تبليغاتX
تروريست حقيقي
تروريست حقيقي
2006/3/16
حفره امنيتي: كشف اسرار هزاران مأمور «سيا» با جستجو در اينترنت ...  

يك روزنامه آمريكايي به تازگي فاش كرد، حفره امنيتي باعث شده تا اسرار هزاران تن از جاسوساس «سيا» با جستجو در اينترنت قابل دستيابي باشد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، روزنامه «شيكاگو تريبون» مي‌نويسد: مشخصات 2600 نفر از كارمندان آژانس جاسوسي مركزي آمريكا (سيا) و نيز موقعيت كاري بيست محل كار مخفي و سري اين آژانس در ايالات متحده آمريكا، به راحتي با جستجوي اينترنتي قابل كشف است.

روزنامه نام‌برده اين اطلاعات را از طريق فراهم‌كننده‌هاي اطلاعاتي، كه صورت‌حساب‌هاي مشخصي را براي دستيابي به سوابق عمومي و مطالب گزارشي خود مشخص كرده‌‌اند، در شماره روزهاي يكشنبه خود انتشار مي‌دهد. البته اين روزنامه، مداركي از هويت و ديگر جزييات مربوط به مأموران را در جستجوهايش منتشر نكرده و علت آن را نگراني‌هايي دانسته كه از بابت به خطر افتادن كاركنان «سيا» پيش مي‌آيد.

البته بايد گفت كه تمام 2635 نفري كه روزنامه گفته است از كاركنان «سيا» بوده‌اند، سري نيستند.
در تحقيقات دستگاه قضائي، اين موضوع مطرح شد كه آيا اشخاصي از دولت بوش كه هويت مخفي «والري پليم» را در سال 2003 به روزنامه‌نگاران لو دادند، در اين كار نيز دست دارند يا خير؟ در حقيقت، برخي از اين افراد، تحليلگر غيرسري و مديران اجرايي ارشد همانند رئيس سابق «سيا»، «جورج تنت» بوده‌‌اند. اما اين روزنامه گفته است كه برخي از يافته‌هاي خود را در اختيار «سيا» قرار داده و اين آژانس نيز ابلاغ كرده كه فهرست ناقص اسامي شامل كارمندان سري نيز بوده است.

روزنامه «تريبون» همچنين نوشته است كه هويت افراد را از طريق فهرست شماره تلفن، خلاصه مذاكرات دولتي، سوابق رأي‌دهي، سوابق ماليات بر درآمدها و ديگر اسناد قانوني و مالي به دست آورده است. بنا بر تحقيقات انجام‌شده شماره تلفن‌هاي اداري داخلي آژانس جاسوسي «سيا» و آدرس‌هاي ايميل سري مورد استفاده عوامل جاسوسي نفوذي نيز به دست آمده است.

سخنگوي رئيس «سيا» اظهار داشته است كه نفوذ، موضوعي كاملا پيچيده در عصر اينترنت است. وي همچنين در مصاحبه با «تريبون» گفت، مواردي وجود داشته كه در گذشته به كار مي‌آمده و در حال حاضر به كار نمي‌آيند.

larry janson
«لاري جانسون»، مأمور سابق «سيا» مي‌گويد: اين اقدام روزنامه كاملا مضحك و خنده‌دار است، زيرا يافتن مشخصات افراد از راه گوگل و اين‌كه آنان در «سيا» كار مي‌كنند، غيرممكن است.

«تريبون» موقعيت بيست مركز «سيا» در شيكاگو، ويرجينياي شمالي، فلوريدا، اوهايو، پنسيلوانيا، اوتاوا و واشنگتن را مشخص ساخته بود. برخي از اين تأسيسات، تحت نظارت‌هاي شديد امنيتي و بقيه نيز شامل محل‌هاي سكونت محرمانه‌اي بودند كه هيچ‌گونه ارتباط آشكاري از آنان با «سيا» وجود نداشته است.

يكي از اين مراكز، يك منطقه آموزش «سيا» در كمپ پري، واقع در ويرجينيا با نام «مزرعه» بود كه به مدت چند دهه مخفي بود كه البته «سيا» از اعلام موجوديت علني خود از اين بابت خودداري كرد، حتي بعد از اين‌كه پرسنل سابق «سيا» وجود آن را در دهه 1980 تأييد كردند.

اما «تريبون» خاطرنشان كرده است كه تحقيق اينترنتي در مورد كمپ پري، هويت اشخاصي را فاش ساخته كه 26 تن از آنان، علنا در آنجا كار مي‌كرده‌اند.

همچنين بررسي پايگاه‌هاي اطلاعاتي ناوگان هوايي، مشخصات پروازهاي انجام شده و سوابق پروازي و مالكيتي هفده هواپيماي باند كمپ پري را قابل رديابي نشان داده است.

2006/3/16
اقدام تازه شيوخ امارات عليه نويسندگان شيعه ...  

امسال براي نخستين بار نمايشگاه بين‌المللي كتاب ابوظبي از آمدن ناشران ايراني و لبناني كه آثار شيعه را عرضه مي‌كنند، ممانعت به عمل آورد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اين نمايشگاه كه قرار است در هشتم فروردين ماه افتتاح شود، اعلام كرده است كه ناشران مزبور حق ورود به نمايشگاه كتاب را ندارد.

با توجه به اين‌كه سال‌هاي گذشته اين نمايشگاه هيچ‌گونه سانسوري براي كتابهاي شيعه نداشت به نظر مي‌رسد كه نوعي سخت‌گيري نسبت به شيعه در اين كشور آغاز شده است. اين حركت برخلاف وعده هايي است كه كشورهاي حوزه خليج فارس براي آزاد گذاشتن فعاليت‌هاي فرهنگي و مذاهب مختلف اسلامي داده‌اند.

شيعه سهم عمده‌اي در اين كشورها داشته و دارد و اين محروم كردن، تأثيري جز نااميد كردن شيعيان از اصلاحات ندارد.

به نظر مي‌رسد، سفارت ايران در اين كشور بايد در اين باره پيگيري كرده و زمينه مشاركت ناشران ايراني را فراهم كند.

اين در حالي است كه در نمايشگاه كتاب ايران ده‌ها ناشر سني مشاركت داشته و كتاب‌هاي خود را عرضه مي‌كنند

 

من متعصب نیستم ولی مردم عرب و برادر سنی ما چرا باید به شیوخ کم عقلشان تکیه کنند

مگر دشمن تو برادرم شیعه است یا وهابیت آمریکایی

مگر نه اینکه مذهب تو حق است پس چرا ممانعت

جز آمریکا شیوخ کم عقل کشورتان را تهدید کرده که ماشینشان یک سیستم پایین تر باشد

مگر نه اینکه به آنان شراب اعلا داده نمی شود

مگر نه اینکه دیگر باکرگان را نخواهند درید

مگر تو برادرم از این شیوخ در جهل مانده پدران جاهلیتشان خیری دیده ای

جز اینکه در فقر علمی و سیاسی تو را نگه داشته اند

برادرم به پا خیز

2006/3/16
قصاب بالكان راز قتل‌عام مسلمانان بوسني را هم به گور مي‌برد؟ ...  

«ميلوشويچ» مرد. خبر مرگ ديكتاتور سرنگون‌شده صربستان كه جهان به درستي وي را «قصاب بالكان» مي‌شناسد، به همين سادگي و در همين دو كلمه اعلام شد. قصاب بالكان كه در تفاهم پشت پرده با آمريكا، روسيه و اروپا مأمور كشتار مسلمانان استقلال‌طلب بوسني شد و هزاران بوسنيايي مسلمان را كه همچون اهالي مقدونيه و كرواسي، استقلال از يوگسلاوي فروپاشيده را مي‌خواستند، قتل‌عام كرد.

دوستم آیا هیچ می دانستی انگزیسیون که می گویند (تفتیش عقاید) در زمان پدران همین قصابان

موقعی که اسپانیا و اروپا از دست مسلمین سقوط کرد به راه افتاد تا نژادی از جنس

 محمد صلی الله علیه و آله باقی نماند.

برخي تحليلگران معتقدند، دوستان ديروز قصاب بالكان با فرستادن وي به دنياي ديگر، از افشاگري‌هايي كه وي قرار بود در محاكمه چند ماه آينده خود در دادگاه جنايات جنگي به زبان بياورد جلوگيري كردند.

به گزارش «سي.ان.ان»، دادستان دادگاه لاهه گفت: مرگ اسلوبودان ميلوسويچ، بدبختي بزرگي براي عدالت است و رسيدگي به جرايم ساير جنايتكاران جنگي را ضروري‌تر از هر زمان ديگري نشان مي‌دهد.

«كارلا دل پونته»، يك روز پس از مرگ رهبر سابق يوگسلاوي در سلول وي به خبرنگاران گفت كه قربانيان با مرگ وي، از اجراي عدالت كه استحقاق آن را داشتند،‌ محروم شدند. او گفت: اين بدبختي بزرگي براي عدالت است كه اين دادگاه بدون صدور رأي و نتيجه‌اي، ناتمام ماند.
من به پونته می گویم هیچ کس از حقش محروم نشده تو و امثال تو و اربابانتان که هنوز به هر بهانه ای مسلمانان را می کشید هنوز زنده اید

من از خدا دادخواهی می کنم نه از دادگاه های کذایی شما
دادگاه جنايات جنگي لاهه در حال تحقيق در مورد مرگ ميلوسويچ 64 ساله است كه روز شنبه، جسد بي‌جانش در تختخوابش در زندان شونينگن پيدا شد.

دل‌پونته گفته، مرگ ميلوسويچ محاكمه و دستگيري افرادي مانند «رودوان كراوزيچ»، رهبر سابق بوسني و «راتكو ملاويچ» از افسران ارشد وي در زمان جنگ‌هاي بوسني را ضروري‌تر مي‌كند. اين دو، طراح كشتار هشت هزار مسلمان صربرنيستا در جولاي سال 1959 بودند.

خانواده و هواداران ميلوسويچ دادگاه لاهه را در مورد مرگ وي مقصر مي‌دانند. «زدنكو تومانويچ» وكيل ميلوسويچ اعلام كرده كه آنان قصد مسموم كردن وي را داشته‌اند.
چرا نه حتما داشته اند چرا که با اشاره ای تمام چهره ی ناپاک اربابانش را به دنیا نشان می داد
مقامات درخواست تومانوويچ را براي انجام كالبدشكافي در روسيه كه خانواده ميلوسويچ در آنجا زندگي مي‌‌كنند، رد كرده‌اند و يك تيم پزشكي هلندي با نظارت نمايندگان بلگراد، كالبدشكافي را در هلند انجام خواهند داد.

اين در حالي است كه سايت مسكونيوز به نقل از سخنگوي دوماي روسيه اعلام كرده كه عدم موافقت مسئولان دادگاه ميلوسويچ براي گذراندن يك دوره درماني در روسيه، باعث گرفتن حق حيات از وي شده است.

«لوبوف اسليسكا» تأكيد كرد كه پزشكان وي از وضعيت نامطلوب سلامتي وي اطلاع داشته‌اند و گفت كه مسكو چندين بار خواسته بود تا وي براي درمان به روسيه منتقل شود. وي مستقيما مسئولان دادگاه را مسئول مرگ وي دانست و خواستار استان‌‌هاي آنان شد. از ديدگاه وي مرگ ميلوسوويچ شايستگي دادگاه جرايم سازمان ملل را به شدت زير سؤال مي‌برد.

مرگ ميلوسويچ تنها چند ماه پيش از به نتيجه رسيدن دادگاه وي روي داد كه مدت چهار سال است ادامه دارد. محاكمه وي كه از فوريه 2002 آغاز شده بود، وي را مجبور به دفاع در قبال 66 مورد اتهام نسل‌كشي در كرواسي، بوسني و كوزوو كرده بود. دادگاه چندين بار به خاطر وضعيت نامطلوب جسماني و قلبي ميلوسويچ متوقف شده بود.
مرگ ميلوسويچ باعث موضعگيري‌هاي متفاوتي شده است. «بوريس تاديچ»، رئيس‌جمهور صربستان با خانواده ميلوسوويچ ابراز همدردي كرده در حالي كه «پدي اشرون»، نماينده بوسني و هرزگوين، ميلووسويچ را فردي خوانده كه ملت بزرگ صرب را به بحراني فاجعه‌آ‌ميز و شرمساركننده كشانده است.

ميلووسويچ در خلأ قدرت ايجاد شده پس از جنگ جهاني دوم و مرگ «مارشال تيتو»، ديكتاتور سابق يوگسلاوي، خود را به عنوان رهبر سياسي يوگسلاوي مطرح كرد و در سال 1990، رئيس‌جمهور منتخب صربستان شد و تا سال 2000 به حكومتش ادامه داد.

وي در سال 2001 به لاهه منتقل شد و در سال 2002 محاكمه وي آغاز شد. وي به خاطر پاكسازي‌هاي قومي و جرايم عليه بشريت و نسل‌كشي لقب «قصاب بالكان» را گرفته بود.

او مرتبا همه اتهامات صدور دستور آدم‌كشي‌ها و تجاوزها را رد كرده و اعلام كرده بود كه وي تنها از مردم صرب عليه ترور دفاع مي‌كرده است.

وي آخرين بار در 1 مارس با وضعيتي خوب در دادگاه ظاهر شد. در 22 فوريه از بروز مشكلات و ايجاد صدايي رعدآميز در سرش شكايت كرد. وي هم‌زمان با سردرد داراي مشكلاتي در شنوايي شده بود و روز بعد از آن، به علت عدم وضعيت جسماني مطلوب، موفق به ادامه جلسه دادگاه نشد. وي طبق دستور دادگاه، مورد معاينه پزشك دادگاه قرار گرفت.

مرگ ميلوسويچ يك روز پيش از سومين سالگرد ترور «زوران دژينيچ» نخست‌وزير شورشيان صرب روي مي‌دهد. بابيچ در حال گذراندن دوره محكوميت سيزده ساله خود به خاطر ارتكاب جنايات جنگي در يكي ديگر از سلول‌هاي نزديك ميلوسويچ بود.

به نوشته «نيوزويك»، تاكنون صحبتي در مورد زمان انتقال جسد ميلوسويچ به صربستان براي انجام مراسم تدفين منتشر نشده است.

كارشناسان معتقدند: مرگ ميلوسويچ باعث خواهد شد تا دولت مركزي صربستان در مورد تحويل دادن ملاويچ به لاهه دچار ترديد شود. اتحاديه اروپا تهديد كرده، در صورتي كه تا يك ماه ديگر وي دستگير نشود، كليه مذاكراتش را متوقف مي‌كند.

آن زمان که شکم ها دریده می شد آن زمان که دخترکان معصوم از ترس تجاوز خود را از

درختان بهشت حلق آویز می کردند آن موقع هشدارها مرده بود

مرگ ميلوسوويچ در زمان حساسي براي صربستان رخ داد، در حالي كه كوزوو در حال به دست آوردن استقلال و پيروزي بر صربستان بوده و مونته‌نگرو هم براي جدايي از بلگراد، در ماه مي همه‌پرسي برگزار خواهد كرد.

اين دادگاه به علت طولاني شدن زمان آن نسبت به دادگاه نورنبرگ در بعد از جنگ جهاني دوم كه يك سال طول كشيد، به شدت مورد انتقاد بود و در حالي كه تنها چند ماه تا صدور رأي دادگاه باقي مانده بود، با مرگ ميلوسويچ اين پرونده ناتمام ماند.

صدور رأي در اين دادگاه، از لحاظ حقوق بين‌الملل نيز بسيار حايز اهميت بوده، چراكه اين دومين دادگاه رسيدگي به جنايات جنگي و جرايم عليه بشريت بوده و از لحاظ ايجاد رويه قضائي در اين مورد و استناد دادگاه‌هاي بعدي به آن (مانند دادگاه صدام) مي‌توانست بسيار مهم و قابل اهميت باشد.

2006/3/16
هشدار كليسا: دير بجنبيد، انگلستان مسلمان مي‌شود ...  

افزارش روزافزون تعداد مسلمانان مقيم انگلستان و پافشاري آنان بر اعتقادات مذهبي خود، رهبران كليساهاي اين كشور را به شدت نگران كرده است.

آنان با اشاره به كم‌توجهي مسيحيان انگلسي به آيين مسيح(ع)، تنها راه مقابله با گسترش اسلام را تعميق باورهاي اين آيين در ميان مردم انگلستان دانسته‌اند.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب» به نقل از «كريستين‌تودي»، يكي از مقامات كليساي جامع انگلستان هشدار داد، در صورتي كه مسيحيان، اعتقادات خود را جدي نگيرند، بريتانيا به زودي به يك ملت مسلمان تبديل خواهد شد.

«كنون آسنت نوگنت»، از مقامات كليساي جامع «لينكولن»، هفته گذشته، به نامه‌اي در مورد نحوه واكنش مسلمانان به كاريكاتور پيامبرشان اشاره كرد. آنان با نوشته‌هاي خود، به بريتانيا هشدار دادند كه در آينده، همه بريتانيا مسلمان خواهند شد. در اين مورد، هيچ ترديدي نيست كه اسلام در اينجا ماهيتي تبليغاتي دارد و گرويدن انسان‌هاي بي‌اعتقاد به اسلام، از عوامل گسترش اصلي اسلام در انگلستان است. اين امر عجيب نيست كه بسياري از مسلمانان، بر اين باورند كه سرانجام، اين كشور به پيامبر آنان ايمان خواهد آورد؛ خصوصا در مواقعي كه با يك اعتقاد مسيحي غيرقطعي و در حال كاهش روبه‌رو مي‌شود.

او اضافه ‌كرد: «چيزي كه براي بريتانيا با هدف يك ملت مسيحي باقي ماندن، مهم است، اين است كه مسيحيان، اعتقادات خود را جدي بگيرند و هيچ‌گاه گمان نكنند كه يك بريتانيايي مسيحي، هميشه بدون تغيير خواهد ماند».

آمار جديد درباره نهضت‌هاي مذهبي و رشد آنان در بريتانيا، نشان داده است كه اگر اين روند تا سال 2012 ادامه يابد، آن‌گاه، تعداد افرادي كه در مساجد هستند، از تعداد افراد حاضر در كليسا‌ها بيشتر خواهد شد.

هفته گذشته نيز سر‌اسقف «كانتر بوري»، در اين باره گفت: هرچند عده بسياري از مردم، هم‌اكنون در مساجد بريتانيا هستند، هنوز اين پرسش باقي است كه بنياد اساسي مذهبي مردم بريتانيا چيست؟

راه‌اندازي تلويزيون فارسي توسط ميسيونرهاي مسيحي

تلويزيون فارسي زبان مسيحيت به تازگي شروع به پخش برنامه‌هاي خود از ماهواره هاتبرد کرده است.

محتواي برنامه‌هاي اين شبکه، تبليغ مسيحيت بوده و تمرکز آن روي جوانان است. تبليغ مسيحيت از طريق تلويزيون‌هاي ماهواره‌اي چيز عجيب و تازه‌اي نيست و اين تلويزيون سعي گسترده‌اي در استفاده از مسلمانان مسيحي‌شده براي تبليغ مسيحيت مي‌کند.

بيشتر اين تازه‌مسيحيان، جوانان مسلماني بوده‌اند که به دلايل مختلف (بيشتر روحي و رواني و البته مادي) در دام ميسيونرهاي مسيحي افتاده‌اند.

با توجه به اخباري که اخيرا از فعال شدن عناصر ميسيونر در داخل کشور (حتي در مکان‌هاي مذهبي مسلمانان!) به گوش مي‌رسد، راه‌اندازي اين تلويزيون، اهميت بيشتري پيدا مي‌کند. ظاهرا اين شبکه سعي مي‌کند از روش و ادبيات تازه‌اي براي تبليغ استفاده کند.


 

2006/3/16
قول عنان به اسرائيل: عليه ايران بيانيه مي‌دهيم ...  

پس از لابي نخست‌وزير رژيم صيهونيستي عليه كشورمان، دبيركل سازمان ملل قول داد كه تضمين كند بيانيه شوراي امنيت عليه ايران «قاطع و صريح» باشد.

به گزارش ايسنا به نقل از خبرگزاري «آسوشيتدپرس»، كوفي عنان در تماس تلفني با «ايهود المرت»، نخست‌وزير موقت رژيم صهيونيستي اظهار داشت: بدين ترتيب فرصتي براي يافتن كانالي ديپلماتيك در مواجهه با ايران فراهم خواهد شد.

اظهارات عنان در تماس با اين مقام صهيونيست در حالي مطرح مي‌شود كه تل‌آويو تاكنون با امضا نكردن پيمان منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي قادر به مخفي نگاه داشتن تسليحات هسته‌اي‌اش از جامعه بين‌المللي شده و هيچ سازمان بين‌المللي نيز با وجود نگراني كشورهاي منطقه كاري را براي مهار اين رژيم انجام نداده است.

2006/3/9
افسانه شوآه و صنعت هولوكاست ...  

 


افسانه شوآه و صنعت هولوكاست


مهدی علیخانی

ریشه‌یابی هولوكاست
ریشه اصطلاح هولوكاست به معنای «از بین بردن چیزی به وسیله آتش، بطوری که کاملا از بین برود»، از دو واژه یونانی holos به معنای تمام وkalein به معنای سوزاندن اخذ شده است

 

واقعیت یا دروغ؟
بی تردید آنچه مفهوم امروزی هولوكاست از نسل کشی یهودیان در کوره‌ها‌ی آدم سوزی طی جنگ جهانی دوم در اذهان جهانی متبادر می‏کند، با واقعیت فاصله بسیاری دارد و اشکالات زیادی برآن وارد است که هدف اصلی نگارنده دراین نوشتار نیز همین است و در ادامه بیشتر به آن پرداخته می‏شود، اما از طرف دیگر قرآن به ذکر واقعیت هولوكاست پرداخته است.
این واقعه هولناك در فاصله زمانی بعد از ظهور حضرت مسیح (ع) و قبل از بعثت پیامبر اسلام (ص) در یمن اتفاق افتاده است:
«ذونواس» پادشاه یهودی یمن در جایگاه مخصوصی كه برای او تدارك دیده اند، نشسته است و خاخام‌های ‌یهود، اطراف او به احترام ایستاده اند، مقابل جایگاه گودالهای ‌خندق مانند و عمیقی در زمین حفر شده و آتش سوزان و پرحجمی كه در گودال برافروخته اند تا چند متر بالاتر از سطح زمین زبانه می‏كشد.

 

 

صنعت هولوكاست 

..32میلیارد دلار مربوط به وجوه 775حساب متروکه در بانک‌های سوئیس.
- 10میلیارد دلار مربوط به اموال یهودیان بی وارث در بانکهای اتریش و دهها میلیارد دلار مربوط به ارزش زمین‌هایی که ادعا می‌شود، پیشتر در مالکیت یهودیان لهستان بوده است.
همچنین مدیر کل کنگره جهانی یهود چندی پیش اعلام کرد: 50درصد از آثار هنری موجود در ایالات متحده از یهودیان به سرقت رفته است.
آلمان تا به حال، بیش از صد میلیارد مارك خسارت ‌هلوكاست به اسرائیل داده است و طبق قرارداد باید تا سال 2030 هر سال به اسرائیل خسارت بدهد و اتریش و سوئیس نیز به اسرائیل، خسارت سالانه می‏دهند.

 

قانون مجازات منکرین هولوكاست
شاید تابحال هنگام شنیدن خبر دستگیری و مجازات منکرین هولوكاست یهودیان و مشاهده برخوردهای توهین آمیز با آنها، این سئوال در ذهن متبادر می‏شود که چنین واکنشی چگومه با مبحث آزادی بیان در اروپا قابل توجیه است؟
پاسخ این سئوال به جولای سال 1990 در فرانسه باز می‏گردد که تعدادی از اعضای آژانس بین المللی صهیونیست‌ها‌، از جمله، «پی یر ویدال ناكه»، «سرژ ولز»، «فرانسوا براریدا» تحت سرپرستی «رنه ساموئل سپرات» خاخام معروف فرانسه، با استناد به داستان ساختگی كشتار 6 میلیون یهودی در جنگ جهانی دوم و به عنوان پیشگیری از فراموش شدن مظلومیت این قوم! پیش نویس قانونی را تهیه كرد و با تلاش زیاد آنرا در جولای سال 1990، در فرانسه به تصویب رساند و براساس این قانون «هرگونه تردید درباره‌ هلوكاست، اعم از تردید درباره كشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم، وجود اتاق‌ها‌ی گاز و حتی كمترین تردید در رقم شش میلیون یهودی مقتول، جرم است و هركس در فرانسه از این قانون تخلف كرده و در این موضوع‌ها‌ شك كند، به یك ماه تا یك سال زندان و دو هزار تا سیصد هزار فرانك جریمه محكوم می‌شود.»

عکس: خاخام‌های ضد صهیونیست

همایش «هولوکاست؛ افسانه يا واقعيت» در دانشگاه تهران


 


 

 

هولوكاست و تجدیدنظرطلبان (رویزیونیسم)(10) 
تحقیقات نشان می‌دهد که حجم مطالب منتشر شده در رابطه با هولوکاست در دهه 1990، ده برابر دهه‌های 1940 و 1950 میلادی است. این موج نهایتاً به پارادایمی برای کشف حقایق تاریخی و تاریخنگاری رسمی و ایجاد یک مکتب جدید تاریخنگاری انجامید که به تجدیدنظرطلبی (رویزیونیسم) یا تاریخ واقعی معروف است.
معمولاً از «پل رازینیه» فرانسوی، به‌عنوان بنیانگذار این مکتب یاد می‌کنند. رازینیه در زمان جنگ دوم جهانی از اعضای جنبش مقاومت فرانسه بود که به‌وسیله گشتاپو دستگیر شد و به اردوگاه «بوخنوالد» اعزام گردید و تا پایان جنگ در اردوگاه‌های مختلف نازی زندانی بود. پس از جنگ وی عالیترین نشان مقاومت را از دولت فرانسه دریافت کرد و سپس به عرصه تحقیقات تاریخی روی آورد، در زمینه جنگ دوم جهانی به تحقیق و انتشار کتاب پرداخت و از جمله به ترسیم وضع اسفناک اردوگاه‌های جنگی نازی دست زد، ولی او بتدریج در جریان تحقیقش به نظراتی رسید که تصویر رسمی را کاملاً نفی می‌کرد

 

بقیه مقاله به صورت کامل

2006/3/3
آب آشامیدنی فرانسه و انگلیس ‌سرطانزاست ...  

آب آشامیدنی فرانسه و انگلیس ‌سرطانزاست

باکتری لوسمی


آب آشامیدنی كه در انگلیس و فرانسه به فروش می‌رسد، حاوی مواد سرطان‌زاست.

به گزارش واحد مركزی خبر، آزمایش‌های روی بطری‌های آب آشامیدنی حاكی از آن است كه این آبها حاوی یك نوع ماده سمی سرطان‌زا 8 برابر بیشتر از حد مجاز هستند.

ماده بنزن كه عامل «لوسمی» و دیگر سرطان‌های خون است، بیش از حد مجاز در بطری‌های آب‌فروشی ‌مغازه‌های انگلیس و فرانسه یافت می‌شود.

آژانس استانداردهای غذایی انگلیس اعلام كرده است در صورت تأیید شدن نتایج آزمایش‌ها در بررسی‌های بیشتر اقدام جدی برای از بین بردن ‌بطری‌های آب به عمل خواهد آمد.

تظاهرات گسترده علیه بوش، شهرهای هند را فرا گرفت



شهرهای مختلف هند روز پنجشنبه شاهد تظاهرات میلیونی مردم بود كه با شعار مرگ بر بوش تروریست، خشم خود را از حضور رییس جمهوری آمریكا در این كشور نشان دادند.

به گزارش ایرنا، این تظاهرات در شهرهای بمبئی، دهلی، كلكته، مدرس، بنگلور، كوچی كیلكت، كشمیر، لكنو و سایر شهرها برگزار شد.

در بمبئی كه از شهرهای مهم و تجاری هند است، مردم در یكی از میدان‌های اصلی شهر تجمع كرده و در حالی كه پلاكاردهایی در دست داشتند، سیاست‌های جنگ طلبانه بوش را محكوم كردند.

همچنین نمایندگان احزاب چپ و سماج وادی در پارلمان هند امروز با اجتماع در بیرون مجلس این كشور دست به تظاهرات زده و علیه سفر بوش به هند اعتراض كردند.

نمایندگان مجلس هند پلاركاردهایی را كه روی آنها نوشته شده بود، بوش جنایتكار جنگی به كشورت برگرد، دولت ائتلاف متحد مترقی از تسلیم شدن در مقابل امپریالیسم آمریكا خودداری كن و بوش قاتل در دست داشتند، شعارهایی را علیه بوش سر دادند.

نمایندگان مجلس هند همچنین به شدت از نقض پروتكل توسط نخست وزیر این كشور و استقبال از بوش در فرودگاه انتقاد كرده و اعلام كردند: جمعیت یك میلیارد و یك صد میلیون نفری هند با امپریالیسم آمریكا مخالف است و رییس جمهوری آن فردی خونخوار، وحشی، تروریست و روانی است.

 
 

2006/3/3
صهیونیسم؛ مساله این است ...  

صهیونیسم؛ مساله این است!


صهیونیسم؛ مساله این است!


علی فرازمند

 

روزنامه شرق در شماره امروز خود، ۱۰اسفند ۸۴، یادداشتی با عنوان «مساله یهود، مساله ما نیست» به قلم سردبیرش منتشر ساخته است.
محمد قوچانی در این یادداشت با بیان سیر تاریخی ناقصی از وقایع سیاسی غرب، تاریخ صدر اسلام و همچنین تاریخ ایران باستان و وقایع تاریخ معاصر ایران اینگونه نتیجه گرفته است كه «هولوكاست» یك بازی «یهودی ـ مسیحی» است و اصلا ربطی به اسلام و مسلمانان ندارد و به همین دلیل جمهوری اسلامی نباید وارد آن شود.
فاز اول واقعه همان گونه است كه آقای قوچانی فرموده‌اند. یعنی هولوكاست چه در صورت صحت و چه در صورت افسانه بودن، یك بازی یهودی ـ مسیحی است، اما این مساله در فاز بعدی به یك بازی صهیونیست ـ مسلمان تبدیل می‌شود كه در آن اتحاد یهودیان و مسیحیان در یك طرف و مسلمانان در طرف دیگر قرار دارند؛ آن‌گاه كه به بهانه ظلم تاریخی مسیحیان به قوم یهود، سرزمینی در قلب ممالك اسلامی به یهودیان برای تشكیل حكومت اهدا می‌شود!

و آنچه كه رئیس‌جمهور نیز بیان داشت این بود كه اگر در اروپا به یهودیان ظلم شده است، چرا مسلمانان تاوان آن را باید بپردازند؟ البته این سئوال بدون پاسخ مانده است.
آری «مساله یهود، مساله ما نیست»، اما ناخواسته مساله صهیونیسم مساله ما شده است. مسلمانان همانگونه كه برای تعامل مشترك با مسیحیان مشكلی ندارند، 1400 سال سابقه تاریخی هم موید این مطلب است كه برای تعامل با یهودیان نیز در چهارچوب آموزه‌های اسلام هیچ‌گونه چالش دینی ندارند و تا زمانی كه از ناحیه دیگران مورد هجوم قرار نگیرند، هیچ‌گاه به آنان صدمه‌ای وارد نكرده‌اند. اما چالش صهیونیسم با جهان اسلام به گونه‌ای دیگر است. این چالش هنگامی كه به جهان اسلام تحمیل شد، هدفی جز حذف نام اسلام نداشت و به همین دلیل هم بود كه مسلمانان و جنبش‌های اسلامی در مقابل آن صف‌آرایی كردند.
شعار «از نیل تا فرات» به عنوان سرزمین موعود در اندیشه صهیونیست‌ها از مفاهیم اساسی به شمار می‌رود كه نشان از ذات ناپاك و توسعه‌طلب آنان دارد. جدای از این شعار بعضی وقایع نیز رخ داده‌اند كه برای آنان نمی‌توان توجیه و تفسیری جز حمله به جهان اسلام و مسلمانان داشت. اشغال فلسطین، تجاوز به لبنان و سوریه، كشتار مردم فلسطین، ترور رهبران جنبش‌های اسلامی، تهدید حمله به تاسیسات هسته‌ای ایران و... هر كدام نشان‌دهنده این هجوم هستند.
آیا هنوز مساله صهیونیسم مساله ما نیست!
آقای قوچانی احتمالا به دلیل مشغله زیاد و مطالعه بسیار، دچار فراموشی تاریخی شده‌اند. ایشان در جایی از یاداشت‌شان اینگونه آورده‌اند: «می‌دانیم كه مساله یهود هرگز مساله اسلام یا ایران نبوده است.» لازم است برای یادآوری ایشان دو نكته را توضیح دهیم.
اول اینكه فتنه‌آفرینی یهود در صدر اسلام و تقابل سیاسی ـ نظامی پیامبر اكرم با آنان بر هیچكس پوشیده نیست. جنگ خیبر و غائله‌های مختلف دیگر، نمونه‌هایی از تقابل با یهودیان در تاریخ اسلام است. حوادثی كه نشان از تقابل یهودیان با مسلمانان در صدر اسلام دارد.
مساله بعدی اینكه قرآن كریم در نص صریح خود و همچنین ائمه معصومین در احادیث‌شان یهود را سرزنش كرده و آنان را عامل اصلی فتنه نامیده‌اند، به راستی اگر یهودیان برای اسلام و مسلمین به عنوان یك مساله مهم قلمداد نمی‌شدند، آیا این توصیه‌ها ضروری بود؟!
همچنین مشخص نیست كه جناب آقای قوچانی در این نوشته چرا سعی داشته‌اند از واژه‌ی ناآشنای «اسرائیل باستان» در این نوشته استفاده كنند. واژه‌ای كه نه اصالت تاریخی دارد و نه حتی واژه‌ای رایج در میان محققان و پژوهش‌گران است. شاید ایشان هم به مانند بعضی از سران احزاب جدیدالتاسیس به تازگی با سفرای كشورهای اروپایی دیدارهایی داشته‌اند و این واژه محصول آن دیدارهاست.
درمورد تاریخ اروپا هم ذكر این نكته ضروری به نظر می‌‌رسد كه بر خلاف ادعای آقای قوچانی نه تنها مسیحیت مبدع سكولاریزم نیست، بلكه حتی پروتستانیزم هم به عنوان مادی‌ترین قرائت از مسیحیت ادعای سكولاریزم را ندارد. سكولاریزم در غرب، محصول رنسانس است. پدیده‌ای كه به طور كلی جدای از مسیحیت با شیفت مفاهیمی چون خدامحوری، حاكمیت الهی و فئودالیسم به مفاهیمی مثل انسان‌محوری، حاكمیت مردم و بورژوازی باعث ایجاد این تغییر در جوامع غربی شد و اصلا فرایند سكولاریزاسیون در جوامع غربی ربطی به مسیحیت ندارد.    
در پایان، ذكر این نكته ضروری است كه اسلام و ایران هیچ تقابل ذاتی با یهودیان ندارند و این تقابل با صهیونیست‌ها به خاطر تهاجم آنان به مسلمانان و باورهای اسلامی است.

آیا پیشنهاد می‌دهید، همچون كبك سر خود را در برف فروكنیم؟!

2006/2/28
نيويورك‌تايمز: حتي بمب اتم ايران هم خطرناك نيست ...  

barry posen

هم‌زمان با تبليغات شديد رسانه‌هاي غربي عليه برنامه هسته‌اي ايران، روزنامه آمريكايي «نيويورك‌تايمز» تأكيد كرد، حتي در صورت برخوردار شدن ايران از تسليحات هسته‌اي، اين امر امنيت و آرامش منطقه خاورميانه را به خطر نمي‌اندازد.

به گزارش سرويس بين‌الملل «بازتاب»، «باري پوزن»، استاد علوم سياسي مؤسسه تكنولوژي ماساچوست، در مقاله‌اي در اين روزنامه با اشاره به توازن قوا در منطقه خاورميانه و ناتواني كشورهايي چون مصر، عربستان و تركيه، مسلح شدن آنان به سلاح هسته‌اي را بسيار بعيد دانست.

در اين مقاله آمده است: موج روز‌افزون نگراني‌هاي شديدي كه از بابت برنامه هسته‌اي ايران وجود دارد، حاكي از آن است كه مجهز بودن ايران به تسليحات هسته‌اي، در حد گسترده‌اي براي آمريكا و جهان خطرآفرين است. موشك هسته‌اي ايران و ترس سياستمداران، مرتبط با يك مسابقه تسليحات منطقه‌اي است كه ايران را براي دست زدن به اقدامات گستاخانه دليرتر مي‌كند.

با اين حال، دلايل زيادي وجود دارد تا به اين امر اعتقاد داشته باشيم كه ايران هسته‌اي به راحتي قابل كنترل است. مسابقه تسليحاتي خاورميانه فكري وحشت‌آور است، اما امري نامحتمل و نامعقول است. اگر ايران به تسليحات هسته‌اي دست پيدا كند، در ميان همسايگانش، تنها اسرائيل، مصر، عربستان سعودي و تركيه هستند كه مي‌توانند به منابعي روي‌ آورند كه هماهنگ با واقعه هسته‌اي شدن ايران عمل كنند.

اسرائيل يك قدرت كاملا هسته‌اي است و احتمال اصابت تسليحات هسته‌اي به اسرائيلي‌ها وجود دارد. اين باعث آشكار شدن قدرت موشكي ايران و طرح‌هايش براي استفاده از چنين تسليحاتي مي‌شود كه در رويارويي با يك تهديد نظامي عليه ايران، آشكار مي‌شود. آن‌وقت اگر اسرائيل تسليحات هسته‌اي خود را آشكار سازد، براي مصر سخت است كه از لحاظ ديپلماتيك در مورد دستيابي به تسليحات هسته‌اي، پيمان‌شكني كند.

اما مصر به حمايت‌هاي خارجي وابسته است و به خاطر فشارهاي بي‌شمار بين‌المللي، از پيوستن به اين مسابقه تسليحاتي خودداري مي‌كند.
عربستان سعودي نيز پول كافي براي به دست آوردن تسليحات هسته‌اي و تكنولوژي آن از بازار سياه را دارد، اما حاميان كمي دارد و تحت نظارت و فشار آمريكا و اروپا قرار دارد. عربستان براي پيشرفت‌هاي علمي و صنعتي‌اش در استقرار يك برنامه هسته‌اي داخلي به سال‌ها زمان و نيز تضمينات امنيتي آمريكا و اروپا نيازمند است.

تركيه هم براي داشتن تسليحات هسته‌اي، نيازمند اجازه سازمان آتلانتيك شمالي (ناتو) است و به تضمينات هسته‌اي آمريكا تكيه كرده است؛ بنابراين، به نظر مي‌رسد، هرچند تسليحات هسته‌اي ايران ناآرامي قابل توجهي در ميان همسايگان ايران پديد مي‌آورد، ايالات متحده و همدستانش از شانس‌هاي ديگري براي كنترل و محدود كردن موضوع منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي در كل خاورميانه برخوردارند. اگر ايران تسليحات هسته‌اي داشته باشد، ممكن است براي سه منظور از آنها استفاده كند؛ يك، كمك به تروريست‌ها، دوم غارت و چپاول كشورهاي منطقه و سوم، اين‌كه دست به رفتارهاي تهاجمي ديگري بزند كه در اين صورت، نه تنها آمريكا، كه هيچ كشور ديگري اين ريسك را نمي‌پذيرد كه بخواهد يك كشور هسته‌اي را به اشغال درآورد و آن را از طريق حملات هوايي، ويران كند.

هر كشوري كه بخواهد با تسليحات هسته‌اي به ايالات متحده حمله كند، با تسليحاتي بسيار خطرناك‌تر، مورد حمله قرار خواهد گرفت. اسرائيل هم تقريبا همين سياست مشابه را دارد. به دليل آن‌كه كشورهاي منطقه و همسايه ايران فاقد تسليحات هسته‌اي هستند، ايران مي‌تواند با استفاده از ظرفيت هسته‌اي خود، به چپاول آنها نيز در عوض بپردازد و آنها تحريك به افزايش قيمت نفت، قطع توليد نفت و همكاري عليه آمريكا كنند، اما بسياري از اين كشورها از متحدان آمريكا هستند و به نظر نمي‌رسد، تهديد ايران هسته‌اي را به تهديد حضور آمريكا ترجيح دهند.

ممكن است ايران احساس كند كه در اقدام به ماجراجويي و عمليات‌هاي تهاجمي بي‌درنگ، محدوديتي ندارد كه در اين مورد، كشورهاي حوزه خليج فارس مي‌توانند با اصلاحات داخلي كشورهايشان و توسعه عمليات‌هاي اطلاعاتي و پليسي با ايران مقابله كنند.

شايد ايراني‌ها بخواهند، دست به حملات پيشگيرانه بزنند، اما رهبران ايراني بايد در اين زمينه بينديشند كه نبايد احتمال چيزي را در نظر بگيرند كه ديگران، بيشتر و بهتر از آن از تسليحات هسته‌اي برخوردارند؛ بنابراين، بايد محتاط‌تر باشند.