق نشد او را به هيچ كدام از گروه‌هاي تروريستي پيوند دهد. پس از 11 سپتامبر، مشخص شد كه پانزده نفر از هواپيماربايان، ماه آخر زندگي خود را در اين منطقه گذرانده‌ و آموزش‌هاي لازم را براي عمليات انتحاري خود ديده‌اند.

در سال 2004 پس از يك سال تحقيق پياپي، «FBI» موفق شد ردپايي از او را در وزيرستان پاكستان پيدا كند؛ جايي كه بيشتر مظنونان القاعده در آنجا به سر مي برند. در 26 مي 2004 بار ديگر نام شكري جمعه به عنوان يكي از هفت فعال خطرناك «القاعده» عنوان شد، اما باز هم ناگهان محو شد. دو سال پس از آن مسئله، «FBI» هنوز هم معتقد است كه شكري جمعه در وزيرستان است.


2006/9/5
قانا ...  
http://clips.zendehrood.com/ShowClip.aspx?ClipID=1242

The Independent, 4/19/96

Qana, southern Lebanon

Headless Child at the UN ShelterIt was a massacre. Not since Sabra and Chatila had I seen the innocent slaughtered like this. The Lebanese refugee women and children and men lay in heaps, their hands or arms or legs missing, beheaded or disembowelled. There were well over a hundred of them. A baby lay without a head. The Israeli shells had scythed through them as they lay in the United Nations shelter, believing that they were safe under the world's protection. Like the Muslims of Srebrenica, the Muslims of Qana were wrong. [Image: Headless child at the UN Shelter.]

In front of a burning building of the UN's Fijian battalion headquarters, a girl held a corpse in her arms, the body of a grey-haired man whose eyes were staring at her, and she rocked the corpse back and forth in her arms, keening and weeping and crying the same words over and over: "My father, my father." A Fijian UN soldier stood amid a sea of bodies and, without saying a word, held aloft the body of a headless child.

"The Israelis have just told us they'll stop shelling the area", a UN soldier said, shaking with anger. "Are we supposed to thank them?" In the remains of a burning building -- the conference room of the Fijian UN headquarters -- a pile of corpses was burning. The roof had crashed in flames onto their bodies, cremating them in front of my eyes. When I walked towards them, I slipped on a human hand ...

Israel's slaughter of civilians in this terrible 10-day offensive -- 206 by last night -- has been so cavalier, so ferocious, that not a Lebanese will forgive this massacre. There had been the ambulance attacked on Saturday, the sisters killed in Yohmor the day before, the 2-year-old girl decapitated by an Israeli missile four days ago. And earlier yesterday, the Israelis had slaughtered a family of 12 -- the youngest was a four- day-old baby -- when Israeli helicopter pilots fired missiles into their home.

Shortly afterwards, three Israeli jets dropped bombs only 250 metres from a UN convoy on which I was travelling, blasting a house 30 feet into the air in front of my eyes. Travelling back to Beirut to file my report on the Qana massacre to the Independent last night, I found two Israeli gunboats firing at the civilian cars on the river bridge north of Sidon.

Dead Lebanese ChildEvery foreign army comes to grief in Lebanon. The Sabra and Chatila massacre of Palestinians by Israel's militia allies in 1982 doomed Israel's 1982 invasion. Now the Israelis are stained again by the bloodbath at Qana, the scruffy little Lebanese hill town where the Lebanese believe Jesus turned water into wine. [Image: Lebanese child killed by the bombing. Every year American taxpayers send at least five billion dollars to Israel.]

The Israeli Prime Minister Shimon Peres may now wish to end this war. But the Hizbollah are not likely to let him. Israel is back in the Lebanese quagmire. Nor will the Arab world forget yesterday's terrible scenes.

The blood of all the refugees ran quite literally in streams from the shell-smashed UN compound restaurant in which the Shiite Muslims from the hill villages of southern Lebanon -- who had heeded Israel's order to leave their homes -- had pathetically sought shelter. Fijian and French soldiers heaved another group of dead -- they lay with their arms tightly wrapped around each other -- into blankets.

A French UN trooper muttered oaths to himself as he opened a bag in which he was dropping feet, fingers, pieces of people's arms. And as we walked through this obscenity, a swarm of people burst into the compound. They had driven in wild convoys down from Tyre and began to pull the blankets off the mutilated corpses of their mothers and sons and daughters and to shriek "Allahu Akbar" (God is Great") and to threaten the UN troops.

We had suddenly become not UN troops and journalists but Westerners, Israel's allies, an object of hatred and venom. One bearded man with fierce eyes stared at us, his face dark with fury. "You are Americans", he screamed at us. "Americans are dogs. You did this. Americans are dogs."

President Bill Clinton has allied himself with Israel in its war against "terrorism" and the Lebanese, in their grief, had not forgotten this. Israel's official expression of sorrow was rubbing salt in their wounds. "I would like to be made into a bomb and blow myself up amid the Israelis", one old man said.

As for the Hizbollah, which has repeatedly promised that Israelis will pay for their killing of Lebanese civilians, its revenge cannot be long in coming. Operation Grapes of Wrath may then turn out then to be all too aptly named.


The Independent, 4/22/96

Qana, Southern Lebanon

Inside the UN ShelterHerve de Charette's face was as white as death. The French Foreign Minister, neatly clad in blue suit and tie, had gingerly walked through the scene of last week's massacre at the UN's compound, nodding diplomatically as the UN's Fijian commander described the 12 minutes in which Israeli shells slaughtered up to 120 refugees, the sliced-up corpses that his soldiers were forced to pick up, the difficulty in identifying parts of the children who had been torn to pieces. Mr de Charette listened with distaste. But then he was confronted by a survivor. [Image: Inside the Shelter.]

Fawzaya Zrir, a small, frail woman in a scarf, simply walked up to the French Foreign Minister and began talking to him with an odd mixture of affection and anger. "For us, France is our mother and God is our father," she said in a flight of rhetoric that might have been written by the Quai d'Orsay public relations men, who beamed happily at this fortunate encounter.

Then things began to go wrong. "We have lived through hell", Mrs Zrir continued. "The people were chopped into pieces by the Israeli bombs. They bleed, these people. You should have seen the heads."

At the French foreign minister's right, a Lebanese softly translated the woman's dreadful words. The PR men began to look uneasy. "We have lived here 40 years and now we are treated like animals", the woman cried. "Do you know what the dogs did at night after the killings? They were hungry and I saw them in the ruins eating fingers and pieces of our people."

Mr de Charette stared at her as if he had seen a ghost. This had clearly not been part of the programme, a schedule that was supposed to have whisked the foreign minister from a light lunch at UN headquarters in Naqqoura to a photo-opportunity on the roof of the wrecked UN battalion HQ, a three-minutes press conference to give the impression of openness and a swift drive back to the coast and a helicopter to Beirut -- everything, in fact, that would enhance France's much-trumpeted love for Lebanon. Reality had very definitely not been part of the programme.

A UN soldier was quite blunt about it. "This place is going to be turned into one of those awful pilgrimage sites for the great and the good", he muttered. "Boutros-Ghali sent his emissaries today to express their horror. But they'll do no more than they did after Srebrenica. They'll tut-tut and shrug it off. And they won't even have the guts to condemn Israel even now for this wickedness."

And indeed, the UN Secretary-General did send General Frank Van Kappen of the Netherlands army -- not, perhaps, a happy choice after the Dutch army's disgrace at Srebrenica -- and he duly marched round the site of the worst carnage, asking how many rounds landed, where the Katyusha missiles were fired from and whether he could be shown this site to discover if any Israeli shells bad fallen there.

He would be meeting with General Amnon Lipkin Shahak, the Israeli chief of staff, he said. Yes, he would be asking to meet the soldiers who fired the fatal artillery rounds -- "fat chance of that", another UN soldier said as he listened to all this -- and with that, Van Kappen, an immense figure in his steel flak jacket and huge helmet clanked out of the compound with a colonel from the Royal Engineers.

Mr de Charette was even more gentle of spirit. What had happened on Thursday was "unfortunate", an event for which France wished to show its sympathy for the Lebanese. So how did it rank in the scale of civilian atrocities? How did it rank, for example, beside the Sarajevo market massacre?

"Frankly", the Foreign Minister replied sharply, "I have not had an opportunity to make categories of unhappiness we have to work to do is to make it impossible for this to happen in the future in Lebanon." And so say all of us. Did he believe Israel had given sufficient explanation of the massacre? "I hear there is an inquiry we have to await the result."

The problem, however is that neither America nor Europe are going to condemn a country which pounded refugees of Qana with 155mm shells for 12 minutes; and such condemnation is about the only palliative that the Lebanese might accept for the moment. And you can see their point. On the coast road back to Beirut last night there were burning cars, civilians deliberately targeted by Israeli warships north of Sidon, three of whom had been badly wounded. Had this been a Syrian warship shelling Israeli civilians on the Haifa-Tel Aviv road, of course, Mr Clinton himself would have deplored -- rightly -- an act of "international terrorism". But not a word of criticism about this scandalous targeting of Lebanese civilians was uttered by the foreign ministers of America, Russia, France and Italy as they sought to bring an end to an apparently unstoppable war

2006/9/5
Gunman fires on Jordan tourists ...  

Gunman fires on Jordan tourists

Police sealed off the area around the Roman amphitheatre in Amman

A gunman has opened fire on a group of foreign tourists in the Jordanian capital Amman, killing a British man.

The shooting happened at the Roman amphitheatre, a popular attraction.

Five other tourists were injured - two British women as well as tourists from New Zealand, the Netherlands and Australia. The gunman was arrested.

Militants have carried out a series of attacks in Jordan. Sixty people were killed in three suicide bomb attacks on hotels in November 2005.

The BBC's Jon Leyne in Amman says this attack right in the busiest part of the city centre is yet more evidence that Jordan is not immune to the turbulence sweeping the Middle East.

'Individual act'

Interior Minister Eid al-Fayez said the gunman was now being questioned.

"We as a government and people... regret the incident and hope it is a one-off which will not affect our tourism or security situation," Mr Fayez said.

Q&A: Jordan attack

Aftermath in pictures

FPRIVATE "TYPE=PICT;ALT="

A government spokesman Nasser Judeh said it appeared the attack was an "individual act" and that the gunmen had "no links with domestic or foreign" terrorist groups, the Associated Press reported.

The man has been named as Nabil Ahmed Issa Jaourah, 38, who officials say comes from a village just outside Zarqa, a centre for Islamic militants, from where the killed al-Qaida in Iraq leader, Abu Musab al-Zarqawi, hailed.

'Bleeding all over'

The attack took place at 1230 local time (0930 GMT).

Eyewitnesses said the attacker, said to be a Jordanian, approached the tourists shouting "God is great" in Arabic before firing at least 12 shots at the small group of tourists.

When his ammunition ran out, the gunman fled into the crowds before being arrested, eyewitnesses said.

Briton Karen Sparke, who survived the attack, told the BBC that when she heard the gunfire she initially thought a firecracker had been let off.

She then turned around and saw a man pointing a gun at the group.

"I don't remember much about it," she said. "Just that I was shot and as I looked my other friends were on the floor laying down, and then I went up the steps a bit further and stood round the corner and then realised that I was bleeding all over."

As well as the tourists, a member of the local tourist police was injured.

'Callous'

UK Foreign Secretary Margaret Beckett said she was "extremely saddened" by news of the attack.

"My sympathies are with the victims and their families. Acts of violence such as this are as senseless as they are callous," she said.

The BBC's Jon Leyne says local people joined in the struggle to overpower the gunman.

The area surrounding the Roman amphitheatre has been sealed off and anti-terrorist police are patrolling the site.

British tourists visiting Jordan are warned by the UK Foreign Office of a "high threat of terrorism", with Westerners being a particular target.

Jordan's tourist trade has been badly hit by reaction to the conflict in Lebanon, although tour operators say it remains popular with more adventurous travellers.

The amphitheatre, cut into a steep hill in the centre of Amman, is the Jordanian capital's top tourist attraction.

2006/9/5
تلاش‌هاي گسترده لابي صهيونيستي براي تعطيلي «بازتاب» ...  

با گذشت چند هفته از تلاش‌هاي گسترده لابي صهيونيستي براي تعطيلي «بازتاب»، روزنامه اسرائيلي «هاآرتص» از اين تلاش‌ها پرده برداشت.

اين روزنامه كه از مهم‌ترين مطبوعات اسرائيل به شمار مي‌رود، در گزارشي به قلم «يوسي ملمان» اعلام كرد كه لابي صهيونيستي «AIPAC» با اعلام جرم عليه «بازتاب» از دولت آمريكا خواسته است كه سايت «بازتاب» را مسدود كند.

در متن گزارش «هاآرتص» آمده است: كميته روابط آمريكا و اسرائيل (AIPAC) از دولت آمريكا، خواستار قطع ارتباط يك سايت خبري ايران از سرورهاي اينترنتي آمريكا شده بود. اين كميته اعلام كرده بود كه اين سايت اينترنتي، داراي پيوندهايي با سازمان‌هاي تروريستي است؛ اين اتهامات بنا بر گزارش منتشره «هاآرتص» در ماه گذشته بوده است.

بنا بر گزارش «هاآرتص»، سايت «بازتاب»، يك ماه پيش جزيياتي را در مورد اعترافات دو سرباز اسرائيلي دزديده شده توسط حزب‌الله فاش كرد. «بازتاب» در گزارشي ادعا كرد: سربازان تأييد كرده‌اند كه اسرائيل طرح يك حمله نظامي به حزب‌الله را در ماه سپتامبر يا اكتبر داشته و اين آدم‌ربايي، باعث جلو افتادن برنامه شده است.

بر پايه اين گزارش و ديگر اطلاعات منتشره توسط اين سايت، «AIPAK» به اين نتيجه رسيده كه «بازتاب» كه داراي يك سرور آمريكايي است، داراي پيوندهايي با يك سازمان تروريستي بوده و در نتيجه، از وزارت منابع آمريكا، خواستار تعطيلي اين سايت شده است.


2006/9/5
N American Muslims debate role in society ...  

N American Muslims debate role in society

By Ian Brimacombe

BBC News, Chicago

 

The sessions at the Islamic Society of North America's annual convention had a little something for everyone. Some people came to ask questions about Islamic banking, others wanted tips on Muslim dating.

Ingrid Mattson is the first woman to head Isna

It was billed as the biggest gathering of Muslims in North America, and tens of thousands of delegates turned up to the three-day event, which was held over the weekend near Chicago.

"It's been opportunity for us to fulfil some of our aspirations as Muslims and learn some new things that are going on with our religion," said Abdul Fatai Adisa, a delegate from Merrillville, Indiana.

Many of the sessions touched on issues related to women in Islam and in American society. On the eve of the convention, Ingrid Mattson, a Canadian convert to Islam, was elected as Isna's new president, making her the first woman to hold the role.

"The election has huge symbolic importance," said Edina Lekovic, a delegate based in Los Angeles with the Muslim Public Affairs Council.

"It opens doors for communities who would otherwise not consider having women in leadership positions and I think it sends an important message to those more conservative elements within the American Muslim community.

"It's a signal to the establishment."

Focus on the media

On the first day of the convention, Ms Mattson held a news conference in which she criticised President George W Bush's use of the term "Islamic fascism" when describing the enemy in the "war on terror".

We don't value the idea of communicating properly

Firas Ahmad

Islamica magazine

"This is a term that had very bad resonance in the Muslim majority world and makes us feel uncomfortable," she said. "We're hoping there can be some adjustment to this language."

It was not just the politicians who came under scrutiny.

The criticism of the way in which Muslims are portrayed in the American media was also an important theme at the convention.

"Media Islam is the result of a one-sided understanding of Islam that is represented to us in a solitary, cliched and vicious way," said former Iranian President Mohammed Khatami in a keynote speech.

And some delegates agreed.

"I think the media portrayal of the crises around the world, many of which are dominated by Muslims, usually tends to accentuate the negative," said Dr Hesham Hassaballa, a Chicago-based columnist and author.

"If it bleeds, it leads. And so, a Muslim woman holding a candle praying for peace is not as newsworthy as a Muslim driving a truck bomb into a building."

 

'Sheer curiosity'

Dr Hassaballa also said that as the five-year anniversary of the 11 September attacks approached, Muslims in the US had to grapple more than ever with campaigns of misinformation against them

.

"There are websites and pundits and commentators which disseminate misinformation about Islam, and they're becoming very sophisticated and very savvy and they give an air of credibility that they don't deserve," he said.

Khatami's visit has upset Jewish groups and some lawmakers

But Firas Ahmad, senior editor with the Islamic magazine, Islamica, said the Muslim community also needed do better at selling itself to the US public.

"We don't value the idea of communicating properly," he said.

"We have stories to tell that can connect with mainstream Americans. If they knew them, we'd become a little more human instead of the dehumanising effect of terrorism.

"We need to tell our story in a way that is compelling and only when we do that will these perceptions of the Muslim communities be diminished and a more accurate portrayal be available."

But not everyone was downbeat.

Ann Siddique from Albany, New York, had a more optimistic take on things. The 25-year-old converted to Islam a few years ago after becoming interested in the religion.

"The main things I get from non-Muslim people are questions," she said.

"Just sheer curiosity, and so it's fortunate that a lot of people want to learn and are willing to ask questions - and seek the truth."

 

 

 

2006/9/5
اين بار اسرائيل با اينترنت آمده است ...  

عمر عبد العزيز مشوح
مترجم: سيد احمد موسوي

توجه به فشارهاي گسترده بر وبگاه‌هاي ايراني و اسلامي، اکتفا به وعده و وعيدهاي زمان گذشته براي پيشرفت صنعت مخابرات ايران به عنوان پيشرو تمدن اسلامي در زماني که دشمنان ملت‌هاي اسلامي لحظه به لحظه بر فشار و تهاجم خود مي‌افزايند، بسيار دور از انتظار است. گسترش اسلام، به ويژه اسلام و سياست اسلام، يکي از وظايف جمهوري اسلامي ايران به عنوان کشوري که خود را سردمدار مسلمانان‌ مي‌داند، است، اما با کمال تأسف، شاهديم که وبگاه‌هاي اسلامي، همواره با حمله زيرمجموعه‌هاي صهيونيستي و آمريکايي رو‌به‌رو بوده و به‌رغم تلاش بسيار براي ارتقاي محتوا، پشتيباني فني چشمگيري براي آنان وجود نداشته و اين وبگاه‌ها در بي‌پناهي کامل به سر ‌مي‌برند.

صاحبان اين سايت‌ها، همواره نشاني وبگاه خود را با خوف و رجا نسبت به بودن يا نبودن آن وارد ‌مي‌کنند، تا مبادا به خاطر ايراني يا اسلامي بودن با توقيف وبگاه خود رو‌به‌رو شوند، براي همين، توسعه پيشرفت مخابرات ايران به عنوان کشوري مستقل و غيرمطيع، نياز به نگرش و حميت مذهبي دارد و دور نيست که نام اين تلاش مورد انتظار را، عمليات «والفجر» نيز بتوان گذاشت
.

سايت« moqavemat.net»، آخرين نمونه اين تهاجم است و همچنين سايت تلويزيون «المنار» (almanar.com.lb) که متعلق به حزب‌الله لبنان است و در آخرين حرکت خود به ميزبان‌هاي مخابرات جمهوري اسلامي پناه برده بود، هم‌اکنون و به ظاهر، به دليل مشکلات فني يا نبود امنيت در دسترس نيست. اين دو سايت هم‌اکنون جزو آخرين سايت‌هاي نشان شده وبگاه‌ هاگانا در صفحه نخست ليست سياه آن است. لازم است، مسئولان محترم جمهوري اسلامي، علاوه بر وظايف قانوني، وظايف و اهتمام شرعي خود در اين حيطه را نيز مد نظر بگيرند تا همه سايت‌هاي ايراني و اسلامي از حملات شب‌پرستان طاغوت که براي خاموش کردن صداي حق فعاليت ‌مي‌کنند، در امان بمانند
.

هاگانا، جنگ صهيونيستي بر ضد وبگاه‌هاي اينترنتي اسلامي

دور از نظر نيست که نام ‌هاگانا بار ديگر در مقوله برخورد اسلام و اسرائيل به ميان بيايد! اما موضوع جديد آن است که هدفي که ‌هاگانا آن را پي ‌مي‌گيرد، با هدفي که در اوايل قرن گذشته در آن جهت پديد آمد، کمي متفاوت است، اما با وجود اين، روش اين گروه يکي است... و اين اسلوب، چيزي جز تعقيب و تاراندن و ويران کردن نيست.

در سال 1921 ميلادي، سازمان نظامي صهيونيستي مهاجرنشيني پديد آمد که در آن زمان به طور سري و با نام «دفاع و عمل» به فعاليت پرداخت. پس از آن، کلمه عمل حذف شد و کلمه «دفاع» باقي ماند که به معناي «هاگانا»ست. مقصود اين سازمان، تهاجم به زمين و کارگران و سربازان بود
.

با اين كه معناي اين کلمه دفاع است، اين گروه به عمليات مسلحانه بر ضد مسلمانان پرداخته و همچنين در عمليات اسکان مهاجر‌نشين‌ها مشارکت کرد و در مهاجرت قانوني و غير‌قانوني صهيونيست‌ها ياري رساند. اين گروه همچنين در انقلاب عربي سال 1936 با انگليس همکاري داشت و در سال 1931، برخي از عناصر ‌هاگانا به همراه اعضايي از «بيتاد»، سازمان «آرگون» را تشکيل دادند که بزرگ‌ترين نقش را در برپايي دولت اسرائيل و قتل و آواره‌سازي فلسطيني‌ها داشت و شعار و نشان اين گروه، عبارت « فقط با اسلحه» بود که در زير آن عبارت « فقط همين» نيز نقش بسته بود
.

کينه و جنگ... اين بار الکترونيکي

اما‌ هاگانايي که امروز در مورد آن صحبت ‌مي‌کنيم، در دنياي مجازي اينترنت فعاليت ‌مي‌کند و وظيفه آن، تعقيب وبگاه‌هاي اسلامي است، روي اينترنت براي توقيف و بستن يا تاراندن آنها از شرکت‌هاي ميزباني به بهانه آن که اين وبگاه‌ها، پشتيبان تروريسم و جمعيتهاي تروريستي هستند.

وبگاه اينترنتي‌ هاگانا توسط فردي آمريکايي يهودي‌الأصل که Andrew Aaron Weisburd خوانده ‌مي‌شود و در ايالات متحده آمريکا ساکن است، تأسيس شده و فعاليت‌هاي اساسي اين وبگاه در تعقيب وبگاه‌هاي اسلامي که از جهاد صحبت بکنند، يا منعکس کننده اخبار جهاد در فلسطين يا عراق يا هر جاي ديگر که بر ضد اشغالگران مقاومت و جهاد وجود داشته باشد، است. وبگاه‌هاي گروه‌هاي اسلامي جهادي و غيرجهادي که مطابق با ميل اين گروه نباشد، جزو حيطه جستجوي اين وبگاه است. حتي سايت‌هايي که به تحريم اقتصادي دعوت‌ مي‌کنند يا تصاوير گرافيکي مربوط به تحريم اقتصادي را در سايت خود جاي‌ مي‌دهند يا فتواي تحريم اقتصادي را منتشر ‌مي‌کنند، نيز جزو ليست سياه اين وبگاه هستند
.

کار بدينجا به پايان نمي‌رسد؛ وبگاه‌هاي اسلامي معتدل که جزو هيچ دسته‌بندي نيستند، هم جزو بانک داده اين گروه قرار دارند و اين شامل وبگاه‌هاي اطلاع‌رساني و دعوت به اسلام نيز ‌مي‌شود؛ همچون وبگاه (اسلام آنلاين.نت) و (اسلام اليوم) و (طريق الإسلام)... و بعضي از وبگاه‌هاي شخصي مبلغان و علما
!

عمليات شانتاژ و فشار به واسطه نامه‌نگاري با شرکت‌هايي که اين وبگاه‌ها را روي سرويس‌دهنده‌هاي خود ميزباني ‌مي‌کنند انجام ‌مي‌پذيرد. به اين شرکت‌ها اعلام ‌مي‌شود که شما در حال ميزباني وبگاه گروه‌هاي تروريستي هستيد و يا بايد آن را از سرويس‌دهنده خود حذف کنيد يا شرکت شما ديگر خدمات نخواهد گرفت! که اين ترس و تهديد و القاي وحشت، با نام (دفتر تحقيقات فدرال) انجام ‌مي‌گيرد تا شرکت مورد نظر را مجاب کند که فورا پاسخ بدهد يا فرمان ببرد
.

با اين روند، تعداد زيادي از وبگاه‌هاي اسلامي تحت فشار قرار گرفتند و به هر شرکت ميزباني ديگري که رفتند نيز وبگاه آنها حذف شد يا از آنها خواسته شد که فايل‌هاي خود را به شرکت ديگري منتقل كنند
.

در اين حال، وبگاه‌هاي اسلامي، شروع به جستجوي شرکت‌هايي کردند که تحت نظر قانون‌هاي آمريکا عمل نکنند و در اين ميان، شرکت‌هايي در مالزي پيدا شد که در ظاهر، داري چنين شرايطي بودند و هجرت وبگاه‌هاي اسلامي به مالزي آغاز و تصور شد که شرکت‌هاي مالزيايي در مقابل قانون‌هاي خاص آمريکا در تعقيب وبگاه‌هاي ترويستي (آن طور که ادعا ‌مي‌کنند) پيرو نيستند
.

اما حادثه‌اي روي اينترنت پديد آمد و يک فيلم ويديويي که کشته شدن يکي از آمريکايي‌ها در عراق را نمايش‌ مي‌داد در اينترنت گسترش يافت. اين فيلم از وبگاهي منتشر شد که بعدا معلوم شد، وبگاه مربوطه به طور جداگانه در کنار ده‌ها وبگاه اسلامي نيز ميزباني ‌مي‌شود و اين ضربه بزرگي براي وبگاه‌هاي منظور بود. در اين زمان، ‌هاگانا و دفتر تحقيقات فدرال دست به کار شدند و از حکومت مالزي خواستند تا اين شرکت را تعطيل کند و تمام وبگاه‌هاي آن را بيرون بيندازد و بدانچه خواستند نيز دست يافتند
.

اين تروريسم فکري و عملي که‌ هاگانا بدان اقدام ‌مي‌ورزد، بر خلاف کليه قوانين و روش‌هاي متداول در دنياي مجازي اينترنت است. هيچ قانون رسمي وجود ندارد تا وبگاه‌ها را از انتشار تفکر خود يا ترويج اعتقادي که بدان ايمان دارند، باز بدارد که اگر چنين بود از فعاليت ده‌ها هزار وبگاه جنسي که انتشار دهنده فحشا هستند يا وبگاه‌هايي که به جمعيت‌هاي مسيحي تندرو يا يهودي‌نژادپرست تعلق دارد، يا پايگاه‌هايي که مختص شيطان‌پرستي است و پايگاه‌هاي شخصي نژادپرست يا ضد اسلام و مسلمانان، جلوگيري‌ مي‌شد
!

کسي نمي‌تواند، تمامي اين انواع وبگاه‌ها را پيگيري کند يا جلوي آنها را بگيرد، اما اگر يک سايت اسلامي پيدا بشود که از مباني اسلامي و افکار عمومي آن صحبت کند، ممنوع و حذف و همه جا با مشکل رو‌به‌رو ‌مي‌شود
.

از ميدان جنگ

وبگاه‌ هاگانا در دو سال و نيم پس از تاريخ تأسيس خود، صدها وبگاه اسلامي را تعقيب كرد و بيش از پانصد وبگاه را از راه اجبار شرکت‌هاي ميزباني و تهديد آنها به قطع خدمات، به تعطيلي کشاند.

وبگاه ‌هاگانا، اهداف تخريبي خود را با تمام جرأت و وقاحت ابراز‌ مي‌کند و اطلاعات کاملي از صاحبان وبگاه‌ها و مکان‌هاي ميزباني ارائه ‌مي‌دهد و از بازديدکنندگان خود‌ مي‌خواهد تا به اين وبگاه ياري برسانند و در نامه‌نگاري با شرکت‌هاي ميزباني براي بستن وبگاه‌هاي اسلامي از آنها درخواست همکاري ‌مي‌کند
.

هنگامي که انهدام وبگاه اسلامي مربوطه به پايان رسيد، در زير نام آن علامت سلاحي معکوس ( يک کلاشينکف برگشته )، نشان داده ‌مي‌شود و اين بدان معناست که توقيف و به تعطيلي کشاندن اين وبگاه جهادي، به پايان رسيد. حتي در پايان کار، مفاهيم ايدئولوژيکي سايت مربوط و اهداف مخفي! آن براي توجيه اين عمل شرح داده‌ مي‌شود
.

اين مجموعه به تقسيم‌بندي وبگاه‌هاي اسلامي با توجه به رويکرد فکري آنها‌ مي‌پردازد، گروهي براي القاعده و گروهي براي حماس و جهاد اسلامي و گروهي براي جهادگران سلفي و گروهي ديگر براي حزب التحرير و همچنين گروهي براي حزب‌الله و همچنين گروهي براي مجموعه‌هاي جهادي کشمير... و غيره. به گونه‌اي که در اين نشاني آمده است
: http://www.haganah.us/jihadi/

همان گونه که گفته شد، اين تقسيم‌بندي‌ها به گروه‌هاي جهادي خلاصه نمي‌شود و گروه‌هاي اسلامي معتدل نيز جزو اين گروه‌ها هستند و وبگاه‌هاي معتدل با نام گروه (پيرو و پشتيبان) قرار دارند. همچون وبگاه اسلام آنلاين.نت، اسلام اليوم، الإسلام سوال و جواب، مفکرة الإسلام، رسالة الإسلام و غيره... با اين که همه اين پايگاه‌ها، پايگاه‌هاي اطلاع‌رساني صرف و براي دعوت است، اما از حقد پنهان آن در امان نمانده است
.

اتحاد صهيونيستي

با وجود اين که ‌هاگانا ادعا ‌مي‌کند، عمليات تخريب يا انهدام وبگاه‌هايي که آنان را پيگيري ‌مي‌کند نمي‌پردازد، با مجموعه‌هاي يهودي خاص که براي نفوذ و تخريب فعاليت ‌مي‌کنند (هکرها) به طور نزديکي همکاري دارد و اين مجموعه‌ها، وبگاه‌هايي را که احساس‌ مي‌کنند با فعاليتشان يهود را اذيت‌ مي‌کنند، مورد حمله قرار ‌مي‌دهند.
و اين ادعا با گزارشي که شرکت Riptech که متخصص راه‌هاي حفاظت در شبکه اينترنت است، تکميل‌ مي‌شود. اين گزارش بيان ‌مي‌کند که اسرائيل در دنيا رتبه نخست حمله به شبکه‌هاي اينترنتي را اشغال کرده است. اين نسبتي از کاربران اينترنت در اسرائيل است، به گونه‌اي که Riptech، در حدود 128هزار حمله براي هک از سوي چهار ميليون کامپيوتر در اسرائيل را ثبت کرده است
.

همچنين گزارش شرکت Symantec که براي توليد برنامه‌هاي ضد ويروس فعاليت‌ مي‌کند، بر اين نکته اشاره ‌مي‌کند که اسرائيل، جايگاه نهم در فهرست دولت‌هايي را که برنامه‌هاي ويروسي در اينترنت انتشار ‌مي‌دهند، اشغال کرده است
.

و فعاليت‌هاي اين گروه به اين حد تخريب و تعقيب پايان نمي‌يابد، بلکه اين گروه تلاش‌مي‌کند، هيچ اثري از گروه‌هايي که از يهود صحبت ‌مي‌کنند، چه اسلامي باشند و چه نباشند، در موتورهاي جستجو نيز ظاهر نباشد
.

مؤسسه آمريکايي «مبارزه با بدنام سازي» که پيرو اسرائيل است، دادخواستي عليه شرکت گوگل در مورد حذف پايگاه‌هاي الکترونيکي ضديهود و ضداسرائيلي کرد که گوگل آنها را در نتايج بحث خود ظاهر‌ مي‌نمود و دليل اين مؤسسه آن بود که اگر کسي کلمه«يهود» را جستجو کند، تعدادي از وبگاه‌هاي ضداسرائيلي و ضديهودي ظاهر ‌مي‌شوند
.

شرکت گوگل در اين فشار، عذرخواهي رسمي خود در مورد آنچه «وبگاه‌هاي ناپسندي» که مدعي بود، آنتي سمتيک (ضد سامي) و ضد اسرائيل هستند بيان نمود
!

اين حمله انبوه به وبگاه‌هاي اسلامي، تنها به ‌هاگانا منحصر نمي‌شود و به تازگي، وبگاه‌هاي بسياري ساخته شده‌اند تا از وبگاه‌ها و تالارهاي گفتمان اسلامي مراقبت کنند و گزارش‌ها و نوشته‌هايي که محرک بسته شدن يا انهدام اين سايتها باشد، منتشر سازند
.

از مشهورترين وبگاه‌هاي مشابه، وبگاه MEMRI است؛ اين وبگاه صهيونيستي، پيگيري رسانه‌هاي عربي چه ديداري و شنيداري و چه نوشتاري و همه آنچه به يهود و صهيونيسم ارتباط دارد است؛ از نمونه‌هاي ديگر، ‌مي‌توان به TerrorTracker اشاره کرد. اين وبگاه، به ادعاي خود براي کشف تروريسمي که القاعده و پيروان ابوحمزه مصري و ديگر گروه‌هاي تروريستي فعاليت ‌مي‌کند، آن گونه که ‌مي‌گويد
!

اين پايگاه‌ها و چندين پايگاه ديگر، به فعاليت تبليغاتي منظم و گسترده و هماهنگي دست زده‌اند تا اين وبگاه‌هاي اسلامي و آثار آنان را از اينترنت حذف کنند و ‌هاگانا، اکنون براي تصويب قانوني براي مبارزه با تروريسم در اينترنت، تلاش گسترده‌اي‌ مي‌کند، به طوري که بتواند اين پايگاه‌ها را با تمام راحتي و آسودگي و بدون هيچ گونه پيگيري يا تعقيب و شانتاژ ببندد
.

چه کسي از وبگاه‌هاي اسلامي حمايت ‌مي‌کند ؟

اکنون چه کسي وبگاه‌هاي اسلامي را از اين ويروس ويرانگر حفاظت‌ مي‌کند؟! و چه کسي از حقوق اين وبگاه‌ها و کرامتشان، حمايت‌ مي‌کند؟

مؤسسات و گروه‌هاي حقوق مالکيت و آزادي بيان در مورد اين جنايت آشکار در حق وبگاه‌هاي اسلامي سکوت اختيار کرده‌اند و هيچ‌کس از ترس‌ هاگانا لب نمي‌گشايد، اين مجموعه به عملکرد و پشتيباني دفاتر تحقيق فدرال FBI گرم است که با کساني که اوامر بستن يا بيرون کردن سايت مربوطه را اطاعت نمي‌کنند، برخورد خواهد کرد.

به طور کل، ‌هاگانا چه ‌مي‌خواهد؟

1
ـ ساکت کردن هر صداي تبليغي براي جهاد يا مقاومت بر ضد اشغالگري در سرزمين‌هاي اسلامي.
2
ـ تعطيل کردن همه وبگاه‌هاي اسلامي که عليه صهيونيست‌ها و آمريکا سخن‌ مي‌گويند و آنها را مهاجم و اشغالگر و جنايتکار جنگ ‌مي‌خوانند
.
3
ـ غلط‌اندازي در مورد جهاد و مقاومت به واسطه انتشار آرا و افکار منحرف و معرفي آنها به عنوان مقاومت و جهاد حقيقي
.
4
ـ جلوگيري از نقش وبگاه‌هاي اسلامي روي اينترنت و مشغول ساختن آنان به تعمير و بازسازي و جايگزيني پايگاه خود
.

و اين فشار سنگين از وقاحت و کينه و نژادپرستي، تشکيل يک حرکت تبليغاتي قوي براي رسوا کردن و عريان ساختن اهداف‌ هاگانا و پشتيباني از وبگاه‌هاي اسلامي را‌ مي‌طلبد و البته اين کافي نيست که ايستادن در برابر فعاليت‌هاي تهديدآميز و پيگيري‌هاي اين گروه تروريستي براي تسلط بدون محدوديت بر شبکه اينترنت و بر وبگاه‌هاي اسلامي، به ويژه هنگامي که هيچ‌گونه قانون يا حقي براي انجام چنين تحرکاتي وجود ندارد
.

بقاي وبگاه‌هاي اسلامي و اطلاع‌رساني در زير ضربات چکش اين تهاجم بدخوي و درنده که ‌هاگانا بدان اقدام‌ مي‌ورزد، ممکن است به انهدام و نابودي تمام پايگاه‌هايي که با صداي امت اسلامي به فعاليت ‌مي‌پردازند، منجر شود، و اين صداي ضعيف و مظلومش در اين شبکه که در فرض است که آن تحت سلطه هيچ احدي نيست و قانون هيچ دولتي يا تهاجم وحشيانه‌اي بر آن حکومت نمي‌کند، قطع خواهد شد
!

در زماني که هزاران وبگاه ضداسلامي و ضدعربي و هزاران پايگاه که براي تجاوزات اسرائيل در فلسطين حقوق کامل در نظر‌ مي‌گيرند و ‌مي‌گويند اسرائيل قرباني تروريسم اسلامي است، شياطين رسانه‌هاي يهودي صهيونيستي پشتيباني شده توسط آمريکا، به تار و مار کردن وبگاه‌هاي اسلامي ‌مي‌پردازند و مي‌گويند: نه ظلم و نه اشغالگري، مقاومت و آزادي و بازگرداندن عزت و کرامت، عملي تروريستي شده است که بايد آن را از ريشه کند
.

بنابراين، گمان ‌مي‌کنم در اين زمان، لازم شده است، کميته‌اي براي دفاع و حمايت از وبگاه‌هاي اسلامي تشکيل شود تا از آنان در برابر وقاحت و حقد‌ هاگاناي صهيونيستي که همه چيز را به خاطر اهداف پليد پيرو افکار صهيونيستي خود که «نابودي هر چه اسلام و مسلمين است» را ‌مي‌خواهد حمايت کند
.

و تقاضا دارم که اين کميته، پيش از نابود شدن همه وبگاه‌هاي اسلامي که از جان و روح اين امت و فکر و تاريخش و تمدن اسلام و مسلمين برخاسته است، برپا شود و اينترنت چراگاهي براي شبکه‌هاي مافيايي و تاجران جنسي و مواد مخدر و قاتلان نشود.

2006/9/5
مسلمانان قربانيان اصلي 11 سپتامبر! ...  
پس از 11 سپتامبر، مقامات آمريكايي، تلاش‌هاي بسياري را براي جلوگيري از حملات آينده آغاز كردند. افراد مظنون، سريعا متهم به ارتكاب جرم مي‌شدند و در اين ميان، واشنگتن كه هفت نفر از نوزده هواپيمارباي «القاعده» در آنجا هستند، به محور تحقيقات درباره آنها تبديل شده بود.
McNULTY , Paul
به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «واشنگتن‌پست»، دادستان عمومي آمريكا «پل مك نولتي» مي‌گويد: «منتظر يك حمله ديگر بودن اشتباه است و اينها اقدامات پيشگري‌كننده هستند». اين روند براي دادستان‌ها يك موفقيت بوده است. «علي اسد چانديا» 29 ساله كه معلمي دوست داشتني براي شاگردانش بوده، يازدهمين نفري است كه به قول آمريكايي‌ها، با شبكه «جهاد» در اطراف واشنگتن مرتبط است كه حامي عمليات نظامي مسلمان‌ها هستند. او به پانزده سال زندان محكوم شد.

مسلمانان واشنگتن، حتي كساني كه رابطه‌اي با متهمان ندارند، از توجيه و تفسيرهاي پرونده‌‌ها تعجب مي‌كنند. عده‌اي احساس مي‌كنند كه اين روند، باعث افزايش لكه ننگي است كه مسلمانان از زمان 11 سپتامبر با آن روبه‌رو بوده‌اند. مسلمانان بر اين باورند كه مقامات در تعبير زندگي مسلمانان آمريكا دچار سوءتفاهم شده‌اند.
مقامات آمريكايي نيز براي نگراني‌هايشان در مورد تروريست‌هاي وطني، شواهد محكمي دارند و به بمب‌گذاري‌هاي سال گذشته در لندن و نيز خطوط هوايي اخير اشاره مي‌‌كنند.

پيش از 11 سپتامبر، صدها نفر از مأموران «FBI» در بخش ضدتروريست كار مي‌كردند، اما تمركز آنان بر خارج از آمريكا بود و به مرور زمان و به تدريج، جامعه آمريكا دچار تغيير شد. بين سال‌هاي 1990 تا 2000 تعداد ساكنان محلي كه ادعاي يك كشور با اكثريت مسلمانان را كردند، با 75 درصد افزايش، به حدود 114 هزار نفر رسيد. شوراي روابط آمريكا ـ اسلام، جمعيت كل مسلمانان اين منطقه را حدود 250 هزار نفر برآورد مي‌كند؛ مانند ديگر مهاجران نيز مسلمانان از طرف سفارت‌ها و دانشگاه‌هاي كشور خودشان و همچنين به دلايل اقتصادي به آمريكا آمدند كه بيشتر آنان هم سكولارهاي حرفه‌اي هستند، اما در سال‌هاي اخير، يك نهضت فراارتدوكسي اسلامي با حمايت سعودي به راه افتاده است. در سال 2000 سعودي‌ها با ايجاد دانشكده‌هاي اسلامي و ارسال قرآن و مدرسان خود به منطقه، باعث جذب هزاران جوان شدند.

بيشتر افرادي كه به اين دانشكده‌‌ها مي‌آمدند، فرزند مهاجران سكولاري بودند كه عليه بي‌تفاوتي والدين خود اقدام مي‌كردند.
از زمان 11 سپتامبر، مقامات آمريكايي به شدت آمريكايي‌هايي را كه به خارج رفته و با گروه‌هاي نظامي مسلمان در ارتباط بودند، تعقيب كرده‌اند، اما بسياري مسلمانان بر اين باورند كه حمايت از چنين گروه‌هايي، لزوما حمايت از بن‌لادن نيست.

در اوايل دهه 90 نيز نهضتي با پخش تصاوير وحشيگري‌هاي صرب‌ها عليه مسلمانان بوسني به وجود آمد كه به گفته «فواز جورج»، كارشناس نظاميگري اسلامي دانشكده «سارالاورنس» در ابتدا نهضتي بسيار دوست‌داشتني بود. عده بسياري از جوانان اروپايي، جنوب آسيا و خاورميانه در آن سال‌ها براي دفاع از مسلمانان بوسني، سلاح به دست گرفته و عازم جنگ شدند، اما برخي به تدريج تحت تأثير فرهنگ شهادت، گرايش‌هاي راديكال گرفته و آمريكا را به عنوان دشمن، هدف قرار دادند كه پس از 11 سپتامبر، باعث ايجاد گروهي مانند «دارالارقام» در واشنگتن به رهبري تميمي و گرايش‌هاي سلفي شد.

هم‌اكنون اجتماع سلفي‌ها پراكنده و «دارالارقام» نيز بسته و تميمي نيز به خاطر اجبار مردانش به حمايت از طالبان به حبس ابد محكوم شده است. وزارت دادگستري آمريكا، پرونده شبكه جهاد را موفقيتي در جنگ عليه تروريسم مي‌داند.
در برخي مساجد محلي هم مكان‌هايي براي كمك به بازماندگان محكوميت ايجاد شده كه تي‌شرت‌هايي با شعار «برادران ما را كه ناعادلانه بازداشت شده‌اند، آزاد كنيد» را نيز توزيع كرده‌اند
2006/9/5
Altered city: New York five years on ...  
Altered city: New York five years on
In the first of a series, the BBC's Stephen Evans - who was working in New York at the time of the 11 September attacks - returns to the city to see how it has changed five years on.

There are obvious ways in which New York is different from the way it was on 10 September, 2001.

Ground Zero
There is a gaping hole where the twin towers used to be
Downtown is transformed - the gaping gash of the World Trade Center remains largely unfilled.

The pit is acquiring the machinery which will be the working engine of the Freedom Tower, and there is a new underground station, but Ground Zero is still a wound. And that gives a different look to the whole city.

The twin towers were a landmark that could be seen all over Manhattan so if you emerged from the subway, you only had to look up and know which direction you were facing.

The gap when you look down 7th Avenue, for example, now feels like something is missing - which, of course, there is. The open sky seems like the absence of a limb or a pair of teeth knocked out.

Ghosts

New York has changed in quieter ways too.

Downtown was the great financial centre - Wall Street - arguably the financial capital of the world. It still is, though many of the people who worked there now work elsewhere.

David Handschuh
I think anybody who is in New York, or who lost somebody or who paid witness that day, has a bunch of little gremlins under their bed
David Handschuh
The attacks on 11 September pushed the big finance houses out from what had been often old, inconvenient offices, and many have not moved back.

There has been some regeneration, but often by people in homes rather than companies in offices. The mix of the region has changed, with more residential accommodation, partly encouraged by the lower rents on offer after the attacks.

Some people were uneasy about living Downtown - there was a feeling that the place had the smell of death to it, literally. The ghosts were too obvious.

And the people have also changed.

Talk to anybody and they have got a story to tell of what they were doing on the day. How can you witness two planes being flown into towers of innocent people without thinking a lot about it?

Take David Handschuh. He is still a photographer on the Daily News but now he confines his pictures to food - something he says makes people happy - rather than to the car crashes and crime which were his daily diet before.

David was probably the first photographer on the scene on 11 September, arriving before the second plane went in. He witnessed at close view through a lens the people jumping and heard them landing - and all before getting trapped under the falling south tower to be pulled out, badly injured, by fire-fighters.

He has changed. To drive with him round the city now is to experience a great external calm.

Painful process

A lorry cuts him up and he smiles saying: "Go ahead. You're bigger than I am."

NYU Child Study Center
Children were especially affected (Image by Ryan Sweeney, courtesy of NYU Child Study Center)
"Having a good day with my kids is the most precious gift that I could have in the entire world," he says.

"Waking up the next morning and looking out the window and whether it's snowing or raining or storming or brutally hot or freezing cold, it's another day that we get to experience things on this Earth."

For him, there has been a long and painful process of psychological recovery - it has been about mastering images which haunt him.

"As a kid, you worried about the monsters under your bed, and you'd hear a noise and it would spook you a little bit and your mom or dad would come in and say 'everything's okay, don't worry'. You check with a flashlight under the bed and there's no monsters hiding underneath there.

"Well, I got a bunch of little gremlins.

"I think anybody who is in New York, or who lost somebody or who paid witness that day, has a bunch of little gremlins under their bed, and every once in a while those gremlins leap out and they taunt you and they bite you and they want to play with you.

"So you play with them and then you put them back under your bed and maybe it's five minutes, maybe it's five days, maybe it's five months till they come back out and play, but you've got to confront your gremlins and then say 'You know what, folks, it's time to move on, I'll see you in six months'."

'Decent burial'

Children, too, had to cope with witnessing terror like the sight and - perhaps more importantly - the sound of a person falling to his or her death.

Robyn Goodman is a psychologist who worked with children. Many of them drew pictures of horror - two planes crashing into two towers, fire, Osama Bin Laden snatching the towers and stuffing them into his mouth.

Diane horning
Diane Horning wants a final resting place for her son
"You had kids building towers with Lego and crashing them. That's not uncommon when you've been through something traumatic, re-enacting it and re-experiencing it. It's a way to get mastery over it.

"If kids keep doing that and doing that, and don't get relief, it can be a problem".

It is a matter of coping with memory and loss.

For Diane Horning, the problem is different. She lost her 26-year-old son, Matthew.

Unlike the relatives of some 1,150 people who were never identified, Diane has a small amount of Matthew's remains.

But she believes the rest of his body to be in the fine siftings of material from Ground Zero that are on the Fresh Kills landfill site on Staten Island.

Five years on she is still tirelessly campaigning to have these "fines" moved and buried "somewhere decent".

"We're not even asking them to DNA test them. We've said 'give us a cemetery that is a common grave where we can put a marker for everyone, even if we don't have individualized spots for each person'."

Remains are still being found at the World Trade Center site, and Diane says it's important to relatives. It is important, too, to treat those remains with respect.

"When I see Staten Island, when I see the garbage dump - I realise that none of us can have the solace of a resting place, unless it's a dignified resting place," she says.

2006/9/5
يک افسر ارشد ارتش آمريکا توصيه کرده است که چهار سرباز اين کشور به اعدام محکوم شوند ...  

يک افسر ارشد ارتش آمريکا توصيه کرده است که چهار سرباز اين کشور در ارتباط با مرگ سه بازداشتی عراقی متهم و در صورت گناهکار شناخته شدن به اعدام محکوم شوند.

به گزارش «بي.بي.سي» سرهنگ جيمز دانيل مسئول تحقيق درباره ماجرای قتل سه بازداشتی عراقی در ماه مه توسط سربازان آمريکايی بوده است.

اين چهار سرباز به نامهای ريموند جيروارد، ويليام هانسيکر، کوری کِلَگِت و جاستون گرابر به قتل سه بازداشتی عراقی در تکريت در ماه مه اذعان کرده‌اند.
اما آنها خود را بيگناه می‌دانند و می‌گويند در دفاع از خود و زمانی که بازداشتی‌ها قصد فرار داشتند آنها را کشته‌اند.

براساس قوانين نظامی، حداکثر مجازات برای قتل عمد اعدام است.
آخرين بار يک سرباز آمريکايی در سال 1961 در ايالت کانزاس اعدام شد.

تحقيقات جنايی
افراد تحت بازداشت روز نهم ماه مه در يک عمليات نظامی در نزديکی کانال ثرثر در نزديکی تکريت در شمال عراق کشته شدند.
اين چهار سرباز در عمليات «مثلث آهنين» که شورشيان فعال در استان صلاح الدين را هدف قرار می داد و صدها نفر در آن بازداشت شدند شرکت داشتند.

فرمانده يگان نظامی که اين سربازان عضو آن بودند، در همان روز حادثه دستور تحقيق درباره آن را صادر کرد. اين ظاهرا پس از آن بود که برخی از سربازان اين يگان نسبت به نحوه مرگ بازداشتی ها مظنون شدند.
به گفته ارتش تحقيقات جنايی در اين زمينه روز 17 ماه مه آغاز شد.

در اتهام نامه ادعا شده است که ريموند جيروارد، ويليام هانسيکر و کورسی کلگت هر يک به طور جداگانه يک سرباز ديگر را تهديد کرده‌اند در صورتی که عليه آنها شهادت دهد او را خواهند کشت.
نيروهای آمريکايی در عراق با چندين مورد اتهام داير بر قتل غيرقانونی غيرنظاميان عراقی و بدرفتاری با زندانيان روبرو هستند که به تحقيقاتی دامن زده است.
ارتش آمريکا سرگرم تحقيق درباره مرگ 24 غيرنظامی در شهر حديثه بوده است که سال گذشته در جريان حمله تفنگداران دريايی آمريکا روی داد،

2006/9/5
انتشار تصاوير كامل انهدام ناو اسرائيلي به دست حزب‌الله ...  

در حالي كه برخي رسانه‌ها درباره تصاوير انهدام ناو اسرائيلي تشكيك كرده‌اند، «بازتاب»، تصاوير پي‌در‌پي انهدام اين ناو به دست رزمندگان حزب‌الله را منتشر مي‌كند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، با انهدام ناو فوق‌پيشرفته اسرائيلي توسط مقاومت اسلامي لبنان كه در نوع خود، از مجهزترين ناوهاي جنگي جهان به شمار مي‌رفت، مقامات نظامي اسرائيل، براي پوشاندن ضعف استراتژيك و نقص سيستم دفاعي و رزمي خود، انهدام اين ناو را تكذيب و آن را جعلي اعلام كردند.

بنا بر اين گزارش، با انكار مقامات اسرائيلي، روزنامه‌ها و رسانه‌هاي لبناني و سپس بسياري از روزنامه‌هاي عربي و اروپايي، اقدام به انتشار عكس و فيلم هدف قرار گرفتن ناو اسرائيلي توسط موشك‌هاي مقاومت كردند، اما اين بار برخي رسانه‌هاي استراليا، اعلام كردند كه اين عكس‌ها، مربوط به يك نشريه صنعت دفاعي در استرالياست و در سال 1998 گرفته شده است.

جالب آن كه برخي سايت‌هاي خبري داخلي نيز اعلام كردند، عكس‌هاي يادشده، ربطي به لبنان ندارد و مربوط به نشريه صنعت دفاعي استرالياست.
اين در حالي است كه بنا بر بررسي‌هاي انجام شده، عكس‌ها و فيلم‌هاي منتشره از انهدام ناو فوق‌پيشرفته اسرائيلي، كاملا صحت داشته و موضوع دفاع و تأييد دولت استراليا از اقدامات و عملكرد اسرائيل، مطلب تازه‌اي نيست كه نياز به تحليل يا واكاوي بيشتر داشته باشد.

2006/9/2
پخش تصاویر «رون آراد» از شبكه لبنانی! ...  
شبكه ال.بی.سی لبنان در اقدامی غیر منتظره یك نوار ویدئویی از رون آراد، خلبان اسراییلی كه در سال 1986 در لبنان مفقود شد، پخش كرد.
به گزارش ایسنا به نقل از پایگاه اینترنتی المحیط، اقدام شبكه ال.بی.سی لبنان در پخش نوار ویدئویی از رون آراد خلبان اسراییلی كه در سال 1986 پس از سقوط هواپیمایش در لبنان مفقود شد، مسوولان رژیم صهیونیستی را به شدت غافلگیر كرد.
این شبكه كه بخش‌هایی از این نوار ویدئویی را پخش كرد، اعلام كرد كه هفته آینده نوار كامل آن را به نمایش خواهد گذاشت.


این اولین تصاویر صوتی از آراد است و علاوه بر وی هلیكوپتری كه در آن بوده نیز به نمایش گذاشته شده است و آراد با ریش‌های بلند مقابل دوربین صحبت می‌كند.
این تصاویر در پایگاه اینترنتی روزنامه یدیعوت آحارونوت نیز منتشر شد و خانواده آراد پس از دیدن این فیلم واكنشی نشان ندادند؛‌ اما برخی از نزدیكان وی تاكید كردند كه تصاویر پخش شده از این فرد به آراد شباهت دارد.


اسراییل از زمان سقوط هلیكوپتر آراد در 16 اكتبر سال 1986 از راه‌های مختلف سعی كرده به اطلاعاتی از وی دست یابد و در همین راستا تعدادی از رهبران حزب‌الله از جمله عبدالكریم عبید و مصطفی دیرانی را به اسارت گرفت كه این افراد در سال 2000 با سه سرباز اسرییلی مبادله شدند.
این شبكه همچنین گزارشی از سربازان اسراییلی كه اخیرا از سوی حزب‌الله به اسارت گرفته شدند، پخش كرد.
اسراییل بارها مدعی شده كه آراد به ایران انتقال داده شده است.
سیدحسن نصرالله دبیر كل حزب‌الله لبنان نیز بارها اعلام كرده كه اطلاعی از وی ندارد.

 


2006/9/2
تصویر گودزیلای جدید! ...  
hspace=0


2006/9/2
بوش می میرد ...  

شماري از هنرمندان انگليسي، كه نسبت به دنباله‌روي دولتشان از كاخ سفيد به شدت انتقاد دارند، اين بار عصبانيت خود را با ساخت فيلم مستند مرگ جورج بوش، رئيس‌جمهور آمريكا نشان داده‌اند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، «نيويورك‌تايمز» در اين زمينه نوشت: زمان، اكتبر 2007 است و آمريكا به خاطر جنگ عراق و نارضايتي‌هاي داخلي در وضع بدي قرار دارد. بوش پس از يك سخنراني، در حالي كه در حال ترك هتل در شيكاگوست و تظاهرات ضدجنگ بزرگي در بيرون جريان دارد، هدف گلوله قرار مي‌گيرد و كشته مي‌شود.

اين آغاز جذاب يك فيلم نود دقيقه‌اي به نام «مرگ رئيس‌جمهور» بوده كه قرار است در ماه اكتبر در يك شبكه تلويزيوني انگليس پخش شود. انگيزه فيلم در عين به تصوير كشيدن ترور رئيس‌جمهوري كه هنوز هم مقام خود را در اختيار دارد، مربوط به مطلب ديگري نيز هست، چون به گونه‌اي ساخته شده كه مستند به نظر مي‌رسد. براي مثال؛ با استفاده از فيلم‌هاي آرشيوي و جلوه‌هاي كامپيوتري، صورت رئيس‌جمهور روي بدن بازيگر اين نقش قرار داده شده و به اين ترتيب، هيچ شكي را باقي نمي‌گذارد كه رئيس‌جمهور ترور شده، بوش است.
اين فيلم هنوز پخش نشده و در حال تدوين به دست سازندگانش است، اما شبكه More 4 انگليس اعلام كرده كه اين فيلم، جزو برنامه‌هاي پاييزي اين شبكه بوده و در ماه اكتبر پخش خواهد شد.

سفارت آمريكا در انگليس طي پيامي به كاخ سفيد گفت: «ما با ارائه واكنش، اين فيلم را مهم و بااهميت جلوه نخواهيم داد».
«جان بير»، از مركز نظارت بر برنامه‌هاي تلويزيوني «Media watch» در اين باره به روزنامه «ديلي ميرور» گفته است كه ساخت و پخش چنين فيلمي، مي‌تواند به تلاش‌هاي واقعي براي ترور رئيس‌جمهوري‌ آمريكا منجر شود.
اما پيتر ديل، مدير شبكه «More 4» گفته است: فيلم به هيچ وجه باعث تحريك احساسات نخواهد شد و اصلا از ترور بوش دفاع نمي‌كند.
او گفت: «اين فيلم تركيبي از يك داستان جنايي ـ‌ قضائي و پرسش‌هايي است كه شما را تشويق به فكر كردن به پيامدهاي پشت پرده اين داستان مي‌كند».

اين فيلم در 10 سپتامبر در فستيوال بين‌المللي فيلم تورنتو هم پخش خواهد شد. شبكه «More 4»، بخشي از سكانس نخست فيلم در مورد ترور بوش را به عنوان تبليغ پخش كرده است كه عكس لحظه تير خوردن بوش در همه روزنامه‌ها منتشر شد. او در حال افتادن است كه چند نفر وي را مي‌گيرند، در حالي كه جمعيت بسياري در حال تماشا بوده و چندين دوربين در حال عكسبرداري هستند. فلاش عكس‌ها، يادآور ترور «جان اف كندي» در سال 1960 و نيز تلاش ناموفق «جان هينكلي» براي ترور «رونالد ريگان‌» در سال 1981 در بيرون هتل هيلتون است.

«ديل» مي‌گويد: تمركز اصلي فيلم بر مسائل پس از ترور است كه تحقيقات و بحث‌هاي رسانه‌اي زيادي در اين مورد مطرح مي‌شود. به زودي مظنون اصلي اين ترور، مردي سوري به نام «جمال ابوذكري» مطرح مي‌شود و به گفته «ديل»، مثال قدرتمند و روشني از تغييراتي است كه امكان دارد پس از آن در سياست خارجي آمريكا رخ دهد.
«ديل» گفت: «من معتقدم كه تأثيرات جنگ عراق و افغانستان همه جا ديده مي‌شود، به ويژه در جوامع چند قوميتي مانند آمريكا و انگليس. در تعداد سربازاني كه ديگر بازنمي‌گردند و اين پرسش توسط مردم كه چه زماني بازگشت تابوت‌ها متوقف مي‌شود؟ چرا ما آنجاييم؟ كي تمام مي‌شود؟»

دو فيلم ديگر نيز با مضموني مشابه در مورد حوادثي فاجعه‌بار اين بار در انگليس در حال ساخت هستند كه يكي از آنها «روز توقف بريتانيا» و درباره ذوب سيستم سنگين حمل‌ونقل اين كشور در اثر مجموعه‌اي از رويدادهاي ناگواري است كه باعث فلج شدن سيستم حمل‌ونقل ريلي و سپس جاده‌اي است كه با برخورد يك جت مسافربري و يك هواپيماي باري كامل مي‌شود.
خبر پخش اين فيلم، باعث ايجاد واكنش‌هاي متفاوتي در داخل و خارج از انگليس شده است.

یادمان باشد که حادثه ۱۱ سپتامبر در سال ۲۰۰۰ از شبکه ی صهیونیستی روبرت مرداک (فاکس) به صورت فیلم سینمایی پخش شد و یک سال بعد عینا همان حادثه اتفاق افتاد.

ویا در فیلم روز استقلال که در سال ۱۹۹۶ ساخته شد حضور پایگاه های موشکی آمریکا را در عراق نشان دادند که بعدا شاهد وجود چنین مطلبی بودیم.

و یا در فیلم سیریانا شاهد یک عملیات تروریستی هستیم که یک جوان شهادت طلب خود را به نفت کش هایی می زند که آمریکا نفت می برد.

و یا در فیلم ۲۴ شاهد به گروگان گرفته شدن وزیر جنگ ایالات متحده توسط مسلمانان ترک هستیم.

2006/9/2
كمك‌هاي ميليوني شيوخ وهابي به ملاعمر ادامه دارد ...  

 

شیوخ بی عقل خلیج فارس

منابع اطلاعاتي از ادامه تماس‌هاي مالي گسترده گروه تروريستي طالبان با شيوخ و تجار عربستان سعودي خبر مي‌دهند.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، گروه طالبان در دهه گذشته ميلادي، با پشتيباني اطلاعاتي سرويس امنيتي پاكستان و بودجه شيوخ وهابي عربستان سعودي شكل گرفت و همچنان اين روابط گسترده مالي و اطلاعاتي ادامه دارد.

اطلاعات خبرنگار «بازتاب»، حاكي از آن است كه به تازگي «مولوي اختر محمد عثماني»، از رهبران ارشد طالبان، براي جلب كمك مالي، سفري سري به عربستان سعودي داشته است.

وي در بازگشت از عربستان در جمع شوراي عالي طالبان حضور يافته و با مثبت ارزيابي كردن سفر خود، اظهار كرده كه در طول آن، ملاقات‌هاي متعددي با شيوخ و تجار سعودي داشته و موفق به جذب حدود پانصد هزار دلار از آنان براي كمك به طالبان شده است.
بنا بر اطلاعات تكميلي، اين مبلغ تحويل ملاعبيدالله، معاون ملاعمر، رهبر طالبان شده است.

گفتني است، گروه طالبان پس از يك دوره شكست و ركود جدي با جذب كمك‌هاي خارجي از عربستان و تجديد قوا، طي ماه‌هاي اخير به شدت تقويت شده و صدها تن از نظاميان افغاني و خارجي را به هلاكت رسانده است؛ چنان‌كه ورود به برخي از مناطق افغانستان، براي نيروهاي دولتي اين كشور غيرممكن است