تبليغاتX
تروريست حقيقي
تروريست حقيقي
2009/6/16
State radio: 7 killed in Tehran clashes ...  

TEHRAN, Iran – Iran's state radio reported Tuesday that clashes in the Iranian capital the previous night left seven people dead after an "unauthorized gathering" following a mass rally over alleged election fraud.

The seven were killed in shooting that erupted after protesters in western Tehran "tried to attack a military location," the radio said, providing no details.

It was the first official confirmation of Monday's fatalities in Tehran's Azadi Square, where witnesses had seen at least one person shot dead and several others seriously wounded by gunfire from a compound for volunteer militia linked to Iran's powerful Revolutionary Guard.

The deaths also were the first known in Tehran since rioting and protests broke out after last week's disputed elections — raising the prospect of possibility of further defiance and anger from crowds claiming the vote was rigged in favor of President Mahmoud Ahmadinejad. Another protest march is planned later Tuesday.

The shootings occurred after hundreds of thousands of people supporting opposition leader Mir Hossein Mousavi defied an official ban on the march and gathered to protest fraud in last week's election.

At Azidi Square, standing on a roof, gunmen opened fire on a group of protesters who had tried to storm the militia's compound on the edge of the square. Angry men showed their bloody palms after cradling the dead and wounded who had been part of a crowd that stretched more than five miles (nearly 10 kilometers).

The march also marked Mousavi's first public appearance since shortly after the election and said he was willing to "pay any price" in his demands to overturn the election results.

Ahmadinejad, meanwhile, arrived in Russia on Tuesday to attend a regional security summit, after having postponed the trip for one day.

A Web site run by Iran's former reformist vice president, Mohammad Ali Abtahi, said he had been arrested by security officers, but provided no further details. Abtahi's Web site, popular among the youth, has reported extensively on the alleged vote fraud after Friday's election.

In Washington, President Barack Obama said Monday he was "deeply troubled by the violence I've been seeing on TV."

Although he said he had no way of knowing whether the election was valid, Obama praised protesters and Iranian youth who questioned the results. "The world is watching and is inspired by their participation, regardless of what the ultimate outcome of the election was," he said.

The huge rally Monday — and smaller protests around the country — display the resolve of Mousavi's backers and have pushed Iran's Islamic establishment into attempts to cool the tensions after days of unrest.

The death toll reported Tuesday was the first in Tehran since the postelection turmoil gripped Iran and could be a further rallying point in a culture that venerates martyrs and often marks their death with memorials. One of Mousavi's Web sites said a student protester was killed early Monday in clashes with plainclothes hard-liners in Shiraz in southern Iran but there was no independent confirmation of the report.

Britain and Germany joined the calls of alarm over the rising confrontations in Iran. In Paris, the Foreign Ministry summoned the Iranian ambassador to discuss the allegations of vote-tampering and the violence.

Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei, the country's most powerful figure, has ordering an examination into the fraud allegations, although he had initially welcomed Ahmadinejad's victory.

The 12-member Guardian Council, made up of clerics and experts in Islamic law, was asked to study the claims. The council, which is closely allied to Khamenei, must certify ballot results, but nullifying an election would be an unprecedented step.

Claims of voting irregularities went to the council after Ahmadinejad's upset victory in 2005, but there was no official word on the outcome of the inquiry, and the vote stood.

2009/5/29
اقدام تروريستي عليه عزاداران فاطمي ...  
به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، شمار شهداي عمليات انتحاري ساعتي پيش در مسجد علي بن ابيطالب(ع) شهر زاهدان به بيش از 20 تن و شمار زخمي‌هاي اين انفجار نيز به بيش از 55 تن رسيده است.


هنوز هيچ گروه و يا جرياني مسئوليت اين انفجار را برعهده نگرفته است.
مسجد امام علي‌ابن ابي طالب (ع) زاهدان پس از مسجد جامع اين شهر دومين مسجد اصلي شيعيان است. اين مسجد محل اصلي گردهمايي‌هاي شيعيان اين شهر مي‌باشد به طوري كه در زمان دفاع مقدس اين مسجد محل اعزام رزمندگان به جبهه‌ها بوده است.
در حالي که پس از سفر رهبر معظم انقلاب به کردستان و بيانات روشنگرانه ايشان درخصوص ريشه‌هاي تفرقه‌افکني مزدوران ميان شيعه و سني، فضاي همدلي بسيار مثبتي ايجاد شده بود.
به نظر مي‌رسد اين اقدام تروريستي عليه عزاداران فاطمي در راستاي ادامه تحرکات تفرقه‌افکنانه و خنثي کردن اثرات مثبت ايجاد شده باشد.

جندالله مسئولیت عملیات تروریستی زاهدان را بر عهده گرفت

مسکو، 8 خرداد، خبرگزاری «ریا نووستی»/ گروهک "جند الله" مسئولیت عملیات تروریستی در شهر زاهدان را بر عهده گرفت. در اثر انفجاری که شب گذشته در مسجد "علی بن ابیطالب" شهر زاهدان رخ داد، بخشی از این مسجد خراب شد و تا ساعاتی از شب عملیات نجات توسط امدادگران ادامه داشت.

20 نفر از عاملان بمب گذاری مسجد زاهدان دستگیر شدند

مسکو، 12 خرداد، خبرگزاری «ریا نووستی»/ "علیرضا جمشیدی" سخنگوی  قوه قضاییه ایران اطلاع داد که 20 نفر دیگر در رابطه با انفجار هفته گذشته در مسجد شهر زاهدان که در اثر آن 25 نفر کشته شدند، بازداشت شده اند.

به گزارش «ریا نووستی» از روزنامه "وزگلاد"، در حال حاضر اوضاع در زاهدان عادی است. بلافاصله بعد از انفجاری که روز 28 مه رخ داد، طی چند روز سه نفر از عاملین این عملیات تروریستی بازداشت، محاکمه و به دار آویخته شدند. مقامات قضایی ایران اعلام کردند که محکومین به انتقال غیر قانونی مواد منفجره به ایران و تحویل آن به عوامل اجرای عملیات ترویستی اعتراف کرده بودند.

متکی: گروه ریگی با نیروهای خارجی در افغانستان ارتباط دارد

به گزارش «ریا نووستی» ازمهر، منوچهر متکی بعدازظهر دوشنبه در کنفرانس خبری خود با نمایندگان رسانه های داخلی و خارجی  با تاکید مجدد بر اینکه اسناد و مدارک موجود بر ارتباط شبکه تروریستی ریگی با برخی نیروهای خارجی مستقر در افغانستان دلالت می کند از پیگیری جدی این موضوع تا حل کامل مشکلاتی از این دست در شرق کشور خبر داد.

وزیرامورخارجه  با بیان اینکه برخی مشکلات امنیتی کشور ریشه در خارج و هدایت های دشمنان انقلاب اسلامی دارد اظهار داشت: ما در گذشته با شیطنت نیروهای خارجی در عراق، برخی ناآرامی ها در جنوب غرب کشورمان را شاهد بودیم که با پیگیری ریشه ای ، مشکلات آن حوزه تا حدود زیادی مرتفع شد.

وی همچنین گفت: درشرق کشور نیز جدای از برخی طراحی ها با شیطنت اشرار در سالهای اخیر مواجه بوده ایم که بخشی از آن  ریشه در مسائل القایی برخی جریانات تندرو دارد که سرنخ های این مسائل با خارج کاملا مشخص است.

ایران آمریکا به سازماندهی انفجار در زاهدان متهم کرد

به گزارش «ریا نووستی» از "وزگلیاد"، "جلال سیاح" یکی از مقامات بلند پایه استان سیستان و بلوچستان اظهار داشت: "اثبات شده است که عوامل این انفجار توسط ایالات متحده آمریکا اجیر شده بودند".

2009/5/20
نسرین ابراهیمی و افشای مناسبات درونی زنان سازمان مجاهدین ...  

ویدئوی سخنان نسرین ابراهیمی و افشای مناسبات درونی زنان سازمان مجاهدین

.

.

آریا ایران

نسرین ابراهیمی 26 ساله که 10 سال از عمرش را تا ۳ سال پیش در تشکیلات و قرارگاه های مجاهدین سپری کرده بود ،در سال 1385 با یک خودرو نظامی از نزد مجاهدین فرار کرده و به کمپ تحت حفاظت نیروهای آمریکایی مستقر در عراق پناهنده میشود.او از درد و رنج هایش گفت.سال ها پیش برای دفاع از حقوق زنان به مجاهدین پیوست و امروز زنی است با حقوق ضایع شده توسط سازمان مجاهدین!

قسمت اول فایل ویدوئی

قسمت دوم فایل ویدوئی

لینک به فایل تصویری (10 مگا بایت)

2009/5/11
چرا رکسانا صابری آزاد می شود؟ ...  
واقعا مهمه؟
به نظر خودم مملکت سلیقه ای هیچ چیز توش مهم نیست.
صابری جاسوس بود یا نبود مهمه؟
شهروند آمریکایی بودنش مهمه؟
در حالي که با فشار به وجود آمده از طريق نامه دفتر رئيس‌جمهور به دستگاه قضايي، همه مجازات‌هاي رکسانا صابري، عملا از بين رفت و در روندي بي‌سابقه در بروکراسي قوه قضاييه، حکم وي يک روز پس از برگزاري دادگاه اعلام و به سرعت اجرا شد، پرسش‌هاي بسياري براي افکار عمومي پديد آمده است!

به گزارش خبرنگار «تابناک»، مشخص نيست چگونه کسي که به اتهام «جاسوسي براي دشمن شماره يک ايران» به هشت سال زندان محکوم شده بود، به سرعت آزاد شد و ديپلمات‌هاي ايراني که براي صدور رواديد به مردم کردستان عراق مشغول انجام مأموريت‌ در اربيل بودند، بايد پس از حمله وحشيانه و شبانه به محل اقامتشان، به رغم گذشت دو سال و نيم، همچنان در زندان‌هاي آمريکا در عراق بمانند؟


معلوم نيست چگونه با چند تشر اوباما و هيلاري کلينتون که پس از لبخندهاي ديپلماتيک آنها زده شد و نامه‌اي که دستيار هيلاري به معاون آقاي متکي داد، رکسانا صابري از جاسوس به شهروندي آزاد تبديل شد، اما ديپلمات‌هاي ايراني در عراق، همچنان بايد در وضعيت اسفناک و بدون آگاهي از سرنوشت خود در زندان روزگار بگذرانند؟

 

 

2009/5/11
تا کی بیشعوری؟ ...  
خبرنگار بحريني نمکدان ايران را شکست

تمام ابوصافي، خبرنگار زن روزنامه «البلاد بحرين» که اخيرا و به ميزباني وزارت امور خارجه و يکي از خبرگزاري‌ها يک هفته را در تهران بسر برد و با استفاده از امکانات دولتي، ضمن ديداري خصوصي با منوچهر متکي گفت‌وگويي را نيز با او انجام داد، در اقدامي عجيب و به دور از اخلاق حرفه اي، جديدترين گزارش خود به جاي خليج فارس از واژه مجعول خليج عربي استفاده کرده است!

به گزارش ياري نيوز، در حالي که بنا بر عرف بين‌المللي، بازديد هيات‌هاي رسانه‌اي از کشورهاي مختلف به صورت گروهي انجام مي‌شود، اين خبرنگار بحريني که به تنهايي به کشورمان سفر کرده بود، در مدت اقامتش در تهران علاوه بر بازديد از چند رسانه ايراني از جمله موسسه اطلاعات، از برخي امکانات ويژه از جمله مترجمان زبده در طول روز بهره‌مند بوده است.

در حالي که فرصت گفت‌وگوي اختصاصي با منوچهر متکي کمتر نصيب خبرنگاران رسانه‌هاي داخلي کشور مي‌شود، نکته قابل توجه آخرين گزارش اين خبرنگار بحريني که به گفتگوي اختصاصي اش با وزير خارجه ايران اختصاص يافته، به کار گيري واژه مجعول خليج عربي، از قول متکي است!
2009/5/8
A Nuclear Free World is a Matter of Conscience and or Faith ...  

Permalink A Nuclear Free World is a Matter of Conscience and or Faith

eileen fleming

On May 5, 2009, Vice President Biden reassured AIPAC/American Israel Public Affairs Committee that while USA foreign policy will change, America remains committed to the peace and security of the state of Israel but that the election of President Obama was a call “to change the trajectory that the world was on."

Self proclaimed Zionist, Biden admitted that “All the good intentions of the last decade have not resulted in a more secure, more stable Middle… we will pursue direct, principled democracy with Iran [and the U.S.] will approach Iran initially in the spirit of mutual respect."[1]

Read more »

the peoples voice

2009/4/28
مذهب و تروریسم در پاکستان ...  

 خشونت فرقه ای و امنیت انسانی در پاکستان

این مطلب با همکاری خانم زهرا محمودی-کارشناس ارشد روابط بین الملل- نوشته شده است.

مقدمه                                                                                   

کشور پاکستان در 14 آگوست 1947 بر روی نقشه سیاسی جهان پدیدار گشت و در سال 1958 نام "جمهوری اسلامی" را برخود نهاد. پاکستان در حالی دارای دومین جمعیت مسلمان در دنیا می باشد که همواره از زخم چرکینی تحت عنوان مناقشات و خشونت های فرقه ای در عذاب می باشد. نزاع های فرقه ای میان جمعیت اکثریت سنی (77 درصد) و جمعیت اقلیت شیعه (20 درصد) این کشور موجب گردیده است که پاکستان در محافل سیاسی به عنوان رستنگاه خشونت های فرقه ای و افراط گرایی مطرح گردد. این در حالی است که شرایط کنونی پاکستان با اهداف بنیان گذارش (محمد علی جناح) به کلی متفاوت است. چراکه تصور او از پاکستان به عنوان کشوری دموکراتیک و عاری از هر گونه خشونت و افراط گرایی، تحت الشعاع افزایش بی سابقه خشونت های فرقه ای قرار گرفته است. هر چند برخوردهای مبتنی بر فرقه گرایی از زمینه ها و علل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقلیمی و... نشأت می گیرند. اما بروز این معضل در پاکستان در ارتباط با سیاست های اسلامی سازی بحث انگیز ژنرال ضیاء الحق ـ به عنوان سکان دارتشدید مناقشات فرقه ای- پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر مبنای فلسفه تشیع و اشغال افغانستان توسط ارتش سرخ شوروی می باشد. در نتیجه چنین وضعیتی گروه های فرقه گرای تروریستی این کشور مانند سپاه صحابه[1] ، لشگر جهنگوی[2] و تحریک نفاذ شریعت محمدی[3] به وجود آمدند که طی عملیات های خود جان هزاران زن و کودک و افراد بی گناه را قربانی نگاه های افراطی خویش ساخته اند. تأکید نوشتار حاضر بر این نکته می باشد که  خشونت های فرقه ای در پاکستان، امنیت انسانی در این کشور را به جد مورد تهدید قرار داده است. دلیل صحت ادعای مزبور گسترش روبه رشد ناامنی و میزان تلفات انسانی ناشی از آن می باشد.

 

بهره اول: عوامل تکوین و تشدید خشونت های فرقه ای در پاکستان

در خصوص عوامل تکوین و تشدید تعارضات و خشونت های فرقه ای در پاکستان دیدگاه های متعددی مطرح می باشد اما پیش از آن که به تشریح این موضوع بپردازیم ، بی مناسبت نخواهد بود که اشاره ای به فلسفه شکل گیری فرهنگ عمليات های تروریستی و انتحاری در جامعه پاکستان داشته باشیم. به اعتقاد برخی نظریه پردازان تركيب دو انديشه راديكال وهابيسم[4] و ديوبنديسم[5] كه پديده‌اي به نام طالبانيسم[6] را به وجود آوردند، عوامل اصلي در شكل‌گيري فرهنگ عمليات انتحاري در این کشور می باشند(1). در همین راستا توجه به چگونگی نفوذ اندیشه های وهابی در پاکستان نکته ضروری می باشد. پس از استقلال پاكستان چند عامل مهم در ترويج انديشه وهابي در پاكستان مؤثر افتاد كه مهم‌ترين آنها رابطه عربستان سعودي و پاكستان می باشد. اگرچه از سال 1947 به بعد، روابطي هرچند محدود بين عربستان و پاكستان وجود داشت اما در دوره حكومت ذوالفقار علي بوتو، كسي كه اكنون دخترش قرباني خشونت وهابيسم شده است، روابط رياض- اسلام‌آباد وارد مرحله نويني شد. در دوره حكومت ژنرال ضياء الحق روابط دو کشور مذکور به اوج خود رسيد. ژنرال ضياء كه به مكتب ديوبنديسم تعلق داشت، در راه ترويج وهابيت در پاكستان نیز بسيار كوشيد. بعضي از مهم‌ترين فعاليت‌هاي فرهنگي عربستان سعودي در پاكستان كه به ترويج وهابيت در پاكستان كمك كرده است عبارتند از:فعاليت‌هاي دانشگاهي، تأمين هزينه مدارس مذهبي،تأسيس مساجد جديد ، احداث مراكز تبليغي و فعاليت‌هاي انتشاراتي و مطبوعاتي عربستان سعودي در پاكستان ، ترويج زبان عربي، جذب نيروي كار پاكستاني در كشورهاي عربي، كمك به سازمان‌هاي سياسي وهابي‌مسلك.

در کنار اندیشه های وهابی از تأثیر تفکرات فرقه دیوبندیسم نباید غافل گردید. فرقه دیوبندیسم هم خود و هم ارتباطش با وهابيسم نقش مهمي در ترويج راديكاليسم اسلامی در پاكستان داشته است. ديوبندي‌ها كليه مسلمان بجز وهابي‌ها و خودشان را به ديده مشرك مي‌نگرند و در اين ميان به شيعيان عناد و دشمني ويژه دارند(2).در ذيل شمه‌اي از عقايد ديوبندي‌ها كه نشان‌دهنده تعارض عميق آنان با شيعيان و سني‌ها و تشابه آنها با وهابي‌ها مي‌باشد را مي‌آوريم: زيارت قبور گناه است، عقيده داشتن به علم غيب حضرت رسول (ص) شرك است ، فرستادن صلوات و ختم قرآن براي رسيدن به ثواب جايز نيست، شفاعت خواستن و توسل جستن شرك است، انبياء از نظر علمي در مرتبه بالایی قرار دارند اما ممكن است افرادي هم‌سطح و يا برتر از ايشان نيز باشند.

اما با ورود عنصر طالبانیسم به عرصه سیاسی و اجتماعی پاکستان، ضلع سوم مثلث ترور تکمیل می گردد. در حقیقت از تركيب راديكاليسم ديوبندي و وهابيسم پديده‌اي در پهنه پاكستان و افغانستان شكل گرفته كه اصطلاحاً طالبانيسم خوانده مي‌شود. طالبانيسم علاوه بر رگه‌هاي اعتقادي ديوبنديسم و وهابيسم از توان رزمی نيز بهره‌مند است و اين تجربه‌اي است كه در خلال جنگ افغانستان به دست آمد. بدین ترتیب مشاهده می‌شود که چگونه افکار وهابیت و دیوبندیسم به شکل‌گیری نیروی سیاسی- نظامی جدیدی به نام طالبان و همچنین رواج بیش از پیش فرهنگ خشونت و ترور در پاکستان منجر گردیدند. با عنایت به اضلاع مثلث ترور که عامل اصلي در شكل‌گيري فرهنگ عمليات انتحاري در پاکستان محسوب می گردند  می توان عوامل ایجاد خشونت های فرقه ای در پاکستان را در سه سطح داخلی، منطقه ای و بین المللی تجزیه وتحلیل نمود.

الف- سطح  داخلی

گرچه اسلام عامل انسجام ملی پاکستان محسوب می شود و تشکیل کشور مستقل پاکستان پس از خروج بریتانیا از مستعمرات هند مدیون وحدت دینی مسلمانان شبه قاره بود، اما اختلاف فرقه ای بین دو گروه اصلی سنی و شیعه در این کشور سابقه ای طولانی دارد. اولین دسته شیعیان پاکستان که اصالتاً عرب بودند، در طی قرن 9 میلادی در ایالت سند اقامت گزیدند. از همان هنگام زمزمه هایی حاکی از آغاز اختلاف بین شیعه وسنی به گوش می رسید. این اختلافات طی حکومت مغول ها، به عنوان یک منبع کشمکش به قوت خویش باقی ماند اما طی قرن 19میلادی به تمام سطوح گسترش یافته(3) و طرفداران هر یک از فرق مزبور، دیگری را به شرک و ارتداد محکوم می کرد. با استقلال پاکستان از هند در سال 1947  مسلمانان از پنجاب هند و هاریانا[7] به پاکستان مهاجرت کردند. اکثریت مهاجران ، سنی مذهب و متعلق به فرقه دیوبندی بودند که ارتباط تنگاتنگی با وهابیت در عربستان سعودی داشت. بسیاری از کارگران بدون زمین که به پنجاب پاکستان مهاجرت کرده بودند در مزارع شیعیان در  مولتان[8] و جهنگ[9] مشغول به کار شدند. کارگران سنی معتقد بودند که مورد بهره کشی ملاکان شیعه قرار گرفته اند که همین موضوع بعد ها منجر به بروز اختلافات بیشتری میان آنها گردید(4) با تمام این اوصاف ، اختلافات شیعه و سنی در سطح معمولی باقی مانده بود و نهایتاً به درگیری های محدود در طی مراسم محرم ختم می شد.

نخستین تحریک عمده فرقه ای که پاکستان را دستخوش اغتشاش و ناآرامی نمود و برای اولین بار موجب ایجاد وضعیت حکومت نظامی در پنجاب گردید ، اقدامات صورت گرفته علیه جنبش احمدی[10] در سال 1953 بود. در پی این حادثه،گروه های فشار سنی مانند جماعت اسلامی[11] و مجلس ختم نبوت[12] تقاضایی مبنی بر اینکه انجمن احمدی باید به عنوان اقلیت غیر مسلمان شناسایی گردد را مطرح نمودند(5). ژنرال ضیاء الحق - به عنوان یک دیوبندی که اصل ونصبش متعلق به جلاندهور[13] در پنجاب هند بود- در اواسط دهه 1980  تلاش نمود باکمک آی.اس.آی[14] ( سرویس امنیتی پاکستان) اعتراض اقتصادی سنی ها از شیعیان را تبدیل به تنفر وخشونت فرقه ای علیه آنها نماید(6). در چنین فضایی بود که گروهی از افراطیون سنی تقاضا کردند که شیعیان به عنوان اقلیت غیرمسلمان معرفی گردند چرا که علی رغم تلاش آنها ،به شیعیان به عنوان قسمتی از خط فکری جامعه مسلمانان در شبه قاره هند نگریسته می شد و حتی برخی از چهره های سیاسی برجسته  پاکستان مانند محمد علی جناح و ذوالفقار علی بوتو دارای خاستگاه شیعی بودند. برخی معتقدند که ایجاد تعارضات  فرقه ای توسط ارتش با همراهی آی.اس.آی ، هدفی جز تحکیم موقعیت خود ارتش در معادلات قدرت پاکستان، از طریق اتخاذ سیاست اختلاف بیانداز و حکومت کن[15]، نداشته است(7). در همین راستا ژنرال ضیاء الحق علیه نخست وزیر ذوالفقارعلی بوتو در سال 1977 کودتا نمود. ضیاء الحق به دلیل فقدان مشروعیت و پایگاه اجتماعی در مقایسه با ارتش، با کسب تایید رای دهندگان در یک همه پرسی در سال 1984، برقراری قانون شریعت را اعلام داشت و شروع به اجرای برنامه اسلامی سازی در جامعه پاکستان نمود تا از این طریق مشروعیتی برای خویش بدست آورد حتی اگر به قیمت ایجاد فرقه گرایی و خشونت های افراطی در پاکستان تمام شود.

 در دوران ضياء الحق بر ا ي اولين بار در تاريخ پاكستان، حكومت به حمايت مالي از توسعه آموزش‌ها ي مذ هبي دست زد و حتي پرد اخت زكات در طول دور ان حكومت ضياء بر ا ي تامين هزينه مد ارس مذ هبي بر ا ي شهروندان پاكستاني اجبار ي شد .دولت تصمیم گرفت پول زکات را به تأسیس مدارس اهل حدیث و ضد شیعه تخصیص دهد و در اراضی خود شروع به تأسیس مدارس نماید(8) بنابراین او حمایت اقتصادی و سیاسی از افراطیون سنی را تقویت نمود و آنها را در مقابل جریان شیعه قرار داد و تنش های فرقه ای محدود را تبدیل به سیاست های فرقه ای گسترده نمود. هم زمان با اقدامات ضیاء الحق، مقاومت شیعیان پاکستان نیز آغاز گردید چراکه از منظر آنها، پروسه اسلامی سازی ضیاء الحق در حقیقت پروسه سنی سازی پاکستان آن هم درجهت کسب مشروعیت داخلی بود.

پل کولیر اظهار می دارد که مهاجرین پاکستانی ساکن در  منطقه با اهدای کمک های مالی و یا لفاظی های افراطی موجب تداوم مناقشات فرقه ای می گردند(9). در همین راستا مساعدت های مالی از جانب عربستان سعودی ، عراق، لیبی، کویت در جهت تأسیس مساجد و مدارس با وابستگی های فرقه ای صورت پذیرفت. بنابراین حمایت های ملی و منطقه ای از مدارس مذهبی افراطی و ادوگاه های آموزشی نقش به سزایی در انتقال اختلاف شیعه و سنی به یک تضاد فرقه ای در سطح وسیع تر ایفا نمود. به همین دلیل با توجه به جایگاه مدارس مذهبی به عنوان ابزاری در جهت تسهیل چرخه فرقه گرایی در پاکستان و جایگاه آن ها در ذیل به بررسی اجمالی آن پرداخته می شود.

فرقه گرایی و جایگاه مدارس  مذهبی پاکستان

پاکستان به عنوان مهمترین کشوری است که نیروهای اسلام گرا در آن پرورش می یابند. در برخی از این مدارس افراطی اغلب به دانش آموزان آموزش داده می شود که تروریسم در پشت نقاب جهاد وظیفه دینی آن ها به شمار می آید(10). به گفته اعجاز الحق فرزند ضیاءالحق ، از کل مدارس مذهبی در پاکستان، 8هزار مدرسه زیر نظر سازمان های دیوبندی ، 1800  مدرسه زیر نظر سازمانهای بریلوی، 400 مدرسه زیر نظر سازمان های اهل حدیث ، 382 مدرسه زیر نظر سازمان های شیعه و 1200 مدرسه زیر نظر جماعت اسلامی پاکستان فعالیت می کنند(11). در اغلب این مدارس به گفته گزارشگر روزنامه لوموند ، مدارس مذهبی سنتی تندرو که در پاکستان نفوذ زیادی دارند با حمایت عربستان در دهه 1980 برای مقابله با نفوذ ایران بر شیعیان پاکستان وارد صحنه شدند(12). یکی از عوامل اساسی در رشد این  مدارس،قدرت یابی ژنرال ضیاء الحق می باشد، او در درجه اول یک دیو بندیست افراطی بود که نسبت به وهابیت علاقه نشان می داد همین ویژگی باعث شد تا او پول زیادی از عربستان سعودی برای تأسیس مدارس مذهبی جهت ترویج ایدئولوژی دیوبندی ـ وهابی دریافت نماید . وقوع انقلاب اسلامی ایران و حمله شوروی به افغانستان از دیگر عوامل رشد این مدارس می باشند(13).

مدارس مذهبی در طول جنگ افغانستان محیط مناسبی برای استخدام داوطلبان جهاد بودند و بعد از پایان جنگ نیز از اوایل دهه 1990 به محیط مناسبی جهت اشاعه فرقه گرایی مذهبی در پاکستان تبدیل گشتند(14) و غول تروریسم را از شیشه افغانستان رها ساخته و به داخل پاکستان آوردند. مدارس دیوبندی بر ضد مسلمانان شیعه فتوی صادر می نمایند  و دانش آموزان تعلیم دیده یاد می گیرند که شیعیان را کافر بنامند. وجود همین مدارس به جمعیت علماء اسلام فرصت داد تا در راه اندازی جنبش طالبان در سال 1994 نقش فعالی ایفا نمایند. احمد رشید می گوید: طالبان در مدارس تحت سرپرستی مولانا فضل الرحمن درس خوانده اند(15). علی رغم تمام این مسائل، ژنرال پرویز مشرف اعلام نمود که شمار اندکی از مدارس دینی مشوق فرقه گرایی و خشونت بوده اند اما با این وجود باید تحت مدیریت دولت قرار بگیرند و هیچ مدرسه ای نباید بدون اجازه دولت تأسیس گردد (16).

در مجموع می توان گفت تعداد بی شماری از رهبران سپاه صحابه پاکستان، لشگر جهنگوی، رهبران طالبان، جیش محمد[16] و لشگر طیبه[17] و سایر گروه های تروریستی این کشور از مدارس مذهبی فارغ التحصیل شدند.

ذکر این نکته ضروری است که علی رغم اینکه شیعیان پاکستان در حدود بیست درصد جمعیت 172 میلیون نفری کشورشان را تشکیل داده اند(17)، به علت پراکندگی مکان سکونت و مشکلات اقتصادی و حتی کمبود امکانات و فضاهای آموزش دینی ،در مقابل اکثریت سنی جامعه پاکستان در محرومیت به سر می برند. مظاهر این محرومیت حتی در استخدام در ارتش و ارتقاء درجه افسران قابل مشاهده می باشد طوری که پرسنل نظامی شیعه از ارتقاء درجه نظامی در ارتش پاکستان محروم هستند.همچنین گروه های خشونت طلب فرقه ای این کشور با فشار به دولت ورود شیعیان به ادارات دولتی را محدود کرده و از دستیابی آنها به مناصب بالاتر جلوگیری به عمل می آورند. از دیگر مظاهر خشونت فرقه ای در پاکستان بمب گذاری و اقدامات افراطی در آستانه ماه رمضان و به خصوص ماه محرم می باشد. معمولاً درگیری های فرقه ای بین مسلمانان شیعه و سنی پاکستان در ماه محرم به دلیل فعالیت گسترده تر و حضور بارزتر شیعیان در مراسم مذهبی واکنش گروه های تندرو سنی شدت بیشتری میگیرد و به تبع آن تعداد قربانیان این حوادث نیز افزایش می یابد.

 

ب- سطح منطقه ای

در سطح منطقه ای دو عامل بیش از سایر عوامل در ترویج فرقه گرایی در پاکستان مؤثر بوده اند؛ پیروزی انقلاب اسلامی ایران و بحران افغانستان.

 

1- پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تأثیر آن بر ترویج فرقه گرایی در پاکستان

بیداری جهان اسلام به روشنی با پیروزی انقلاب اسلامی ایران شتاب و معنای جدیدی یافت. در حالی که تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران ، جنبش وتفکر اسلامی دچار رکود شده بود اما با وقوع انقلاب تحول عظیمی در پیکره جامعه اسلامی روی داد. به گفته محمد غزالی، اندیشمند مصری ، " بیداری اسلامی " واژه نوینی است که پس از انقلاب اسلامی ایران رواج و گسترش یافت(18). از دیدگاه جان ال. اسپوزیتو، ایران نخستین انقلاب سیاسی اسلامی موفق را به جهان عرضه کرد و مسلمانان سراسر جهان از ثمره آن که همانا اوج گرفتن مفهوم هویت اسلام و بازگشت غرور و اقتدار به مسلمانان بود،محظوظ شدند (19). این امر اگرچه در پاکستان به لحاظ سابقه مبارزه با انگلیس و نهضت استقلال خواهی نسبت به بسیاری از دیگر کشورهای اسلامی، امر جدیدی محسوب نمی گردید اما پس از یک دوره فترت، شتاب آن در اثر انقلاب اسلامی ایران افزایش یافت و سطح آن ارتقا پیدا کرد. پاکستان از اولین کشورهایی بود که جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت شناخت . برخی بر این عقیده بودند که پاکستان حلقه ی دوم انقلاب اسلامی می باشد. در عین حال پیروزی انقلاب اسلامی ایران با واکنش منفی برخی از کشورهای جهان عرب مواجه گردید(20).کشورهای عربی مزبور به منظور جلوگیری از گسترش نفوذ انقلاب اسلامی ایران در پاکستان، ضمن حمایت از گروه های خاص در این کشور ، موجب تشدید فرقه گرایی درپاکستان شدند. در کنار کشورهای عربی منطقه، غرب نیز وقوع انقلاب ايران در منطقه را تهديدي براي نظام جهاني و منافع ابرقدرتها تلقي نمود . به نظر مي رسد يكي از علل نگراني غرب از انقلاب اسلامي در منطقه به آموزه هاي ايدئولوژيكي – فرهنگي اسلام برمي گردد كه در انقلاب اسلامي نمود عيني يافت . فوازي جرجيس به اين موضوع چنين اشاره كرده است : اگرچه تهديد نظامي از سوي جهان اسلام از پايان قرن هفدهم متوقف شده بود ، چالش فكري و مذهبي اسلام ، هم چنان بر تصور بسياري از مردم غرب سايه افكنده است .

در چنين فضايي به دلیل آموزه هاي ايدئولوژيكي تشيع، غرب بيشتر احساس خطر مي كند به طوري كه آمريكا هراس اش را از ايدئولوژي اسلام انقلابي ايران مطرح نمود. زبان انقلابي ايران خطرناك است ، چون فهم رايج از نقش آرام و خاموش مذهب در سياست را هدف قرار مي دهد(21) .

 در همین راستا بود که هنری کسینجردر سال 1359 برای مقابله با صدور انقلاب ایران پیشنهاد نمود: بهترین راه برای جلوگیری از گسترش و نفوذ انقلاب اسلامی در میان سایر جوامع اسلامی این می باشد که با ایجاد یک حرکت هدایت شده اسلامی در میان اهل سنت، که در عین حال مطابق سیاست ها و خواست های آمریکا باشد ، به مقابله با انقلاب اسلامی بر خیزیم(22). سیاست های فوق در شکل اسلامی سازی جامعه پاکستان و متأثر از آن رادیکالیزه شدن اهل سنت نمود یافت.

 

2- بحران افغانستان و تأثیر آن بر ترویج فرقه گرایی در پاکستان

با حمله اتحاد جماهیر شوروی سابق  به افغانستان در سال 1979، پاکستان به عنوان خط مقدم[18] جبهه مبارزه با ارتش سرخ و آنچه اقبال احمد آن را جهاد بین المللی[19] نامید(23) تبدیل شد. در حقیقت اشغال افغانستان موازنه قوا را در جنوب آسیا بر هم زد. غرب و جهان اسلام  با احساس خطر از تغییر موازنه قوا به علت پیشروی کمونیسم به سمت جنوب آسیا ، ائتلاف پنهانی مشترک علیه خطر کمونیسم در این منطقه تشکیل داده و به حمایت مجاهدان افغان پرداختند و در این میان پاکستان به عنوان مقر فرماندهی گروههای جهادی افغانستان بیش از هر کشور دیگری در منطقه درگیر بحران افغانستان گردید(24). گروهی معتقدند خشونتهای فرقه ایی که امروزه در پاکستان تجربه می شود میراث جنگ افغانستان است(25). بدین معنی که دولت ضیاء با تشویق "جماعت اسلامی پاکستان"[20] به رهبری قاضی حسین احمد  و "جمعیت علماء اسلام"[21] تحت رهبری فضل الرحمن و سمیع الحق مبنی بر همکاری و حمایت از مجاهدان، مسیر حضور فعالانه گروههای اسلامی پاکستان را در جهاد مسلحانه افغانستان گشود . درگیر شدن گروههای مذهبی پاکستان در مسائل افغانستان تأثیر عمیق خود را به صورت فرهنگ مبارزه و مقاومت در میان اسلام گرایان این کشور بر جای گذاشت(26). در حقیقت جهاد درافغانستان برای گروههای خشونت طلب پاکستان دستیابی سهل و آسان به تسلیحات و اردوگاههای نظامی آموزشی و امکان ارتباط با داوطلبان عرب که برخی از آنان وهابی متعصب بودند را فراهم آورد. بنابراین می توان گفت فضای جنگ سرد میانبری برای مشروعیت بخشی و به رسمیت شناختن سیاستهای فرقه گرایی ضیاء الحق به حساب می آید.توجه به این نکته ضروری است که سیل رادیکالیسم موجود در کنار مرزهای افغانستان، به مناطق مرزی قبیله ای پاکستان نیز سرازیر شده و مناطق مزبور نیز از پیامد های مصیبت بار خشونت فرقه ای ، به صورتی که در ذیل بیان می شود، بی بهره نبوده اند.

 

فرقه گرایی و مناطق قبیله ای پاکستان

گسترش طالبانیسم و در پی آن تروریسم به پاکستان از مناطق مرزی پاکستان و افغانستان شروع شد. در حقیقت جنگ افغانستان به طور قابل ملاحظه ای بر فرهنگ، اقتصاد و زندگی سیاسی پاکستان خصوصاً در مناطق قبیله ای تأثیر گذاشت و خشونت فرقه ای را به طور بی سابقه در استان های مرزی شمال غربی [22] افزایش داد(27).به نظر می رسد بدترین نوع تحجر و تعصب مذهبی و فرقه ای در استان های مرزی شمال غربی و مناطق قبیله ای هم مرز با افغانستان دیده می شود(28). این حقیقت غیر قابل انکار می باشد که نقل و انتقال سلاح در پاکستان تقریباً ساده است ودر بعضی مناطق قبیله ای این کشور از جنگ افزارهای انفرادی ،کپی برداری شده و سلاح های تقریباً کارآمدی ساخته می شود. بنابراین،تروریست ها به آسانی می توانند به سلاح دسترسی بیابند و همین موضوع بر گسترش دامنه خشونت و فرقه گرایی می افزاید(29).

حوزه فعالیت های فرقه ای گروه هایی نظیر لشگر جهنگوی و نهضت اجرای شریعت محمدی به مناطق قبیله ای پاکستان گسترش یافته است.این گروه ها شیعیان محلی این مناطق را مورد هدف قرار می دهند. وسعت ابعاد خشونت فرقه ای علیه شیعیان در مناطق قبیله ای به میزانی است که سردبیر روزنامه دیلی تایمز[23] لاهور بیان می کند که شخصیت های شیعه در مناطق قبیله ای مورد هدف تروریست ها قرار می گیرند و این قسمتی از خشونت فرقه ای است که القاعده آن را به تروریست های پاکستان سپرده است(30).

 اوج توحش فرقه ای علیه شیعیان در مناطق قبیله ای شمال غربی پاکستان که تحت نفوذ لشگر جهنگوی است، قابل ملاحظه می باشد. در این میان از بین نیروهای امنیتی اسیر شده توسط نیروهای قبایل، فقط شیعیان گردن زده می شوند. همچنین پدیده ای به نام دختران راکت[24] که مسئولیت ترور زنان شیعه در مناطق قبایلی تحت نفوذ لشگر جهنگوی را برعهده دارند نیز بیانگر تنوع ابزار اعمال خشونت فرقه ای در مناطق قبیله ای پاکستان می باشد(31). از میان هفت منطقه قبیله ای پاکستان،ناحیه کورم[25] و ناحیه اورکزای[26] به نسبت بقیه بیشتر مبتلا به خشونت های فرقه ای می باشند. 

ناحیه کورم از لحاظ وسعت در نواحی قبیله ای خود مختار، دومین ناحیه می باشد که مرکز آن پاراچنار[27] است.
پاراچنار شهری است دارای 500 هزار سکنه که اکثریت این جمعیت شیعی می باشد اما باز هم درگیری های بین شیعه و سنی مشخصه بارز ناحیه کورم است(32). در طی اشغال افغانستان توسط شوروی، ضیاء الحق در 1986 به مجاهدین افغان سنی و حامیان منطقه ای آن اجازه داد که وارد این منطقه شوند. در طی سال های اخیر طرفداران يزيد بن معاويه (یزیدیان) که در مناطقي در مرز افغانستان (غرب پاکستان) ساکن هستند، مردم مظلوم شيعه پاراچنار را تحت محاصره و فشار خود قرار داده اند. از طرفي در همسايگي پاراچنار در افغانستان مناطق تحت کنترل طالبان قرار گرفته که به شدت نسبت به شيعيان- حتي بيش از نيروهاي نظامي آمريکايي- دشمني مي ورزند.

روزي نمي گذرد که طالبان ها و يزيديان با محاصره خودروي شيعيان، آنها را با اذيت و آزار فراوان به قتل نرسانند. اين افراد، ابتدا شيعيان را «مثله» کرده، سپس مظلومانه سر آنها را از بدن جدا مي کنند. برطبق اسناد موجود در سال 1996طی جنگ فرقه ای بین دانش آموزان شیعه و سنی که 9 روز به طول انجامید ،200 نفر کشته و بسیاری زخمی شدند(33). همچنین در آوریل 2007 بیش از100 نفر در درگیری های فرقه ای در این منطقه کشته شدند (34). در ژانویه 2008 یازده شیعه  به علت درگیری های فرقه ای در کورم جان خود را از دست دادند(35). در در ماه ژوئن نیز با محاصره شهر موج جدید حملات تروریستی علیه شیعیان منطقه مذکور شدت گرفت . در سپتامبر 2008 نیز 8 شیعه دیگر در کورم کشته شدند (36).

ناحیه اورکزای از دیگر مناطقی است که در مقایسه با سایر مناطق در معرض خشونت های فرقه ای با مقیاس وسیع تر قرار دارد. در سال 2005 ناحیه اورکزای جزء مناطق امن نواحی قبیله ای خودمختار[28] به شمار می رفت. اما پس از این سال و با آغاز درگیری های فرقه ای بین شیعه و سنی در ناحیه مجاور(ناحیه کورم) و ناامن شدن آن ناحیه برای نیروهای طالبان، توجه آنها به اورکزای جلب شد. شیعیان معتقدند که  این منطقه  توسط تندروهای سنی به سمت طالبانی شدن[29] رفته است(37). حامی بزرگ طالبان در ناحیه اورکزای اسلام فروغی است او یکی از نزدیکان ملاعمر ـ رهبر طالبان ـ به شمار می آید(38). دور جديدی از درگيري‌ها و قتل و غارت شيعيان این منطقه از تابستان سال جاری(1387) آغاز شد و تاكنون مردم بي دفاع بسياري به جرم شيعه بودن به شكل بي رحمانه‌، وحشيانه وغيرانساني توسط تروریستهای افراطی جان خود را از دست داده اند .

 

ج-سطح بین المللی

یکی از عمده ترین شاخص های مربوط به این سطح ، حمله شوروی به افغانستان می باشد که در بحبوحه رقابت دو قطب سرمایه داری به رهبری امریکا و قطب کمونیسم به رهبری  اتحاد جماهیر شوروی دردوران جنگ سرد به وقوع پیوست. در حقیقت توسعه طلبی شوروی در افغانستان به ترس دیرینه غرب از حرکت ارتش سرخ به سمت آب های گرم خلیج فارس در راستای عملی نمودن وصیت نامه پطر کبیر دامن زد و نیاز به اقدام تلافی جویانه و توقف پیشروی را مطرح ساخت.

 منافع جهانی و منطقه ای آمریکا، این کشور را به سوی روابط نزدیک تر با پاکستان سوق داد به ویژه اینکه پاکستان به دلیل موقعیت ژئوپلتیکی و ژئواستراتژیکی ،همانند پلی بین شمال غربی و جنوب شرقی آسیا عامل توازن مناسبی در برابر توسعه طلبی شوروی به شمار می آمد(39). در پی این حمله جیمی کارتر[30] رئیس جمهور وقت امریکا از تهاجم به خاک افغانستان به عنوان جدی ترین تهدید علیه صلح از زمان جنگ جهانی دوم به این سو یاد نمود و پای بندی کشورش را به حفاظت نظامی از خلیج فارس اعلام نمود(40). در حقیقت دولت کارتر که بر اساس اصلاحیه سمینگتون[31] کمک های اقتصادی را به پاکستان به دلیل ورود تکنولوژی غنی سازی اورانیوم قطع نموده و موضع سختی را در آن کشور اتخاذ کرده بود ، اما هم زمان با اشغال افغانستان توسط شوروی اقدام به ارسال تجهیزات نظامی به پاکستان نمود(41). واشنگتن انتظار داشت که اسلام آباد در قبال کمک های این کشور متعهد به دفاع از افغانستان شده و اجازه دهد مجاهدین از خاک این کشور برای رهبری عملیات های خود علیه روس ها استفاده کنند . بنابراین با توجه به اینکه پاکستان در آن برحه از زمان محلی بود که نیرو های رادیکال هم به آموزه های ایدئولوژیک تجهیز می شدند و هم آموزش های نظامی فرا می گرفتند ، این کشور به عنوان پلی که جریان های جهادی اسلامی را به افغانستان مرتبط می ساخت، مطرح بود. همین مسئله موجب گردید که رادیکالیسم و تفکرات خشونت طلبانه در این کشور جای پایی برای خود باز کرده و به مرور زمان تأثیرات خود را بر گروه های خشونت طلب پاکستان بر جای بگذارد. به بیان دیگر می توان گفت که پیامدهای ناشی از حمله شوروی به افغانستان، برترویج فرقه گرایی در پاکستان به شکل گسترش طالبانیسم و گروه های خشونت طلب تجلی یافته است.

فعالیت های عربستان سعودی در جهت ترویج وهابیسم در مقیاس جهانی شاخص دیگری است که در این سطح  قابل بررسی می باشد. وهابيت از فرق نسبتاً نو پاي اسلامي است، كه در زادگاه اسلام، يعني در عربستان سعودی درآغاز قرن هشتم هجري توسط  فردي موسوم به احمد بن تيمیه که به برخي سنن و عقايد رايج مسلمانان انگشت اعتراض نهاده و گرايش به آنها را مايه شرك و دوري از توحيد پنداشت، پایه گذاری شد(42). انديشه‏هاي ابن تيمیه، پس از مرگ وي نابود نشد و برخي شاگردان او مسير استادشان را طي و مذهب وي را ترويج كردند. البته بحث‏ها و آموزه‏هاي آنان چندان اثري در ميان مسلمانان نداشت تا اينكه حدود پانصد سال بعد، آراي وي توسط فردي معروف به عبدالوهاب، از انزوا و گمنامي به در آمد و با ترويج آن به وسيله قدرت شمشير، موجي نو از تفرقه و كشتار ميان مسلمانان به راه انداخت. طرز تفكر وهابيت، بر اساس نوعی ظاهرگرائي و اخباريت و جمود فكري و عدم تعمّق در كتاب و سنت و عدم توجه به ارزشهاي عقلي و اصولي علمي مبتني است. پيروان اين فرقه، تنها خود را بر حق دانسته و پيروان مذاهب ديگر اسلامي را كافر، مشرك و خارج از حوزه اسلام مي‏شمرند. "ابن جبرين" كه پس از "عبدالرحمن البراك" دومين مرجع ديني وهابي‌ها در جهان به شمار مي‌رود و پيش از اين از اعضاي بلندپايه شوراي افتاي دولتي عربستان‌سعودي بوده است، با صدور فتوايي، خواستار انهدام تمامي اماكن مقدسه شيعيان شده بود(43). حكومت سعودي با وهابيت پيوندي عميق خورده، هر يك از اين دو براي تقويت خود، به دفاع و طرفداري از ديگري مي‏پردازند. در حقیقت  وهابیت، به عنوان دين رسمی عربستان سعودی اعلام گرديده است! و اداره ی مالی، مدیریت و هدایت این جنبش توسط شيوخ عربستان صورت می گیرد.

حكام وهابي آل سعود، از تمامي امكاناتي كه از استخراج بي حد و حساب نفت به دست مي‏آيد، در راه تبليغ حكومت سعودي و آيين وهابيت استفاده مي‏كنند. در ماه مارس 2003، شاهزاده سلطان بن عبدالعزیز معاون دوم نخست‌وزیر و وزیر دفاع و هوانوردی هزینه چاپ نسخه دیگری از کتاب «وحدانیت خدا» از شیخ صالح فوازان را تقبل کرد. این کتاب با تاکید برتری وهابیت، اسلام شیعی، عبادی، حجازی، مسیحیت و یهودیت را نفی می‌کند(44). دولت تلاش کرد تا این کتاب را به عنوان متن درسی مدارس وارد کند که به دلیل مواجه شدن با اعتراضات از خواسته خود دست کشید.

از مهم‏ترين فعاليت‏هاي مراكز فرهنگي ـ رسانه‏اي (راديو، تلويزيون و مطبوعات) عربستان سعودی، تلاش براي عرضه نظام حكومتي آل سعود و آيين وهابيت، به عنوان بهترين تشكيلات اداري و مذهبي مورد علاقه مردم و هماهنگ با قرآن و سنت نبوي می باشد. وهابیسم هم‌چنین سعی دارد تا از طریق ایستگاه‌ ماهواره‌ای المجد که در دوبی قرار دارد و مورد حمایت مالی اعضای خانواده سلطنتی و تجار سعودی است، بر منطقه نفوذ و تاثیر داشته باشد. در خود عربستان نیز یک ایستگاه رادیویی به نام «عزت القران الکریم» وجود دارد که مورد حمایت دولت است؛ به‌علاوه روحانیون وهابی برنامه‌های مذهبی رادیو و تلویزیون را نیز کنترل می‌کنند. در این رابطه می‌توان به سخنان شاهزاده نائف بن عبدالعزیز، وزیر کشور عربستان و یکی از طرفداران سرکوب شیعیان و دیگر اقلیت‌ها اشاره کرد که در جلسه‌ای با حضور سردبیران روزنامه‌ها خطاب به اقلیت‌ها بیان داشت: «فراموش نکنید که ما یک دولت سلفی هستیم، چه بخواهید و چه نخواهید.»(45).
تبليغات و پول هاي آل سعود ، هم اكنون در كشورهاي اسلامي ، حامياني به نام هاي «انصار السنة»، «سلفية» ( يعني به زعم خودشان پيروان سلف صالح و صحابه و تابعين ) ‌و «اهل حديث» براي ايشان فراهم كرده است كه از آن رژيم حمايت مي‌نمايند و در آثار و مجلات و نيز در دانشگاهها و مراكز تحقيق خود - كه همه با پول آل سعود اداره مي‌شوند- به حمايت از آن بر مي‌خيزند. عربستان به واسطه درآمد های نفتی با ارسال کمک های مالی واقتصادی به  بیرون از مرز های خویش و خصوصاً در افغانستان، پاکستان، عراق زمینه رشد وگسترش هر چه بیشتر وهابیسم را فراهم آورده است. برای مثال پديده طالبانيسم كه نشأت‌گرفته از تلفيق فرهنگ وهابيسم ودیوبندیسم و  فعاليت نيروهاي امنيتي پاكستان مي با‌شد، صحت ادعای فوق را تصدیق می نماید. حمایت از رژیم طالبان و شناسایی آن توسط عربستان سعودی با توجه به  اعتقاد این کشور به ام القری بودن ، جلوگیری از نفوذ کمونیسم  و دفع تهدید از منابع نفتی خلیج فارس و همچنین مقابله با اسلام شیعی ایران صورت گرفت. در همین راستا حكومت عربستان سعودي هزينه ي ايجاد هزاران مدارس ديني در كشورهاي مختلف چه اسلامي و غير اسلامي در سراسر جهان را تقبل كرد تا در رقابت با مذاهب ديگر، تفسير ويژه ي خود را از اسلام گسترش دهد. با اين عمل، عربستان سعودي به دنبال گسترش حوزه ي جغرافيايي و انساني و نفوذ سياسي خود بوده است. بنابراین وجود هزاران مدرسه مذهبی در پاکستان که به آیین وهابیت پای بند هستند وسیله ای در جهت تحقق اهداف عربستان سعودی می باشد.  بر طبق نظریه بوردیو
[32] جامعه شناس فرانسوی، بعد از بهره برداری از سرمایه فکری کودکان، با آموزش مفاهیم افراطی گری و قتل به آنان، بسیار سخت و حتی محال خواهد بود که آنها بتوانند در آینده از قید و بند این مفاهیم آزاد شوند. به طور کلی می توان گفت که، با توجه به شالوده  فکری وهابیت و اعتقاد این نهله به کافر و مشرک بودن پیروان مذاهب دیگر اسلامی و اقداماتی که در سراسر جهان خصوصاً در پاکستان در جهت تبلیغ هر چه بیشتر وهابیسم از طریق مراكز فرهنگي ـ رسانه‏اي ، مدارس و کتب درسی، مساجد، حمایت های مالی از گروههای تروریستی و خشونت طلب و... صورت می پذیرد، شاهد نتیجه ای جز افروختن آتش فتنه و جنگ میان شیعه و سنی و تزاید خشونت و کشتار فرقه ای در این کشور  نخواهیم بود.

 

بهره دوم: گروههای فرقه گرا و خشونت طلب پاکستان

گروههای تندرو مذهبی که در یکی دو دهه اخیر در پاکستان ظهور کرده اند عموماً دارای گرایش های فرقه ای بوده و از روشهای مبارزه مسلحانه برای دست یابی به اهدافشان سود می جویند. سعی می شود در نگاهی هر چند کوتاه به بررسی مهمترین این گروهها پرداخته شود .

 

1- سپاه صحابه پاکستان

تکوین سپاه صحابه ،واکنشی به تشکیل تحریک فقه جعفری[33] به حساب می آید. تحریک فقه جعفری سازمانی است که در دفاع از حقوق شیعیان در 13 آوریل 1979 مقارن با اجرای قوانین اسلامی حکومت ژنرال ضیاء الحق توسط مفتی جعفر حسین و علامه سید احمد رضوی شکل گرفت .بعد از تأسیس تحریک فقه جعفری ، دو کنفرانس توسط جماعت اسلامی پاکستان و جمعیت علماء اسلام برای مبارزه با جنبشی که توسط شیعیان ایجاد شده بود، ترتیب داده شد(46). در همین راستا آی.اس.آی با حمایت آمریکا، عربستان، عراق گروهی از مسلمانان مهاجر دیوبندی را تشویق به مبارزه علیه فعالیت های تحریک فقه جعفری نمود، بنابراین انجمن سپاه صحابه پاکستان[34] - که بعد ها به سپاه صحابه پاکستان تغییر نام داد- به رهبری مولانا حق نواز جهنگوی که خود یکی از روحانیون جمعیت العلماء الاسلام بود  به  منظور به توازن کشیدن قوای سیاسی پاکستان و پیشبرد منافع مسلمانان اهل تسنن در سال 1985به وجود آمد(47) . روزنامه پاکستانی نیشن[35] بیان کرد که در دوره حکومت ضیاء ،عربستان سعودی به طور مستقیم از مدارس دیوبندی و گروه های فرقه گرا حمایت می نمود و آمریکا وسایر کشورهای غربی به صورت غیر مستقیم از سپاه صحابه پاکستان که با رشد شیعه و نفوذ ایران در منطقه مبارزه می نمود، حمایت می کردند(48).

یکی از مهم ترین درخواستهای سپاه صحابه پاکستان از دولت این کشور این بود که رسماً اعلام کند پاکستان یک کشور مسلمان سنی است(49). مولانا حق نواز جهنگوی در 23 فوریه سال 1990 ترور شد اما مرگ او باعث شد که گروه نسبت به گذشته رادیکال تر شود بعد از او ایثار الحق قاسمی رهبری حزب را عهده دار شد لیکن در سال1988او نیز کشته شد . در پی ترور او مولانا ضیاء الرحمن فروغی رهبر تشکیلات شد که  او هم در 19 ژوئیه 1997 در انفجار بمبی در لاهور کشته شد و مولانا اعظم طارق جانشین او شد(50). او هم در اکتبر 2003ترور شد(51). او قبل از مرگش درباره اهداف و انگیزه تشکیل سپاه صحابه پاکستان اظهار داشت: در شرایطی که شیعیان از لحاظ سیاسی و مذهبی در پاکستان در حال گسترش و پیشرفت بودند ، شکل گیری یک گروه به عنوان واکنش در برابر آن ها امری طبیعی بود(52).

 

2- لشگر جهنگوی

لشگر جهنگوی که امروزه به عنوان "اسب تروا جدید القاعده"[36] برای انجام عملیات های تروریستی معرفی شده است ، در حقیقت  یکی از گروه های افراطی مذهبی پاکستان است که گفته می شود از طرف سپاه صحابه به منظور درگیری با "نهضت جعفری " تأسیس شده است. این گروه چندین سال به عنوان شاخه نظامی سپاه صحابه عمل می کرد .افراد آن عمدتاً مسلح بوده و فعالیت های آن بیشتر از نوع تروریستی و دامن زدن به مسائل فرقه ای می باشد. در سال 1995 پس از آنکه سپاه صحابه پاکستان تحت فشار احزاب میانه رو وارد ائتلاف با احزاب دیگر در "شورای هم بستگی ملی" به منظور حل مناقشات فرقه ای گردید،لشگر جهنگوی به سرکردگی ملک اسحاق و ریاض بسرا[37] و غلام رسول شاه از سپاه صحابه پاکستان منشعب شدند و از پیوستن به آن امتناع ورزید. دلیل نپیوستن لشگر جهنگوی به شورا این بود که رهبران آن از پیوستن ائتلافی که شیعیان در آن عضو باشند، پرهیز داشتند(53).

 

3- تحریک نفاذ شریعت محمدی

تحریک نفاذ شریعت محمدی یا نهضت اجرای شریعت محمدی به عنوان گروه افراطی سنی توسط مولانا صوفی محمد که پیرو مکتب وهابی و از اعضای فعال جماعت اسلامی بود در سال 1992 تأسیس گردید(54). این گروه معتقد است که هر کسی تحت هر عنوانی مخالف اجرای قانون شریعت -البته طبق برداشت خودآن ها- باشد قتل او واجب می باشد. در همین راستا اعضای این گروه برای اجرای قوانین اسلامی در پایگاه خود در مالاکند[38] واقع در شمال غربی پاکستان، به خشونت روی آورده است. در اواخر اکتبر 2005 صوفی محمد به همراه هزاران نفر از طرفداران خود جهت کمک به طالبان در جنگ با آمریکا و نیروهای ائتلاف به سمت افغانستان حرکت نمود اما بعد از سقوط  طالبان به پاکستان بازگشت و توسط مقامات کشور دستگیر شد (55). از زمان حضور مولانا صوفی محمد در زندان، داماد او مولانا فضل الله رهبری نهضت اجرای شریعت محمدی را عهده دار می باشد .او با تأسیس ایستگاه رادیویی به ترویج عقاید و دیدگاه های افراطی خود در خصوص اجرای خشن دستورات شریعت، تعطیلی مدارس دخترانه ، بسیج نیروها برای کمک به طالبان در افغانستان و...می پردازد. اما در 21 آوریل 2008 دولت مولانا صوفی محمد را آزاد نمود(56). عمده ترین مکان عملیاتی این گروه در سوات[39] و مالاکند می باشد.

اما نکته ای که تأمل در باب آن ضروری می باشد این است که برای اولین بار در تاریخ پاکستان خشونت فرقه ای در درون خود جامعه اهل سنت، بین سنی های دیوبندی که متعلق به سپاه صحابه پاکستان و لشگر جهنگوی هستند و سنی های بریلوی[40] که به تحریک سنی [41] تعلق داشتند، شکل گرفت. همچنین علم تنظیم اهل سنت[42] توسط پیر افضل قادری در1998 در گجرات، پنجاب تأسیس گردید تا با فعالیت های ارتش دیوبندی که توسط ژنرال محمود عزیز فرماندهی می شد،مبارزه کند. دلیل اعتراض علم تنظیم اهل سنت این بود که ارتش نه تنها به بدنه جامعه پاکستان سم وهابی[43] تزریق نموده بلکه جوانان سنی را هم برای جهاد علیه هند در جامو وکشمیر تحریک می نماید(57). شایان ذکر است که ایالات متحده آمریکا نام سپاه صحابه پاکستان و لشگر جهنگوی را در لیست گروه های تروریستی بین المللی وارد نموده است. ارتشبد پرویز مشرف رئیس جمهور وقت پاکستان  نیز در طی سخنرانی فعالیت سپاه صحابه پاکستان ، لشگر جهنگوی، نهضت اجرای شریعت محمدی را ممنوع اعلام کرد.

 

بهره سوم: مهمترین حوادث مربوط به خشونت های فرقه ای در پاکستان

در 17 می 1988 در منطقه گیل گیت[44] طی مراسم عید فطر تعدادی از سنی های افراطی به شیعیان حمله کرده و 200 نفر از آن ها را به شهادت رسانند(58).

در جهت انتقام ترور مولانا حق نواز جهنگوی رهبر سپاه صحابه پاکستان در فوریه 1990، اعضای سپاه صحابه پاکستان با طرح ترور برنامه ریزی شده توسط ریاض بسرا، صادق گنجی دیپلمات ایرانی در لاهور را طی یک عملیات تروریستی به شهادت رساندند(59). ترور دانشجویان دانشکده افسری ایران در دهه 1990 در راولپندی توسط سپاه صحابه پاکستان و لشگر جهنگوی در راستای همین انتقام کور صورت گرفت در جولای 1992 طی سه روز درگیری بین شیعیان و سنی های پیشاور 7 سنی و  3 شیعه کشته و 49 نفر دیگر زخمی شدند (60).

در سپتامبر1996 طی نه روز درگیری میان سنی های اورکزای و شیعیان بنگاش در پاراچنار بیش از 200نفر جان خود را از دست دادند(61). 

طرفداران خشمگین سپاه صحابه پاکستان مستقر در لاهور، در 19 ژانویه 1997به مرکز فرهنگی ایران در مولتان حمله کردند و 7کارمند و رئیس آنجا را به قتل رساندند که بعد ها لشگر جهنگوی مسئولیت این عملیات رابه عهده گرفت(62).در دهم آگوست 1997 درست چند روز قبل از جشن پنجاهمین سالگرد استقلال پاکستان در پنجاب طی درگیری های فرقه ای بیش از 100 نفر که غالب آنها شیعه بودند جان خود را از دست دادند(63).

در یازدهم ژانویه 1998 در لاهور طی درگیری های فرقه ای 25 شیعه کشته و50 نفر دیگر توسط لشگر جهنگوی زخمی شدند(64).

در طی سال های 96-1999 گروه های سنی 75 رهبر جامعه شیعیان را ترور کردند(65). در این میان طالبان نیز در تشدید برخورد های فرقه ای در پاکستان چندان بی تأثیر نبودند. مثلاً در برخورد هایی که بین سنی ها اورکزایی و شیعیان بنگاش[45]در پاراچنار و هانگو[46] در مارس 1998 صورت گرفت و طی آن بیش از سیصد نفر جان خود را از دست دادند، نقش طالبان کاملاً مشهود می باشد(66). در ژانویه 1999 در روستای کوچکی نزدیکی مولتان در پنجاب 17 شیعه کشته شدند (67).

لشگر جهنگوی در سال 1999 در راستای عملیات های خشونت طلبانه خود درصدد ترور نخست وزیر، نواز شریف و برادرش شهباز شریف  برآمد که البته در این امر ناموفق بود.

در 17مارس 2002 دو نفر از اعضای لشگر جهنگوی در کلیسای بین المللی در اسلام آباد بمب گذاری کردند که نتیجه آن مرگ 50 نفر و زخمی شدن40 نفر بود. همچنین این گروه تروریستی مسئول ترور دانیل پرل[47] روزنامه نگار آمریکایی شناخته شد(68). در چهارم جولای 2003 به علت انفجار مسجد جامع اثنی عشری کویته[48] در طی نماز جمعه 53 شیعه کشته و 57 نفر دیگر زخمی شدند(69).

در دوم مارس 2004 در روز عاشورا 47 شیعه در کویته کشته شدند و همچنین در بازار لیاقت[49]  این شهر 150 شیعه دیگر نیز کشته شدند(70).

در تاریخ هفتم و سی و یکم می 2004 در مسجد حیدری شیعیان[50] در کراچی دو عملیات انتحاری به وقوع پیوست که 47نفر جان خود را از دست دادند(71).

در یکم و هفتم اکتبر 2004 طی انفجار دو بمب در مسجد سیالکوت[51] طی مراسم نماز جمعه در پنجاب 71 نفر کشته و 200 نفر زخمی شدند(72).

در نوزدهم مارس 2005 در انفجار بمبی در روستای شیعیان در بلوچستان 50 نفر کشته و 100 نفر دیگر زخمی شدند(73).

در شانزدهم و بیستم نوامبر2007 در اطراف مسجدی در پاراچنار در پی درگیری های فرقه ای 91 نفر کشته و 150 نفر زخمی شدند(74).

در بیست و دو و بیست و هفتم دسامبر2007 طی درگیری ها ی فرقه ای در کورم 70 نفر کشته و تعدادی نیز زخمی شدند(75).

در شانزدهم آوریل 2007 در کورم به علت درگیری شیعیان و سنی های محل 55 نفر جان خود را از دست دادند.حادثه زمانی اتفاق افتاد که شیعیان به نشانه اعتراض در خصوص شعار های اهانت آمیز سنی ها بر علیه مذهب تشیع، مقابل مسجد تجمع کرده بودند(76).

در بیست و هفت می 2007 به علت انفجار بمب در اسلام آباد 25 نفر جان خود را از دست داده و 100 نفر دیگر زخمی شدند.نکته قابل ذکر حضور سنی های بریلوی در میان قربانی ها می باشد(77).

 

 در انفجار بمبی در مسجد شیعیان در سال 2008در دیر اسماعیل خان[52]،4 شیعه کشته و تعدادی نیز زخمی شدند. 21مارس2008 در هانگو  طی مراسم جشن نوروز و بعد از اینکه تعدادی از شیعیان پرچمی با آرم نوروز بر فراز مسجد نصب کردند 4 شیعه کشته و 28 نفر زخمی شدند.به طور کلی می توان گفت بر اساس آمار منتشره 70 درصد قربانیان خشونت های تروریستی در پاکستان را شیعیان تشکیل می دهند(78) و ترور شخصیت های شیعه و آن دسته از علمای اهل سنت که به نوعی ندای وحدت مذهبی در پاکستان سر می دهند، عمدتاً توسط لشگر جهنگوی صورت می گیرد.

 

بهره چهارم: واکنش دولت پاکستان در قبال اقدامات تروریستی گروه های فرقه گرا

تا قبل از اتخاذ سیاست اسلامی سازی توسط دولت ضیاء، تضاد شیعه و سنی در حد عادی باقی مانده بود و نهایتاً به برخورد های محدود در طی مراسم ماه محرم ختم می شد. در این بین دولت هم بی طرف بوده و برنامه ای برای رسیدگی به مسائل فرقه ای نداشت اما بعد از اینکه ضیاء سیاست مزبور را آغاز نمود ، شرایط تغییر کرد(79). در اغلب تجزیه و تحلیل ها انگشت اتهام در جهت ایجاد فرقه گرایی در پاکستان به سمت دولت نشانه می رود و به نحوی دولت، ارتش و آی.اس.آی را در ارتباط با آن می دانند(80). در زمان حکومت ضیاء، خشونت فرقه ای بنا به دلایلی که ذکر گردید روند صعودی یافت. دولت های بعد از ضیاء هم جز سکوت مصلحتی در خصوص خشونت ها و کشتار های فرقه ای کاری از پیش نبردند. بعد از انتشار خبری در دسامبر 1998 مبنی بر اینکه گروه های خشونت طلب فرقه ای قصد تنظیم عملیات های تروریستی دارند ، دولت تصمیم گرفت به آن ها تذکر داده و به آرامش دعوتشان نماید چرا که از واکنش احزاب و سازمان های مذهبی در هراس بود در همین  راستا دولت اعلام کرد مدارسی را که درپی فعالیت های فرقه ای و افراط گرایی هستند را محدود می نماید اما در همان زمان جمعیت العلماء الاسلام به عنوان هشدار به دولت یک کنفرانس با حضور بیش از 5 هزار نماینده از مدارس ترتیب داد و هرگونه حضور در فعالیت های فرقه ای را رد کرد(81). در سال 1998در منطقه گیل گیت واقع در مناطق شمالی پاکستان، گروهی از شیعیان برای ایجاد استان جداگانه که  آن را کاراکورام[53] می خواندند شروع به اعتراض نمودند. ژنرال ضیاء الحق از پرویز مشرف خواست که قیام مزبور را سرکوب نماید. مشرف نیز این مسئله  را با بن لادن و متحجرین قبیله ای او مطرح و آن ها را برای قتل عام شیعیان به آنجا فرستاد. مشرف هم چنین سپاه صحابه پاکستان پنجاب را جهت گشایش دفتری در گیل گیت تشویق نمود(82). پس از تلاش نافرجام گروه فرقه گرای اهل سنت موسوم به لشگر جهنگوی برای سوء قصد به جان نخست وزیر نواز شریف و برادرش در اوایل سال 1999، وی پیشنهاد دادگاه های نظامی ویژه محاکمه جنایت کاران تروریست و فرقه گرا در سراسر کشور را به دیوان عالی پاکستان ارائه نمود. اما  مرجع مذکور پیشنهاد وی را مغایر قانون اساسی کشور دانست(83). دولت ژنرال پرویز مشرف که با حوادث تروریستی 11 سپتامبر 2001 و در پی آن مبارزه جهانی علیه تروریسم به رهبری ایالت متحده آمریکا مواجه گردید ، تحت فشار های بین المللی، قاطعیت دولتش را در مبارزه با گروه های تندرو اعلام کرد. در همین راستا و به منظور کاهش میزان دستیابی تبهکاران و جنایت کاران فرقه گرا به سلاح گرم ، "طرح مبارزه با گسترش تسلیحات" را در کنار سایر برنامه های کنترل کننده به اجرا درآورد(84). رشد فزاینده نا امنی در جامعه پاکستان ، این گرایش و ذهنیت را در میان مردم به خصوص مذهبی ها به وجود آورده که دولت و ارتش قادر به حفظ نظم و قانون نیستند ، زیرا دولت از درون خود چنان از هم گسسته و در نزاع های داخلی و فساد فرو رفته است که هیچ نوع امیدی برای تغییر و اصلاح وضعیت موجود از سوی آن نمی رود. از دیگر سو، حضور شبکه های تهدید کننده نظم و قانون در داخل جامعه چنان قدرتمند می باشد که کمتر مقام قضایی و امنیتی کشور توان مقاومت در برابر تهدیدات آنان را در خود می بینند(85). آصف علی زرداری رئیس جمهور جدید پاکستان پس از ادای سوگند بر تصمیم راسخ پاکستان در مبارزه با افراط گرایی و تروریسم تأکید نمود. او گفت از مبارزه با افراط گرایی دست برنخواهد داشت و کشورش را از شر سرطان تروریسم و افراط گرایی رها خواهد ساخت(86). در هر حال به نظر می رسد که دولت چاره ای جز برخورد قاطع و کنترل اوضاع امنیتی کشور ندارد چرا که در غیر این صورت نمی تواند ثبات و امنیت کشور را تأمین نماید.

 

نتیجه گیری

امنیت انسانی از جمله مباحثی است که در پایان جنگ سرد و با آغاز بازاندیشی در مفهوم سنتی و دولت محور امنیت،مطرح شده است. در تعریف امنیت انسانی ، اجماع نسبی بر سر تعریفی نسبتاً جامع از آن وجود دارد که شامل حراست از هسته حیاتی همه افراد بشر در مقابل تهدیدات شایع، سازگار با کمال و شکوفایی بلند مدت انسان ها می باشد . خشونت فرقه ای در تعریف مضیق از امنیت انسانی  جا می گیرد که بیشتر بر تهدیدات سنتی همچون خشونت و منازعات و نظایر آن  متمرکز می شود لیکن در تعاریف موسع، لیست بلند بالایی از تهدیدات سنتی وحتی تهدیدات توسعه محور همچون فقر و محیط زیست مورد تأکید قرار می گیرد(87). در حقیقت هدف امنیت انسانی محافظت  از هسته حیاتی همه افراد بشر در مقابل تهدیدات شایع است، به نحوی که با شکوفایی و کمال آدمی سازگار ی داشته باشد(88). جرایم خشونت بار، تروریسم و آشوب های میان گروه های فرقه ای جزء تهدیدات مستقیم علیه امنیت انسانی به شمار می رود . حدود سه دهه از آغاز خشونت های فرقه ای در پاکستان می گذرد در طی این مدت شاهد خشونت و ترور از سوی برخی گروه های فرقه ای در این کشور بوده ایم که طی آن هزاران انسان بی گناه کشته و یا زخمی می شوند. به گفته ولی نصر محقق آمریکایی، اختلافات فرقه ای شیعه و سنی در پاکستان تبدیل به مناقشات سیاسی تمام عیاری شده که نظم و انسجام اجتماعی جامعه را تحت الشعاع خود قرار داده است(89). گروهی معتقدند در حقیقت خشونت فرقه ای بین شیعه و سنی در پاکستان اساساً در حال تبدیل شدن به یک رقابت در خصوص شمارش اجساد مربوط به خشونت های فرقه ای می باشد. بین سال های 1990 تا 2004 ،1837 حادثه تروریستی به وقوع پیوست که در نتیجه آن 1668 نفر جان خود را از دست داده  و 3997 نفر نیز در پی حوادث مذکور مجروح و مصدوم گردیدند(90). بعد از وقوع حادثه تروریستی 11 سپتامبر 2001 و حمله آمریکا به افغانستان و سپس عراق آمار تلفات انسانی ناشی از خشونت های فرقه ای در پاکستان رو به تزاید می باشد(91). در آغاز خشونت های فرقه ای ، قربانیان از میان کادر رهبران فرقه ای و طرفداران آن ها انتخاب می شدند. در اواسط دهه 1990 حملات تروریستی فرقه ای علیه عابدان مساجد و سوگواران در گورستان ها بعلاوه تاجران، دیپلمات های ایرانی، مهندسان ساختمان و دانشجویان دانشکده افسری در شهرهای راولپندی، لاهور، کراچی، مولتان صورت می گرفت. اما امروزه به نیروهای پلیس، سرپرستان زندان، مقامات بلند پایه دولتی و قاضیانی که مأمور رسیدگی به جرائم تروریست های فرقه گرا هستند، گسترش یافته است(92). وقوع 82 حادثه تروریستی در سال 2008 که طی آن 192 نفر کشته و 276 نفر زخمی شدند و وقوع 341 حادثه تروریستی در سال 2007 که 441کشته و 630 نفر زخمی شدند(93)، مؤید این مطلب می باشد که هم چنان توسط تروریسم کور و به نام دین صدها زن وکودک و هزاران انسان بی گناه در این سرزمین به مسلخ برده می شوند.

در مجموع با توجه به وجود تعارضات فرقه ای شیعه و سنی در جامعه پاکستان و ترویج و تشدید آن توسط برخی مدارس مذهبی و گروه های فرقه گرای تروریستی،خشونت فرقه ای در این کشور امری غیر قابل انکار می باشد.علی رغم برخی تمهیدات دولت پاکستان در مبارزه با خشونت فرقه ای کماکان تهدید ناشی از آن به صورت عملیات های تروریستی به قوت خود باقی است. تعداد قربانیان تروریستی ناشی از خشونت های فرقه ای مؤید این مطلب می باشد. بنابراین با در نظر داشتن این موضوع که جرایم خشونت بار، تروریسم و آشوب میان گروه های فرقه ای پاکستان که درگیر خشونت های فرقه ای می باشند، جزء تهدیدات مستقیم علیه امنیت انسانی به شمار می رود و این مورد به وفور در جامعه پاکستان مشاهده می گردد، می توان گفت امنیت انسانی در این کشور مورد تهدید قرار گرفته است.

با نگاهی کلی به وضعیت خشونت ها و و تعارض های فرقه ای در پاکستان ومیزان تلفات انسانی ناشی از این وضعیت می توان گفت امنیت انسانی تحت این شرایط در پاکستان به شدت مخدوش شده است. به نظر می رسد دولت این کشور برای کاهش یا از بین بردن خشونت های فرقه ای ناچار است به اقدامات ذیل متوسل گردد:

1) استفاده از قدرت نرم: آموزش وتحصیل جوانان پاکستانی در جهت تخفیف میزان خشونت که این امر نرخ بی سوادی و فقر را کاهش خواهد داد و به مرور زمان فرهنگ تسامح و تساهل را جایگزین ترور وخشونت می سازد.

2) اصلاح متون درسی وکادرآموزشی برخی مدارس افراطی که کانون پرورش فرقه گرایی می باشند.

3) تصفیه دستگاه های دولتی و مأموران اجرایی از افرادی که تمایل به دامن زدن و گسترش هر چه بیشتر اختلافات فرقه ای دارند.

4) برگزاری جلسات و نشست های عمومی با حضور رهبران و اعضای گروه های فرقه ای شیعه و سنی و تأکید بر اصل وحدت میان مسلمانان در مقابل تضعیف مخالفت های فرقه ای.

5) ممنوعیت در توهین به مقدسات هر یک از فرق مزبور.

منابع:

دکتر نوذر شفیعی

 

2009/4/4
سیزده به در یادبود قربانیان زرسالار یهودی ...  

چرا سيزده را بدر می کنیم ؟   

پوريم چيست؟

   پوريم يا جشن ايراني کشي جشني است که 26 قرن است يهوديان  هرسال در روزهاي 13 و 14 و 15 ماه "ادار" به مناسبت قتل عام 70 هزار ايراني در 3 روز در زمان خشايارشاه برگزار مي کنند. اين جشن  مصادف است با 13 اسفند يا 13 فروردين بسته به اينکه سال عبري 12 ماهه باشد يا 13 ماهه ! به همين علت است که 13 فروردين براي ايرانيان به عنوان  روزي نحس شناخته مي شود  ( اين در حالي است که همگان نحسي 13 را خرافه اي مي دانند که از اروپا وارد ايران شده !) و ايرانيان در اين روز مجبور به ترک خانه ها و منازل و فرار به صحرا و بيابان شدند ( شايد به همين علت باشد که آيين بيرون رفتن از منزل در ميان ايرانيان تا کنون باقي مانده است )

ماجراي پوريم :

   پوريم واقعه ي است  که در  تورات از آن به  سفر استر ياد شده است، بر اساس تورات،خشايارشاه در روز سومين سالگرد تاجگذاري خود در حالت مستي از همسرش،ملکه وشتي، مي خواهد که زيبايي هايش را به نمايش میهمانان بگذارد اما مکله وشتي که زن عفيف و با حيايي بوده از  اين کار سر باز ميزند( این از خصايص زن اصيل ايرانيست که  عفيف و با حيا بوده و خود را در معرض ديد همگان قرار نمي دهد) و به همين دليل پادشاه خشمگين با صحبت کردن با مشاورانش به اين نتيجه ميرسد که ملکه وشتي را برکنار کرده و زن ديگري را جانشينش کند و  به همين علت  در ميان زنان زيبا روي ايراني و از میا اسرای يهودی دختري به نام " استر".  جانشين وشتي مي شود. (استر تا قبل از آمدن به قصر نزد پسرعمويش مردخاي زندگي مي کرد ). در همين بين استر و مردخاي با کمک هم هامان وزير پادشاه رو برکنار کرده  و دستور قتل وي را خشايارشاه صادر مي کند و مردخاي جاي وي را مي گيرد. استر و مردخاي هم پادشاه دستور قتل دشمناي يهود رو در 3 روز مي گيرند و در اين سه روز 70 هزار ايراني قتل عام مي شوند!

اين واقعه که در کتاب مقدس يهود نيز آمده  جنايت هولناکي است که  يهود هر سال آن را جشن ميگيرد  و با پوشيدن لباسهاي شخصيت هاي اين داستان اين جنايت را طي نسل ها زنده نگه مي دارد.

حال شما قضاوت کنيد ، هولوکاست چسيت و کجاست ؟

 

(جهت کسب اطلاعات بيشتر مي توانيد به کتاب "فرزندان استر " نوشته ي هومن سرشار مراجعه کنيد)

http://mouood.org/content/view/877/43/

http://amesteris1980.blogfa.com/post-20.aspx

http://atm.parsiblog.com/Archive4118.htm

http://sad-sal-tanhaei.blogfa.com/

http://lalehashck.blogfa.com/post-15.aspx

http://robot.freeforums.org/topic-t309.html

http://www.iranclubs.org/forums/showthread.php?t=3705&page=4

http://www.golshan.com/ketabkhaneh/baygani/baygani.html

http://www.ibs.org/bibles/farsi/OT/17_esther.pdf

http://www.anobanini.ir/index/fa/1386/03/post_66.php

http://sarmastaaneh.persianblog.ir/

.

 

2009/3/26
تروریسم علمی بر علیه مردم ناآگاه ...  
اين مقاله غير رسمی و بر مبنای تحقيقات شخصی است.   

مقدمه:

 به آسمان نگاه کنيد، زلزله ها از آسمان می آيند

مدتی است که با يک تکنولوژی استثنائی به اسم "هارپ" آشنا شده ام و در پیامد اين آشنايی تمام اینترنت را برای منابع ایرانی در مورد این موضوع گشتم، اما به نتیجه ی خاصی نرسیدم. اگر شما در گوگل "HAARP"  را جستجو کنید به هزاران هزار وب سایت برخورد خواهید کرد که در مورد HAARP نوشته اند... اما همه ی آنها به انگلیسی هستند. نهایتا ایرانی های عزيزی که با زبان انگليسی آشنايی ندارند در مورد این مسئله ی حساس خبری نخواهند داشت، و ندانستن به اين معنی است که از طريق هارپ هر  آسيب و بلايی  که دلشان می خواهند سر مردم دنيا بیاورند، و در اخبار ها و روزنامه ها به عنوان "پدیده های طبیعی" تقديم مردم کنند و مطمئنا کسی که در مورد هارپ چیزی نمی داند خام این حرف ها خواهد شد.

حوادث طبيعی در طول ميلیون ها سال طبيعی بوده اند بغير از ده های اخير که اين حوادث برخی طبيعی و برخی ديگر از طريق تکنولوژی های پيشرفته توليد و به جان و مال مردم لطمه ميزنند.

اين حوادث ظاهراً طبيعی که غير طبيعی توليد ميشوند (مثل زلزله، طوفان ها، خشکسالی ها و سيل های بی شاخ و دم) را امروزه از طريق فرستادن ماکرو ویو (microwave) از ماهواره ها و پروژه هاي هارپ بوجود می آورند. قابل گفتن است که زلزله را نیز ميتوان از طريق انفجار بمب اتمی در چاهای عميق نيز توليد کرد.

من به عنوان شخصی که با تحقیق هایم به دنبال حقیقت های پوشیده هستم، وظیفه ی خود می دانم که جواب هایی را که پس از مطالعه در این مورد به دست آورده ام را به زبان فارسی، همراه با عکس و فیلم در اختیار ایرانیان بگذارم.

اگر چه این مسئله یک مسئله ی جدید و در عین حال به اثبات رسیده است، ولی با این حال در مورد آن تبلیغاتی انجام نمی شود. من نیز مسئله را از لحاظ علمی به طور مطلق مطرح نخواهم کرد. آنچه را که می خوانید بیشتر جنبه ی آگاهی دارد و تحقیق بیشتر در این مورد به عهده ی شما خواهد بود.

از هر کسی که این مقاله را می خواند خواهش می کنم این مسئله را جدی بگیرد. برنامه های وحشتناکه هارپ در راه است و همینطور که خواهید خواند علائم آن در ایران دیده میشود. این نوشته را بخوانيد، و به این بلاگ در بلاگ هایتان لینک بدهید یا حتی نوشته ی من را در بلاگ هایتان بگذارید ، به دوستان ایمیل کنید، و کلا از هر طریقی که می توانید دیگران را نیز مطلع سازيد، تا شاید بتوانیم جلوی عملکرد اين سیستم و آن هایی که کنترلش می کنند را بگیریم.

az-soraya.blogfa.com

                                                                             برای تماس با من اینجا را کلیک کنید.

 

هارپ چیست؟       به صدای هارپ گوش دهيد

هارپ یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقيق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و  مطالعات معادن زير زمينی (با استفاده از امواج راديويی ELF/ULF/VLF) تاسيس شده است. ولی در واقع "پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن"  به منظور  کامل کردن یک سلاح جدید پايه گذاری گرديده است.

( توضيح آنکه: جنگ هايی که از  امواج "راديويی"، "ليزر" و "نيروی مغناتيس" برای صدمه به نيروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و اين اسم را از فيلم  Star War گرفته اند)

آیونوسفیر چيست و کجاست؟

لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.

این لایه تشعشات خطرناک "ماورای بنفش" و "اکس ری" خورشيد را  جذب کرده  و مانند سقفی از ورود آنها به زمين جلوگيری می نمايد تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دليل محیط الکتریکی موجود در آيونوسفير  از اين لايه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دليلی دچار اختلال شود تاثيرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زيستن را مختل می کند.

لايه آيونوسفير چه ربطی به هارپ دارد؟

سیستم هارپ طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثير مستقيم داشته باشد. از نمونه های اين تاثيرات قرمز و گداخته شدن و يا ذره بينی نمودن لايه را ميتوان نام برد.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنيومی به ارتفاع ٥٠/٢٣متر) تشکيل و برروی زمينی وسيعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گرديده است.

آنتن های هارپ با پرتاب رادیو فرکانس های بالا به آیونوسفیر می توانند ناحیه وسیعی از آیونوسفیر را گرم کرده و در نتیجه این ناحیه به تپش افتاده و در اثر آن امواج پایین و فوق پایین ELF/ULF/VLF تولید و به زمین فرستاده شوند. لازم به توضیح است که از میان تاسیسات مشابه آن در دنیا، هارپ تنها سیستمی است که عملا قادر است جهت و زاویه پرتوها را کاملا در کنترل داشته باشد و هر ناحیه از آیونوسفیر را که بخواهند هدف گیری کنند.

آنتن های هارپ در آلاسکا

اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آيونوسفير و بازگشت به زمين قادر اند نه تنها به عمق دريا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمين نيز وارد ميشوند و عملکرد آن بمانند "راديو ترموگرافی" (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژيست ها برای  اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.  وقتی يک موج پایین "راديو ترموگرافی" به داخل زمين فرستاده ميشود به لايه های مختلف برخورد کرده و آن لايه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدايی با فرکانسی مخصوص توليد و به سطح زمين باز ميگرداند و ژئولژيست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زيرزمين را شناسايی کنند.

با اين تفاوت که راديو ترموگرافی سيستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لايه های زير زمينی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سيستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لايه های زمين را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد)  تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

از نمودار فوق متوجه می شويد که آيونوسفير گداخته شده (به رنگ قرمز ديده می شود) و سپس مثل يک قلب شروع به تپش ميکند و از اين تپش ها، فرکانس های فوق پایین توليد شده که پس از اصابت به زمين به  داخل آن نفوذ مينمايد و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از اين فرکانس فوق پایین و نيرومند، زمين زلزله و خرابی توليد ميگردد.

برای درک چگونگی ايجاد زمين لرزه يک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت ميکند، اول تارهای صوتی او ميلرزند (مثل لرزش های ايجاد شده در آيونوسفير). از اين لرزش فرکانس صوتی توليد شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را ميلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لايه های زير زمين به سبب اصابت فرکانس های توليد شده از آيونسفير) و سپس در گوش صدا توليد شده و شنونده آنرا به شنود.

خوب حالا که چی؟

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ "با ويژگی معادن يابی" برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و يک ترموگراف برای اين کار کافيست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را ميتوان برای هارپ به شمار آورد.

 ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آيونوسفير، پس از ورود به عمق دريا ميتوانند صدمات جانی برای موجودات دريايی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زيراند:

 ١-  ايجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا  ٢٠ هرتس به توسط  آيونوسفير، که با برخورد امواج هارپ توليد شده و سپس به زمين فرستاده می شود و تا اعماق ٣٥ کيلومتری زمين نفوذ نمايد که پس از برخورد  به لايه های مختلف زير زمينی توليد صدا نموده و در پی آن ايجاد زلزله می نمايد.      برای تعاریف "فرکانس باند" ها به اینجا اشاره کنید.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چين در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست.       فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.

    

٢-  با قابلیت تکنولوژی "ترموگرافی" می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ايجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سيل ها، طوفان هايی نظير طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .

٤- انتقال نيروی برق از محل تاسيسات هارپ به نقطه ی ديگر از زمين و همچنين انتقال  برق از زمين به ماهواره ها.

 ٥- ايجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ايجاد "غش" و توليد  "وهم" در مغز انسانها.

 ٦- ايجاد اختلال در جريان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپيوتر هواپيماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئينگ (Boeing) در اين رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زير دريايی ها و غيره.

 ٧- ايجاد انفجار های عظيم زیر زمينی با قدرت بمب های اتمی و بدون توليد اشعه های راديو اکتيو (Radioactive).

 ٨- اختلال درعملکرد طبيعی آيونوسفير که چرخش زمين را در کنترل دارد. احتمال بسيار ميرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثيراتی در حرکت چرخشی زمين ايجاد گردد، بدين صورت که يا چرخش را سرعت بخشيده و يا کند نمايد.

٩- ايجاد ديوارهای راديويی ضد هواپیما و ضد موشک.

 می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با اين تکنولوژی جديد کاملا متروکه به شمار ميايند به گونه ای که "هارپ" ميتواند با يک عملکرد کليه کامپيوتر های يک هواپيما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

با دقت متوجه ميشويد هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهديد و يا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در اين صورت برای جلوگيی از مزاحمت احتمالی کشور همسايه برای آنها زمين لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

در اين مقاله ما فقط  به نکته ١، یعنی فقط در رابطه با ايجاد زلزله بتوسط  هارپ می نویسم.

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت "پژوهشگاه زلزله شناسی ایران"  به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.

نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.

 

همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات من اینگونه نشان ميدهد که:

٧/٢٠٨  میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

   ٤/٦٣٩  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخير برابر با :   ٤/٢٠٦ درصد

برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت "جی ان اس - نیوزیلند" به دست آوردم.

٣/١٥٥٩٣  میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

  ٢/١٥٢٠٦  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخير برابر با ٤٦/٢ درصد

اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زير از از وب سایت "مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا" به دست آمده است.

 

٩/٤٧٧٣ میانگین  بین دهه ی ١٣٦٧-١٣٧٧

٤/١٨٦٥٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخير برابر با : ٨/٢٩٠

 

  چرا درصد زلزله ها در عمق ١٤ کيلومتر در ایران اينگونه بالا رفته اند؟

 در حين جستجو ها به يک عدد ويژه ای برخورد کردم که به نظرم  غير واقعی رسيد. سئوالی برايم پيش آمد که چگونه اغلب زمين لرزه ها در چند سال اخير در ایران در عمق ١٤ کيلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمين لرزه ها در این عمق يا صفر بودند و يا حد اکثر تا دو درصد.

ياد آور می شويم:  زمين لرزه های خطر ناک در لبه های "رگه گسل"  يا "Fault lines" توليد ميگردند.

ارگ بم ما چه شد؟

 بم بعد از ٢٠٠٠ سال ایستایی؟!

 

در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام  "عادل کهن" (adelkohan)  در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم  که در زير مشاهده می کنيد:

من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان چیه...

 برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجا اشاره کنید

  

این کلیپ کمتر از یک دقیقه است و تماشای آن به شما توصیه می شود. هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.

دلفین های ما چه شدند؟

در سال ١٣٨٦ , ١٥٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.

دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه "خودکشی" کرده اند، یا اینکه به خاطر "فعالیت های صیادی" مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!

به گزارش خبرگزاری آفتاب "علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر كه یك ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این كارشناسان بین‌الملللی در گزارش خود،  ‘عوامل طبیعی’ اعلام كرده‌اند كه در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد كه در نتیجه آن یكی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یكی از آن‌ها برای شكار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل كه شیب ملایمی دارد، گیر كرده‌اند." ٢/١٢/١٣٨٦

 

آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس "هارپ" نیست؟

این سوختگی نیست؟؟؟؟؟؟

 

هارپ (HAARP) یک پروژه ايست که مسئولين اعلام کردند برای "بررسی و تحقيق" درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع اين يک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.

هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم "هارپ" در کشورهای گرین لاند، نروژ، شوروی و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سيستم راديويی هواپيما ها و نهايتا سقوط آنها استفاده ميگردد.

نتايج:

همانطور که گفته شد ارتعاشات راديويی هارپ باعث سرخ شدن لايه آيونوسفير شده و اين لايه را  به نوسان در می آورد.

اين نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های پایین از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس

(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency   ELF/ULF)  نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمين، زمین زلزله ايجاد می کنند.

 با توجه به ازدياد درصد زلزله در سطح ايران در دهه اخير نسبت به دهه پيشين که متجاوز به ٤/٢٠٦ % بوده است ميتوان به وجود تاثيرات ديگری در ايجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه اين ازدياد پس از آغاز فعاليت های هارپ واقع شده اند.

پیشنهادات برای پیش اخطار:

اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.

برای پيشگيری و دريافت پيش اخطار از اين قبيل زلزله ها ميتوان ايستگاهايی در حوزه های وسيع تاسيس و بکار گرفت و با اندازه گيری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به  بروز  این زلزله پی برد.

زمان دريافت پيش اخطارهای ELF بين ١٥ دقيقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغير است. زلزله ی چین 30 دقیقه پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.

اندازه گيری فرکانسELF/ULF  در جاهايی که خالی از فرکانسهای مزاحم ديگر از قبيل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ايستگاه های راديويی و تلفنی ميباشد، انجام پذير است.

نمونه ای از يک دستگاه ELF/ULF  سنج دستی و يک دستکاه Magnetometer را در زير مشاهده ميکنيد. برای اطلاعاب بيشتر بر روی آنها اشاره کنيد.

 

            

                        ُELF/ULF Receivers 0.01Hz-40Hz                        Bell-5180-Magnetometer                                                      

پیام آخر:

 تصور نکنيد که همه  سيل ها، خشکسالی ها و زلزله ها طبيعی اند، خير!  اول گرم شدن "جو" را به دروغ به مردم ميفروشند و در اذهان جاسازی ميکنند و بعد همه بلاهای شبه طبيعی را بر سر مردم آورده و اگر کسی سئوال کرد که "اين همه سوانح از کجاست؟" ميگويند "تقصير از شما است که هوا را گرم می کنيد!"

 هدف من از جمع آوزی و نوشتن این مقاله سیاسی نبوده و قصد تکرار شعار های  "مرگ بر آمریکا" را ندارم و صرفا به جهت ابراز نگرانی و نيز  آگاهی به خوانندگان تهیه کرده ام.

 و اما سوال من از شما:

 آیا می توان نسبت به دو هفته زلزله متداوم در بندر لنگه بی اعتناء و بدون دانش بود؟ 

آیا اين زلزله ها واقعا طبیعی است و یا به ظاهر طبيعی و عملا ساخت بشر است؟

آیا می توان به تحقیق بیشتر در این زمینه ادامه نداد؟

 

                          تقديم به ايران، شاد و موفق باشيد...

 

مراجع ديگر: (به این قسمت اضافه خواهم کرد)

۱۵ اسفند ۱۳۸۷: با تشکر از تمامی دوستان که انقدر از این مقاله استقبال کردند. می توانم بگویم که این نوشته در کمتر از سه هفته به دست (حداقل) ۱۵۰۰ نفر رسیده است و این با کمک شما بوده است، و از این بابت واقعا ممنونم.

یک تالار گفتگویی به اسم "سنترال کلابز" مقاله ی من را در وب سایت خود قرار داد. اینجا دوستان زیادی سئوالاتی داشتند که به تک تک آنها (تا به امروز) جواب داده ام. برای مشاهده کردن از این سایت به اینجا اشاره کنید. بعد از مقاله دوستان سئوالات خود را ارائه دادند و جواب های من در لابه لای این سئوالات پیدا می شود. گفتم شاید شما هم سئوالاتی داشته باشید که در آنجا پرسیده شده باشد، و بتوانید جوابتان را آنجا بخوانید. البته همانطور که قبل نوشته ام، از طریق ایمیل هم می توانید با من تماس مستقیم بگیرید و سئوالات خود را بپرسید.

به زودی تمامی این سئوالات و جواب هایشان را به صورت یک Word Document در اختیار شما خواهم گذاشت.

 ویدیوهایی از ثریا:

چندین کلیپ ویدیویی برای تماشا و دانلود آماده کرده ام که دیدن آنها توصیه میشود. در حال حاظر تنها کیفیت خوب این ویدیوها آپلود شده اند. به زودی کیفیت های متوسط و پایین را آماده خواهم کرد. در صورتیکه نیاز به کیفیت های تلویزیونی به هر منظوری داشته باشید به من ایمیل بزنید.

هارپ در خلیج فارس و شاید جوابی به سوختن و مرگ دلفین ها؟ (حجم: حدودا ۲۰ مگابایت، مدت زمان: ۴ دقیقه ۲۲ ثانیه)

نباید زلزله بم دوباره تکرار شود (حجم: حدودا ۷ مگابایت، مدت زمان: ۱ دقیقه ۴۹ ثانیه)

نباید سونامی اندونزی دوباره تکرار شود (حجم: حدودا ۹ مگابایت‌، مدت زمان: ۲ دقیقه)

دانلود متن کامل این نوشته به صورت Word Document با ۲ کیفیت مختلف:

Word 2003v: (آخرین ویرایش در ۲۳ اسفند ۱۳۸۷)

کیفیت بالا (حجم: ۷۶۸ کیلوبایت)          کیفیت معمولی (حجم: ۳۶۲ کیلوبایت)

ویدیوها و کتاب هایی از محققان خارجی به زبان انگلیسی:

در مورد "هارپ" کتابی بنام  Angels Don't Play This HAARP  بتوسط Dr. Nick Begich  نوشته و بر مبنای آن دو ويديو،  يکی در سال ۱۹۹۵ بنام  Angels Don't Play This HAARP و ويديوی ديگری در سال ۲۰۰۸ بنام  Angels Still Don't Play This HAARP تهيه شده است.

 در مورد جنگ ويتنام (Vietnam) و باران های سيل آسا و دستکاری آب و هوا به توسط آمريکا (اغلب باران های استوايی از طريق ماهواره و سمپاشی از هواپيما بر روی ابر ها ايجاد می شدند) آقای دکتر  باب فيتريکاس (Dr. Bob Fitrakis) کتابی بنام Weather Modification & Full Spectrum Dominance نوشته و فيلمی از کنفرانس خود در اين زمينه  تهيه کرده که بخشی از آن را در کليپ ويديويی بنام THE MAD WHITE HOUSE WILL USE LASER WEAPONS ميتوانيد مشاهده کنيد.    

 مقاله ای در مورد عملکرد هارپ در دانشگاه استانفورد (University of Stanford) به نام HAARP PROJECT تهيه شده است که فقط به جنبه تحقيقاتی هارپ نگاه می کند و به جنبه های غير انسانی آن توجهی نشده است.

 سوالی به بقاء موجوديت و در آينده ای نه چندان دور؟ به اينجا HAARP WORLDWIDE اشاره کنيد.

 برای پيوند های مطالعاتی امواج راديويی زير فرکانس ۲۲ KHz به اینجا اشاره کنيد.

 پارلمان شوروی به هارپ چگونه فکر میکند؟

اعتراض شرکت  بوئينگ (Boeing) به هارپ در اين رابطه بخوانید.

 

2009/3/11
پاراچنار فراتر از غزه ...  

To:  Governments of Pakistan, USA, UK, China, Afghanistan, Saudi Arabia, Iran, UNESCO, UN Human Rights Council, UN Security Council, OIC, European Union, Amnesty International, HRCP, Human Rights Watch, ICG


Aim

The aim of this petition is to draw the world's attention to the plight of minority Shia Muslims in Pakistan. Hundreds of Shias have been killed in the last one year alone in various acts of terrorism by the Taliban, Al Qaeda, Sipah-e-Sahaba, and other sectarian and jihadi groups in Pakistan.


Background

Shia population in Pakistan

Islam is the state religion of Pakistan with Sunni Muslims forming the majority of the population (Europa 2008 2008, 3498; US 19 Sept. 2008). According to the United States (US) Department of State's International Religious Freedom Report 2008, the Shia minority is roughly 10 to 20 percent of the population (US 19 Sept. 2008, Sec. 1; see also ibid. 6 Nov. 2008) whereas Sunnis are estimated to be constituting 70 to 85 percent of the population.


The treatment of Shias

According to the US Department of State's Country Reports on Human Rights Practices for 2007, Shia Muslims in Pakistan "faced discrimination and societal violence" (US 11 Mar. 2008, Sec. 5). Country Reports 2007 further states that Shia Muslims "were the targets of religious violence" (ibid. 11 Mar. 2008, Sec. 2.c). The International Religious Freedom Report 2008 indicates that some Sunni Muslim groups have published literature calling for violence against Shia Muslims (US 19 Sept. 2008, Sec. 3). Freedom House states that Shia Muslims (along with Christians and Ahmadis) are targeted by extremist groups in Pakistan (2008). Country Reports 2007 states that the "[p]olice often failed to protect members of religious minorities � particularly ... Shias � from societal attacks" (US 11 Mar. 2008, Sec. 1.d).

Source: UNHCR Report PAK102973.E: The treatment of Shias in Pakistan (2006 - November 2008) http://www.unhcr.org/refworld/publisher,IRBC,,,49913b5e59,0.html


An account of recent Shia killings in Pakistan (from 1 Jan to 20 Feb 2009)

Note: This is only a brief glimpse of systematic and continuous killings of Shia in Pakistan in the last few weeks. For a detailed account of the Shia genocide in the last many years in Pakistan, visit: http://www.shaheedfoundation.org/home.asp

1. On 20 February 2009, a suicide bomber killed at least 32 Shias and injured another 157 who were attending the funeral of an already murdered Shia leader in the southern district of D.I. Khan (Dera Ismail Khan) in the NWFP. Previously on 21 November 2008, 6 Shia were killed and 25 more received severe injuries when a powerful bomb ripped through the funeral procession of a slain Shia leader who was shot the previous night.

2. On 19 February 2009, six Shia were killed in Parachinar when Taliban terrorists opened indiscriminate fire on them at mid-day. They had gone to collect wood from local forest. It may be noted that the Shia are under siege in Parachinar for the past many years. The massacres of hundreds of Shias in Kurram Agency in 2007 and 2008 saw regular trickles of Shias migration. (Over the years, cities like Thal, Hangu and Kohat have developed significant pockets of migrant Shia population. All this area is also the target of the Afghan refugees who have leaked out of the Afghan refugee camps and don�t plan on going home because becoming a part of the Al Qaeda fighting machine is more lucrative. They take the identity of Taliban and do a lot of Shia-killing on the side. An informally named ghetto, Shiagarh, is an obvious target, located just 10 miles from Kohat going to the city of Hangu.)

3. On 19 February 2009, a Shia man, Qurban Ali, was killed and another Sabir sustained injuries when terrorists opened fire on their van in the Gilgit area.

4. On 10 February 2009, Mualana Syed Shabeer Hussain Shah was killed near Qureshi Maur; he was a prayer leader at Masjid-e-Kotla-Qaim Shah in D.I. Khan. He was 45 years old.

5. On 9 February 2009, Sardar Ali Baba, 45, was killed in Peshawar. He was the bread-winner of the family and used to run medicines' business. He is survived by four mourning children.

6. On 5 February 2009, at least 35 Shia were killed and more than 50 injured in a suicide attack on a Shia gathering in D.G. Khan.

7. On 3 February 2009, Syed Iqbal Haider Zaidi was killed when terrorists attacked him near Dabal Road, Quetta. He worked in a Wood factory to earn livelihood.

8. On 2 February 2009, Syed Munawar Kazmi of Shia Dialogue Committee was shot in D.I. Khan.

9. On 27 January 2009, Syed Ather Shah was killed by terrorists on Dial Road outside of his home in D.I. Khan. Syed aged 40 years was the caretaker of Imambargah Faqir Shah Muhallah Totaan Walla. Previously on 18 January, another Shia, Ali Abbas was killed in the same city.

10. On 26 January 2009, Hussain Ali Yousufi president of Hazara Democratic Party was killed in firing by terrorist in today morning at Jinnah Road Quetta. The killing of Shia notables in Quetta, particularly those belonging to Hazara community, has sadly become a frequent occurrence. Some of the killings have been owned by Lashkar-e-Jhangavi, a sister organization of Pakistani Taliban. The number of the Shia community members killed there over the recent years has exceeded 300. Besides religious figures, liberal politicians, businessmen and government officials have been targeted.

11. On 14 January 2009, 3 Shia Police officials named DSP Hassan Ali, Mohammad Baqir and Sifwatullah were killed in Quetta, four were injured. They were going to Police Training Centre Quetta at Saryab Road at 10: 30 AM (PST) when terrorists sprayed fires upon them. All killed and two of injured belong from Shia Community. Four days ago president of Shia Conference was also targeted in Sibi (Baluchistan). On 8th June 2003 12 Shia cadets were also killed on Sariab Road Quetta.

12. On January 2009 in Hangu,17 Shia Muslims were killed and more than 35 injured. Taliban terrorists attacked with heavy weapons on Shia populated areas of Hungo City like; Ali Abad town, Muhallah Ganjanokalay, Muhallah Sangerh and Muhallah Paskaley.

13. On 10 Jan 2009, 4 Shia were killed and another 10 are injured when Taliban attacked the Shia converged for Ashura Procession in Hangu.


In Summary

1. There is an ongoing, systematic killing of Shias in all areas in Pakistan, particularly in Kurram Agency, Kohat, Hangu, D.I. Khan and Quetta, and also in other areas.

2. Taliban have openly claimed responsibility for attacks on Shia gatherings in Pakistan. They are supported by their sister organizations such as Sipah-e-Sahaba Pakistan, Lashkar-e-Jhangavi and other jihadi and sectarian organizations.

3. Looming large over all sectarian violence in Pakistan in recent times are various Taliban/jihadi figures, such as that of Qari Hussain, a militant commander based in South Waziristan, who is also known by the nom de guerre Ustad-i-Fidayeen (teacher of suicide bombers). Qari Hussain is believed to be a recruiter and trainer of suicide bombers and has infused his ideology with a virulent stream of anti-Shia sectarianism. This is an approach similar to the one adopted by Abu Musab Al Zarqawi in Iraq.

4. Since the ISI is involved in promoting and protecting jihadi outfits such as Taliban, Lashkar-e-Taiba, and other jihadi and sectarian organization, the ISI's willingness to curb and eliminate acts of sectarian terror is seriously compromised or is doubtful.

5. The government's failure to track down the culprits has emboldened the perpetrators to kill with impunity. The situation has understandably enraged Shias in Pakistan. The Shia community is exasperated with the government's inability to perform one of its basic functions, that of ensuring that the lives of the people are protected. They are tired of hearing trite repetitions of promises by the Pakistan Government to 'find' the culprits and give them 'exemplary punishment'.

6. While the government has failed, the opposition's and media's role in Pakistan is no less pathetic. Some of them are clearly sympathetic to the Taliban, justifying their acts of terror, despite the fact that the Taliban have openly claimed responsibility of scores of Shia killings in Pakistan.

7. The world at large has paid little attention to the plight of Shia Muslims in Pakistan. The number of Shias killed in Pakistan in the last one year alone is much larger than the total number of Palestinians killed in the recent Gaza war. Yet, there is little international attention to the plight of Pakistani Shias.

8. The Sunni population also fears that unhindered killings of the Shias might cause sectarian strife in an area where the sects have generally coexisted peacefully for centuries. The Human Rights Commission of Pakistan has expressed its concern that the state agencies' consistent failure to track down the killers may prompt the Shia to retaliate against members of other sects, which is perhaps the sort of violence those behind the target-killings want to trigger. Source: http://www.hrcp-web.org/hrcpDetail_2.cfm?catId=180&catName=Press%20Releases


The Petition

According to the Human Rights Commission of Pakistan, the recent string of target-killing of Shias in Pakistan and the government's failure to bring any of the perpetrators to justice is a cause for growing alarm.

We, the citizens of Pakistan, of all religious affiliations (including Sunni and Shia Muslims, Ahmadis, Christians, Hindus and others) are extremely sad and concerned about the ongoing, systematic killing of Shias in various parts of Pakistan. We urge you to take immediate action to stop killing of innocent Shia in Pakistan, particularly in Parachinar, D.I. Khan, Kohat, Hangu, Quetta and other areas affected by violence against Shia.

We believe that the Shia killing is not an act of sectarian violence by Sunnis. In fact, these acts of terror are being perpetrated by a handful of extremist Deobandis and Wahhabis (Salafis) who are currently operating under different names, such as Tehreek-e-Taliban Pakistan (TTP), Sipah-e-Sahaba Pakistan (SSP), Lashkar-e-Jhangvi (LeJ) and other jihadi and sectarian organisations.

We also believe that Pakistan's Inter Services Intelligence (ISI) is responsible for engineering, planning and facilitating these acts of terror in order to execute and expand its jihadi agenda, and to implement a plan to convert Pakistan into a puritanical Wahhabi state.

The sad and gory events of Shia massacres in Quetta, D. I. Khan, D. G. Khan, Parachinar, Hangu and other areas in Pakistan in the last few weeks should have acted as awakeners for the Pakistan Government - especially for those sections of it directly responsible for protecting lives of the people (i.e. Police, ISI and the Army). They have failed to fulfil their duty to protect the lives of citizens who, in the words of the newspaper 'Dawn', are the continued targets of "a one-sided massacre of unwary mourners."

However, given that the current civilian government in Pakistan has little power over the ISI and its unholy alliance with the jihadi/sectarian organisations, we urge that external and internal stakeholders in Pakistan (e.g., the UN, USA, UK, Saudi Arabia, China, Iran, Afghanistan) will be able to influence the military leadership in Pakistan to reconsider their policy of abetting and protecting jihadi and sectarian terrorists.

If, however, Government of Pakistan is serious about taking steps to control and reverse the menace of target killing of Shias, here are some steps for immediate implementation.

We demand that:

� Government must constitute a permanent, high-power Anti-Sectarianism Commission in Pakistan, comprising the Chief of Army Staff, Chief of the ISI, a judge of the Supreme Court, federal minister of religious affairs, representatives of Shia, Deobandi, Barelvi, Salafi communities as well as members of minority communities. The Commission must meet at least once every three months to monitor the state of sectarian violence in Pakistan and deliberate on the progress to curb sectarian terrorism.

� Local commandants of the ISI as well as local DIG/SP of Police must be held responsible for any act of sectarian terror which takes place their respective areas of jurisdiction. If they are unable to stop acts of terror or to arrest terrorists involved, the ISI and Police officials must be dismissed from their duties, arrested and tried for their negligence or complicity in the acts of terror.

� Terrorists involved in acts of violence and those supporting them within the military and civil establishment must be arrested and tried immediately in anti-terrorist courts (ATCs). Bring people responsible and behind these killing to justices; punish them to maximum limit � the maximum time between arrest and sentence must not be more than three months. All of those involved in encouraging or executing sectarian violence must be punished with death sentence because there are instances in which these terrorists either managed to flee the prison by bribing the jail authorities or by harassing the judges through the ISI or Taliban.

� The arch-terrorists of Taliban, Sipah-e-Sahaba and Lashkar-e-Jhangvi who are already under arrest, e.g., Akram Lahori, Malik Ishaque and Hafiz Shahid, all of whom have accepted killing Shia Muslims, shown no remorse, and promised 'more of the same' if they get the opportunity, should be publicly hanged forthwith as per sentences already handed down by ATCs. This will act as a strong deterrent to prospective travellers of this short-cut to heaven.

� The mullahs who advocate 'takfeer' of Shia Muslims (i.e. declaring Shias as non-Muslims; creating sectarian hatred) be jailed immediately and tried in anti-terrorism courts, and barred from holding membership of parliament or legislatures. Sitting members of assemblies and other famous 'scholars' who have published the fatwa of takfeer of Shia Muslims include Maulana Samiul Haq, Hafiz Hussain Ahmed, Maulana Abdul Ghafoor, Maulana Maula Bakhsh, Maulana Muhammad Ayub Khan Binori and others.

� The madrassahs in which Shias are portrayed as Kafir (non-Muslim) or which promote sectarian hatred against Shias must be immediately closed down, and their leaders arrested.

� Defeating the hydra of militancy does require different tactics at the local level, but there must be overall strategic coherency too. Currently, Pakistan is fighting the militants piecemeal in different areas of the country. That must change; the militants must be pursued across the length and breadth of the country simultaneously. There must be no dialogue with sectarian terrorists; they deserve no mercy.

� Compensate Shia Muslims affected during sectarian attacks financially; Rs. 1 million compensation per Shia death must be paid to the family of each Shia killed; Rs. 5 lac per person should be paid as compensation to those injured. Other loss of property must be totally compensated.

� Provide security and support to Shia not only through adequate police security but also by providing Shia mosques and imambargahs with latest scanners, anti-bomb equipment and anti-terrorism training so that Shias could secure themselves from any future attacks.

� STOP SHIA KILLINGS in Pakistan.


Sincerely,
The Undersigned

Sincerely,

The Undersigned

View Current Signatures
لینک فیلم کشتار مردم شیعه پاراچنار پاکستان


Parachnar Presentation Part 1

Parachnar Presentation Part 2

Parachnar Presentation Part 3

Parachnar Presentation Part 4